ناظر لطفاً منتشرش کن چیزی نداره ممد لطفاً شخصیش نکن
🐿️ اوف ببین ا.ت نگران نباش هیچ کاری نمیتونه با هات بکنه خب 👧:هق باش هق 🐿️:حالا اشک هاتو پاک کن برو تو خب دختر ؟ 👧:باشه رفتی تو چیشد هیچی دیگه کتابمو داد (صبح ) 👩🎓:رفتی نشستی صبحونتو خوردی 👧:خاله من میرم یه سر پیش مامان 👱♀️:باشه 👩🎓:زنگ هوپی زدی 🐿️:الو سلام خبری از کای نی؟ 👧:(خندیدی)تو که وضعیتت از من بدتره 🐿️:باشه حالا عهه 👧:هوپی کارداری ؟ 🐿️:نه 👧:میای دنبالم 🐿️:باش
👩🎓:هوپ اومد دنبالت سوار شدی رفتین بیمارستان 🐿️:ما ایجا چیکار داریم ؟ 👧:مگه نگفتی میخوای مامانمو ببینی بیا دیگه رفتین تو 👧:سلام مامان 🤱:سلام دخترم اون کیه همراهت 🐿️:دوستشم 🤱:وای چه بهم میاین 🐿️:ممنون 🤱:پسرم من با این وضعیت خیلی زنده نمیمونم 👧:عههه مامان این چه حرفیه 🤱: مواظب دخترم باش 🐿️:چشم 👧:مااامان نگو دیگه 🤱:ا.ته دخترم قرصمو بهم میدی 👧:اره مامان 👩🎓:ژهو یه صدای زیییییییینننننننگ شندی برگشته روی صفحه یه خط صاف دیدی
👩🎓هوپی پرید پرستارو صدا کنه اومدن شمارو بیرون کردن تو ب.غ.ل هوپی گریه میکردیی اون دلداریت میداد بعد چند دقیقه دکتر اومد دکتر: متأسفم 👩🎓دپرس شدی هوپی بردت تو ماشین به یه نقطه نگا میکردی بردت تو خونه 🐿️:خاله جان متاسفانه مادر ا.ته 👱♀️:فوت شده میدونم 🐿️:پس من مزاحم نمی شم هوپی رفت 👧:خاله من میرم بیرون 👱♀️:برو 👩🎓داشتی تو خیابون تاریک تنها زیر بارون راه میرفتی یه دفعه یه چیزی اومد جلو دهنت سریع برگشتی صورتشو دیدی دسنالو گزاشت روی دهنت اسمشو زیر لب گفتی:ک...ا....ی
تموم ناظر لطفاً منتشرش کن چیزی نداره دفعه پیش هم رد شد
نظرات بازدیدکنندگان (0)