
آدرین:و بیهوشه 😨. رود خونه عمق اونقدر زیاد نبود ولی نکه ما گربه ها کش.ته مرد.ه ی آبن واسه همین آنقدر شنام خوبه 😑.مری رو بلاخره گرفتم ولی احساس کردم به سمت پایین کشیده میشم چرا🤥...نکنه ...آبشاااااااره 🥶😨🥶😨😭.
مرینت : چشامو باز کردم نور خورد تو صورتم بدنم درد میکرد مخصوصا کمرم با بی جونی پاشدم کناره یه آبشار بودم ....هی اون پسره ی اب.له کجاست .همه جارو گشتم انگار آب شده رفته تو زمین ..آب !. رفتم کنار دریاچه ای که توسط همین آب شار پر شده بود بیچاره گربه خودش بیرونه ولی کلش زیر آبه . آوردمش بیرون هرچه قدر دستم و رو سی.نش کوبید آب از دهنش نیومد واااای خدا چرا دستم خو.نیه 😨
مرینت :پیشی زخمیها. کت:خدایا سرم درد میکنه . مرینت: به هوش اومدی 😃. پریدم بغ ¤ لش . کت : تو تا تو دیقه پیش داشتی با بنده مثل حسان رفتار میکردی بعد الان داری... مری: فهمیدم گند زدم اومدم بیرون که . کت: لباست چی شده سالمی خوبی چرا خو "یه !!😱. مرینت: من سرمه ندیدم تو زخمی شدی یادم نبود زود بیا یه جا پیدا کنیم ..آااام آها اونجا یه یه کلبه است بیا . کت : کمک کرد بلند شم راه افتادیم به سمت کلبه . تو کلبه یه تخت یه صندلی راحتی میزو ...بود مری منو رو برد تا تخت دستش و گذاشت رو زخم . مرینت:تمرکز کن مری تمرکز کن تمرکز ....کت: نور آبی رو دیدم که خیلی زیبا بود وقتی مری دستش وبرداشت .زخم نا پدید شد ای محشره گفتم : چه قدرتی داری 😃. مرینت: ممنون . ..ولی من لباس نیاز دارم . کت : اون با من
مرینت: پیر گربه ای یه رفت .....تقریبا شب بود کت اومد و گفت : باید پنهانی می رفتم چون ممنکن بود مردم ازم بترسن ببخشید طول کشید . مری: ممنون . تو چشام زل زده 🙂گفتم برو بیرون 🙂. کت : چی ..واسه چی؟ . مری : میخوام لباس عوض کنم 🙂. کت : خووو چشامو میبندم . مرینت: بدو برو بیرون ببینم پرو .کت: عاااه اَی بابا 😫😩 خوو باشه. مرینت: پرو
ببخشید کم بود
اگه خوشتون اومد لایک کنید و کامنت بزارید تا بعد دوستان 💌
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود
خیلی ممنونم 💌🍓
های مای لاووووو💕💕💕
اصلا نموخام تبلیغ کنم🥢🥺
فقط تو قسمت جست و جو اگه ایدل نیسی (کسایی که دنبال کمپانی میگردن بیان) رو سرچ کن✨
اگه هم نخاستی نکن (:
بای لاو💙💟🍨🍭
-----------------------------
بازم ساری اگه ناراحت شدی ):
عاااااالییییی
مرسییییییییییی آجیییییی
ماچ به کلت
ممنون 💌🍓