
داستان از این به بعد جالب میشه 😉 شرطا:۲۵ لایک ، ۲۰ کامنت ،۱۱۱ بازدید
ناظر جون چیز بدی نداره تورو خدا منتشرش کن 🦋تستچی شخصیش نکن 🍭کاربر گرامی اول بالا رو بخون سپس لایک بنما 😂
- تو یه کمکی به من میکنی و اینکه اول هرچی درباره من ا/ت بهت گفته بگو &باشع😐-میشنوم 😍 &خب ، صبح که اقای جئون گفت که بیاد دنبالتون کاملا بهم ریخت و گفت که جای خودش من بیام و بهم گفت که یه پسر مغرور و از خود راضی هستین و دوران دبیرستان تو یع مدرسه بودین -خب ،دیگه &چیز خاصی ازش نمیدونم ،یع دوسالی هس که میشناسمش ولی ضاحرً تا جایی فهمیدم ۵ سال پیش براش یه اتفاقی افتاده که واسش تبدیل به کابوس شده و شبا نمیتونه بخوابه ،راااااااااستی چند بار هی بهم گفته قضیه اتیش سوزی قضیه اتیش سوزی ،نمیدونم قضیه اش چیه - کسی هست که چیزای دقیق تری ازش بپرسم &فک نکم ، ولی یه خواهر داره ۱۱ ساله بیچاره خیلی سوتی میده 🤣 میتونید از اون یه چیزایی بپرسید - کجا میتونم ببینمش &ادرس مدرسش رو براتون میفرستم ،باید ادرس دقیقشو از ا/ت بگیرم - ممنون که بهم گفتید ، اگه چیزی باز فهمیدین بهم بگین 😉&باشع ، اگه کاری ندارین من برم - خدافظ &شب خوبی داشته باشید ، خدافظ
از زبان کوک : قبلا میگفتم که ۹۹ درصد خودشه الان میگم ۹۹/۲۵ درصد خودشه ، امیدوارم ابجیش مثل خودش نباشع ،یه چیزایی بهم بگه . رفتم خونه که بابابزرگم به خدمتکارا گفته بود وقتی رفتم بهم بگن برم اتاقش ، منم رفتم . از زبان ا/ت: رفتم خونه رئیس .+سلام رئیس، خسته نباشید ₩سلام دخترم +خب پروژها درباره چیه و کی باید تحویل بدم ₩اول میخوام باهات حرف بزنم ،منتظر کسی هستم تا بیاد ،یه چند دیقه صبر کن + باشع . یه ۵ دیقه گذشت ،که یکی در زد . ₩بیا تو . از زبان کوک : رفتم تو اتاق بابا بزرگم که دیدم ا/ت هم اونجاست ، اخه این اینجا چیکار میکنه این وقت شب😐.
از زبان ا/ت : نشسته بودیم که جونگ کوک اومد . ₩خوش اومدی پسرم -مرسی ، بابا بزرگ کاری داشتین ₩بشین تا بگم - باشه ₩ خب معرفی میکنم ،کیم ا/ت منشی شرکت -میشناسمش ₩اونوقت از کجا ،تو که امروز اومدی ،وقتی هم اومدی هایون اومد دنبالت 😐 -امشب تو باشگاه دیدمش ₩اها ،جونگ کوک پسرم ،همونطور که قبلا گفتم ا/ت مثل بقیه کارمندا نیست و بیشتر دستاورد های شرکت به لطف ایشون هست و مثل دختر نداشتم می مونه ، هر کسی که تو شرکت بهش ت*و*ه*ی*ن کرده اخراجش کردم و انتظار ندارم که تو هم بهش توهین کنی -باش. ₩خب دخترم همون طور که میدونی من پیر شدم و هر روز نمیتونم بیام شرکت و به خاطر همین کارای تو دوبرابر شده +نه رئیس این چه حرفیه ₩فردا چهارشنبه هس ،جمعه یه جشن واگذار شرکت برگزار میکنیم توی باغ و به همه کارمندا میگیم که با خانواده بیان . (ادامه در نتیجه ...... )
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالییی بزار بعدیوو
گذاشتم
شرط هات کامل شدههههههههههههههههههههه
پارت بعد رو گزاشتم
توروخدا دو نفر لایک کنه این پارت به دست ما لرسه
پارت بعدی رو گذاشتمممم
اخیشش میسی
پارو بعد پلیززز
باشع
عالی بود
مرسی
داستانت عالی هست
منتظر پارت بعدی🙂🍫
🌷🌺
بزار دیه😐😐🥺🥺
۲۱ بازدید دیگه و ۸ لایک دیگه که خورد میزارم
به جون همین خیاری که دستم نیس از زندگی لف میدم😭🥒
پارت بععد
باشع 💓تا شرطا عملی شه
پارت بعد
پاااارتت بعدد
پارتتتت بعد