او با خود اینطور می گفت : امروز تنها روزی که دیگه حس نمی کنم تنهام نمیدونم چرا اما این حس رو نمی تونم از خودم دور کنم . فکر کنم دارم دیوونه میشم آخه کدوم آدم عاقلی تو جنگل وقتی توی یه کنده درخت گیر افتاده احساس تنهایی نمی کنه و خوشحالی توی این اردو فکر نمی کردم حتی بتونم یه لحظه شاد باشم اونم توی همچین موقعیتی که توی یه کنده درخت گیر افتادم این صدا صدای چیه که داره می یاد این صدا باید صدای یه ...
رز اکنون در یکی از سواحل ماداگاسکار بود اما این امکان پذیر نبود که در اینجا یک خرس قطبی زندگی کند او از این موضوع تعجب کرده بود احساس شادی او به یکباره به ترس تبدیل شده بود یعنی این دیگر قرار بود آخرین روز زندگی او باشد یعنی به همین زودی به پایان زندگی خود نزدیک شده بود او باور نمی کرد که مرگ به سراغ او آمده باشد شاید هم حق با او بود این مرگ نبود او تنها یک ....
خرس نعره بلندی زد از صدای نعره او درخت از ریشه کنده شد وشارلوت که هنوز هم وجودش پر از ترس و وحشت بود دقیقا به جلوی پای خرس پرتاب شد در آن لحظه او دیگر نمی دانست که باید چه کند از این رو از ترس نقش بر زمین شد اما وقتی چشم هایش را باز کرد دید که خرس هم اکنون با یک ببر در حال مبارزه است او نمی توانست از جای خود تکان بخورد
آن دو به طور بسیار درنده و با قسط کشت یک دیگر به هم حمله ور می شدند پایان آن نبرد داشت نزدیک می شد خرس ببر را به گوشه ای پرت کرد ببر دگر جانی نداشت یعنی او مرده بود شارلوت نمی دانست چه کند خرس به سمت شارلوت آمده بود که یک دفعه ...
اخیی😍
عالیییییییییییی
انـیـو♡
منیونجییسولوییستـجدیدم♤
بـفـناممیگـم𝐀𝐧𝐠𝐞𝐥!•-•
----------------------------------------
"'𝐂𝐚𝐧 𝐲𝐨𝐮 𝐛𝐞 𝐚𝐧 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥?'"
----------------------------------------
”اگـازتـبـلیغبـدتـمیادپـاکـکـنولیهیتـندهچوناصلاکـارقشنگـینیس!‟
200تاییم کنید بک میدم! •-•🌻🍡