های کیوتام🥺💜اینم پارت ۱ امیدوارم خوشتون بیاد لطفا لایک کنید تا پارت های بعدی هم بزارم🥺💜🙏
امیدوارم خوشتون بیاد🥺🐦اگه دوست داشتین لایک کنید😉🐋اگه از این داستان خوشت اومد یه کامنتم بزار فالوعم بکنی به خدا به جایی بر نمیخوره کیوتم راستی(فالو=فالو)
(از زبون ا.ت):یک روز کسل کننده ی دیگه،دوباره از خواب بلند شدم و مستقیم رفتم تو دستشویی به قیافه ی رقت انگیزم تو آیینه نگاه کردم و یه لبخند فیک زدم...موهامو شونه کردم و صورتمو شستم با حوله ی صورت صورتمو پاک کردم و کرم مرطوب کننده زدم اومدم بیرون از دستشویی و نگاه ساعت کردم هنوز وقت بود رفتم لباسامو پوشیدم و به سمت کیفم رفتم برش داشتم کتاب هامو داخلش گذاشتم و به سمت مدرسع راه افتادم(لباس ا.ت👆)...
به شمت مدرسه میرفتم که یهو یکی منو گرفت جلوش +توروخدا تکون نخور بزار اینا برن -وای چیکار میکنی ولم کننن +لطفا کمکم کن -خیلی خب خیلی خب حد اقل دستتو بکش من جلوت وای میسم +ممنون....آخ دستت درد نکنه من دیگه میرم -وایسا ببینم ساعت چندهههه(به دست خودش نگا کرد ساعت نداشت آستین دست اون مردو داد بالا که ساعتو ببینه)ای وای دیرم شدههه من باید برم امیدوارم دیگه کسی دنبالتون نباشه خدافظظظظ...اون مرده چرا ماسک مشکی داشت هه نکنه آیدل بوده من نفهمیدممممم وای باید ماسکشو میکشیدم پایین ولی نه نمیخوام تو حریم شهصی دیگران دخالت کنم آره آره من دختر خوبی هستم...به مدرسه رسیدم بازم دیر رسیدم و تنبیه شدم در حال تمیز کردن حیاط بودم که یهو یه صدایی اومد پشت دیوار بود جارو رو به حالت دفاعی دستم گرفته بودم فقط من تو مدرسه بودم به سمت دیورا رفتم و دیدیم یکی خوابیده رو زمین به سمتش رفتم و با جارو زدم به پهلوش صدایی ازش در نیومد حتی اگه دزدم بوده باشه گناه داره آخه ببخشید این کارو میکنم ولی .... یه سطل آب اوورد و ریخت روش +یا ابولفَضل العباس دختر چتههههه...ناگهان اون مرد ماسکشو داد پایین...ا.ت:ج...ج...ج...ج...جونگکووووووووووککککککککک ،(جیییییییئیغغغغغ) +سیسسسسس.....
اینم پارت ۱ 😊 امیدوارم خوشتون اومده باشه🌈💜مایل به لایک و فالو؟راستی کیوتم(فالو=فالو)
عرر عالی بودددد
عالی بود
عالی عالی عالی و بازم عالی پارت بععععد لطفا😊
ارررههههه پارت بددددی
خوب بود ولی کم بود
عزیزم فالوم کن فالوت میکنم