
پارت قبلی 25 بود اشتباهی نوشتم 24😅😐
❤️ پارت 26: شاهکار ما❤️ تهیونگ: بیا خودت ببین. کاغذو داد بهم. نوشته های روش انگلیسی بود. منم که زبانم خوب بود شروع کردم به خوندنش. انگار لیریک یه آهنگ بود. - چه قشنگ؛ واقعا امید بخشه. تهیونگ: مگه میدونی چی نوشته؟! - خب آره. یکی از درسایی که توش خوب بودم انگلیسی بود. تهیونگ: ولی برای من خیلی سخته. - نه اصلا سخت نیست. اگه کد گذاری کنی خیلی راحتتر میشه. تهیونگ: چجوری؟ یکم باهاش کار کردم و جاهایی که میخواست بخونه رو واسش خوندم و اونم تکرار میکرد. بعد اینکه یاد گرفت گفت: ممنون. لبخند زد. لبخندش خیلی خیلی قشنگ بود. - خواهش میکنم کاری نکردم که😊
تهیونگ: راستشو بخوای اول که فهمیدم کوکی دوست پیدا کرده حس کردم از من دور شده؛ چون من و کوک چون از همه کوچیکتریم از همون اول باهم یه صمیمیت خاصی داشتیم. رفتنشم برای من خیلی سختتر از بقیه بود. بعدشم که تورو دیدم فکر کردم بخاطر معروف بودنش باهاش دوستی ولی الان میبینم اشتباه قضاوت کردم... - همه اشتباه میکنن، منم اولش فکر میکردم آدم سرد و بی تفاوتی باشی ولی الان برعکسش بهم ثابت شد. و خوشحالم که کمکت کردم. تهیونگ: میگم حالا که همو شناختیم میشه بیای و بیشتر باهام انگلیسی کار کنی؟ به اتاقش اشاره میکرد. - باشه حتما. رفتیم تو اتاقش یکم انگلیسی باهاش کار کردم. تهیونگ: خب دیگه بنظرم کافیه. فسفرام سوخت😂 - باشه. راستی تو میدونی دبیرستانای شبانه روزی چجورین؟ (ماشالا از همه ام آمار میگیره 😂)
تهیونگ: خب قاعدتا شبانه روزین دیگه. - نه منظورم اینکه که امتحانشون چجوریه، مثلا من میتونم قبول شم؟ تهیونگ: آها منظورت بورسیه س. فقط شنیدم سخته. ولی اگه درسای دیگتم مثل زبانت باشه راحت میتونی بری...خب دیگه کم کم بریم برا شام. تو ام برو ببین کوک بیداره یا نه. - باشه. رفتم بالا که دیدم جانگکوک خودش داره میاد. سر میز نشستیم و جین غذارو اورد. جین: بفرمایید اینم شاهکار منو میچا. نامجون: واقعا؟ پس این غذا خوردن داره... تهیونگ: به به دوکبوکی. بده اول خودم تستش میکنم. یدونه ازش خورد. همه مخصوصا من و جین منتظر ری اکشنش بودیم. تهیونگ: بر نخوره ها ولی افتضاحه. - واقعا؟ بدجور خورد تو ذوقم. اونهمه زحمت کشیدم و نتیجش شد این. تهیونگ: باور کن، خیلی خیلی بده. امتحان کن میفهمی.
یدونه خوردم و همزمان با من جانگکوکم خورد. داشتم مزشو تجزیه تحلیل میکردم که یهو جانگکوک زد پس کله تهیونگ و همزمان با اون قهقهه تهیونگ بلند شد. + تهیونگ میک.شمت😬. بخورید بابا خوشمزس. تهیونگ: (لا به لای خنده هاش) میخواستم ببینم وقتی یکی برای اولین بار غذا میپزه و بهش میگی افتضاحه چجورجی میشه. - از کجا میدونی اولین بارمه؟ تهیونگ: از اونجایی که جین همش بهت دستور میداد و تو فقط انجام میدادی. جیمین: عه تو که گفتی بلدی... - بلدم، ولی تا حالا دوکبوکی درست نکرده بودم بخاطر اونه. نامجون: خیلی خب دیگه غذاتونو بخورید. تهیونگ: ولی جدا از شوخی خوب شده ها. مگه نه؟ بقیه تایید کردن...
آنچه خواهید خواند: تو که راهو بلد نیستی...زحمت نکشید شام آمادس...یه جا واست جور کردم...
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالیییییییییییییییییییییییی پارت بعد
عررر ایوللل عالیی 🧡🌿🍭
عالی بود❤️
عالی بود 👌👌