
گیلبرت: ساکت ب.بند 😐مری من از اینا میخوام . مری: چب بگم خب... کت: امکان نداره😠. گیلبرت او نه نه یه جا رو اشتباه گفتی امکان ..داره 😈. کت: این چرا این جوری شد . آندره: نمی دونم . مری :کت 😐. کت: ج.ان 😊مری: فراااااار. کت : تا پا مو تکون دادم یک پرید رو کوله هام و گوشیمو کشید .آئیییی نکن نک نکن . گیلبر: اسب تک شاخ به پیییییییش . کت : مگه بچه ائییی😬😬😬. گیلبرت: یووووووهوووووو چه کیفی میده خ.ر بازی . کت: تک شاخ و ترجیه میدیدیم. مرینت: وای ....باورم نمیشه این گیلبرت .....قبلا ..خیلی جدی و ....آندره: درسته ولی خوبه که دیگه قرار نیست تو خواب به ما دستور بده . مرینت: کجای کاری هنوزم دستور میده 😐. آندره:😐😶
مری: منو آندره داشتین کنار دریاچه (دریاچه بود؟)میرفتیم که من یه ماهی خوشگل دیدم و رفتم کنار دریاچه . آندره : چه خوشحال به نظر میاد
(کجا بودیم .....آها )مرینت: داشتم ماهی رو نگاه می کردم خیلی خوشگل بود(ماهی بود درسته ؟)آندره: مرینت . مرینت: بله . آندره: تا حالا.....شده به این فکر کنی که تنهایی...مرینت: چی...آندره : من از وقتی ۱۱سالم بود همیشه این حسو داشتم که تنهام کسی .... براش مهم نیست که ،سر من چی میاد ...میدونی من همیشه ...سعی میکنم توجه دیگران رو جلب کنم با چیزایی که میسازم و مینویسم ولی..کسی اهمیت نداد ...کسی برام وقتی نداشت 😔. مرینت: دستم و گذاشتم رو کولش و گفتم هی ...تو تنها نیستی من...رمانی که نوشتی رو ..خوندم واقعا عالیه . آندره: جدی جدی خوندی 😳!. مرینت: آره تو خیلی خوب به شخصیتا جون میدی کاری میکنی آدم همراه داستان همینجوووور بره . آندره: م...منونم 😊....راستی مرینت گیلبرت و ...اون گربه هه . مری: ها!!!.-بوووووووم-آندره و مری: وای یعنی دو دیقه نمی تونن باهم جور باشن !مری : رفتیم اونجا وو
کت: آخ آیی ...مگه چشم تو کلت نیست بچه ی یه ماهه . گیلبرت: حیف نمیدونم چند سالته وگرنه میگفتم کی یه ماهه است . کت : اصلا تو مرینت: وای خدا هردو شبیه پیرمردا شدید کت ...لباست به کل سفید شده . کت: بلند شدم و چرخیدم. مرینت: وای نه کت !!!!....اِه اِه (سرفه) واعییی.کت این جا رو پر از گردو قو قو قوبااا اچه.کت و آندره و گیلبرت: 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂. مری: هی خنده دار نیست نخندین با شما ها. کت و آندره و گیلبرت: 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂آییییییییییی😣. مری: که شما ها باشید . کت: حالا چرا ...گوشمون رو میکشی آخخخ گوشمو نکشششششش. مری: تنبیه....خودتون ناهار و درست میکنید آندره: من مامان ندارم گناه دارم😭. گیلبرت: منم داشایی که داداشم نبودن و گم کردم 😭. کت: منم😭...اِ منم 😐..منم من من من اصلا این نه منم من منم منم من (این بود فک کنم چیزی که میگفتن و ما فکر میکردیم میگن من منم منم منم منم منم منم😂😅)مرینت: اَهههههههه بلند شید ببینم این آردا رو از رو خودتون پاک کنید و اینجا رو تمیز کنید!(و رفت و در محکم پشت سرش بست . )کت: شیکوند درو . . مری : رفتم و اون آردا رو پاک کردم و دنبال خرگوش گشتم .
فیلیکس: نمی دونم کجام دارم دنبال بچه ها میگردم اگه از همون اول همه باهم هماهنگ بودیم اینجوری نمی شد که .....یه فرد با مو های سرمه ای دیدم و چشمای آبی ....پریدم رفتم لغب (برعکس بخونید ) کردم .
حرص تون دادم نه 😂 ممنون که تا این جا بودید
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود🥲🥲🥲🥲🥲
مرسی🌸😊
عالییی مثل همیشه
منتظر پارت بعدی ام
مرسی آجی جون ❤
مرسی آجی جون ❤
آفرین آجی جونمممم عالیییییییی😘😘😘😘
خیلی ممنون😊
نمرت ۲۰
ممنونم 😊
عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
خیلی ممنون
به ۱٠فرشته کیوت جهت ۸۲٠تایی شدن نیازمندم⛓️💕🌊
میشه کمکم کنی؟ 🫧🥢
فرشته نیستم ولی باش😊