
سلام دوستان خوبم
نیکا:هقق دوست دارم باور کن تهیونگ:🙂🙂 عزیزم به خودت فشار نیار خوشگلم گرفتش تو بغلش (عمم از الان بگم این پارت قراره هم احساسی هم تاریخی شه😂)تهیونگ:جوجه بسه گریه نکن دیگه پاشو پاشو یکم بگردیم بلند شدیم دستشو محکم گرفتم و باهم قدیم زدیم که نیکا:ته تهیونگ:بله نیکا:بیا باهم برنامه ریزی کنیم ،..برای ازد...مون تهیونگ:چشم کجا بریم بانو؟ نیکا:همینجا باشیم؟ تهیونگ:اره عزیزم هرچی تو بگی نیکا:برنامه هات خراب شد همشم تقصیر من شد😞😞 تهیونگ:نیکا گزیه کنی من میدونمو تو نیکا:خوب تهیونگ:...یک ساعت بعد رفتیم تو خونشون (بعد سلام احوال پرسی)منو تهیونگ با لبخند کنار هم نشستیم بابای ت:خوب بچه ها اجازه داریم عروسیو برگزار کنیم تهیونگ:معلومه نیکا باشه و بگه نه نیکا:تهیونگگگ تهیونگ:😂😂
نیکا:تهیونگ برنامه چیده بابای ن:واقعن خوب بگین بدونیم ما درگیریم خودمون تهیونگ:اه خوب فردا میریم خردی میکنیم با سلیقه ی نیکا بدم شما خودتون بابای ت:اره من کارای تالار و مهمونارو انجام دادم مونده خودتون اماده شید تهیونگ:ماهم فردا حاضر میشیم بابای ت:پس تاریخو بندازیم برای سه روز دیگه خوبه؟ تهیونگ:اره یه نگاه به نیکا کردنیکا:من باشمو بگم نه؟ تهیونگ:🌹🌹
دیگه ماهم رفتیم خونه ی خودمون واقعن خوشحال بودم بابای ن:نیکا نیکا:بلهه بابای ن:وقتی رفتی باید هروز بهم سر بزنی نیکا:بابایییی بابای ن:دختر کوچولوی منو چه زود بزرگ شد نیکا:لبخند ژدم ولی بد لبخند پاک شد بابای ن:چیشد نیکاا؟؟ نیکا:من..من باید تا اخر عمرم نقاب بزنم؟ بابای نیکا سرشو انداخت پایین ..متاسفم نیکا نیکا:😞😞 بابای ن:🙃 لبخندت کو؟ نیکا رفت بغل باباش فردا«»«»با سدای تهیونگ بلند شدم برگشتم دیدم کنارمه واییییییی
نقاب روی صورتم نبوددد تهیونگ:پرنسس دنبال اینی؟ نقاب دستش بود نیکا:تهیونگگگ بدههه تهیونگ:هوراا خانم من زشته کسی عاشقش نمیشه جز خودم نیکا:🤯🤯 بدههه تهیونگگگ شییی بده دیگهه تهیونگ:نچ نچ بزار به صورت زشتت هوا برسه نیکا:😤😤😤😤 خودت خواستی بلند شدم افتادم دنبالش و کل اتاق و راهرو رو دویدیم تهیونگ:تسلیممم ولم کننن بیا بگیرش نقابو گرفتم و دستشو گرفتم بردمش تو اتاق وای افتاده بودم به نفس نفس زدن نیکا:حسابتو میرسممم حولش دادم روی تخت و قلقلکش دادم تهیونگ:اییی نیکااا بسههه نیکااااا
مدتی بعد😐 .....نیکا:خودم تهیونگ:نخیرم تو کت شلوار منو انتخاب کن منم لباس عروسو نیکا:نمیخوام تو داری کت شلوار برا چیته😂😂 تهیونگ:باشه قهرم نیکا:عهه شوخی کردممم تهیونگگگ بچههههه تهیونگ با حالت بچه گونه:قبول؟؟ نیکا:😒باشه ولی قشنگ باشه تهیونگ:که من بی سلیقم؟؟ نیکا:گفتم بی سلیقه!؟؟ تهیونگ:منظورت این بود دیگعع

پایان پارت 14.......😊😊😊 دخملا لایک و کامنت فراموش نشه منتظر کامنت های قشنگتون هستم😊😊
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
بسی زیاد گشنگگگگ بیش از حد گشنگگگگ:))🤍
تو گشنگگگ میخونیییی
داستان خیلی قشنگی بود
اجی ادامه داره😐
ملصیی
میدونم ادامه داره ولی منظورم اینکه تا اینجا داستان خیلی قشنگی بود🤣🤣🤣❤🌹
😂😂 مرصی اجی جونم
عالیییییی بید پارت بعد پلیز
چشمم امشب میزارم
خیلی خوب بود
مرصی