تاکیمیچی روی سرسره نشسته فک میکنه داداش هینا پشت سرشه خفه چیز رو راجب آینده میگه . بعد میبینه هینا بوده پس هینا میفهمه تاکیمیچی از آینده اومده بعد وقتی اما میمیره ۶ینا از دهنش در میره و به مایکی و کن چین میگه . اون ها هم تصمیم میگیرن هر چی تاکیمیچی گفت رو گوش بدن . بعد همه چی به خوبی پیش میره . بعد همه اعضا تصمیم میگیرن برای آیندشون نامه بنویسن و ۱۲ سال دیگه بازش کنن و
هینا و تاکیمیچی ۱۲ سال بعد با هم عروسی کنن . تاکیمیچی برمیگرده آینده و وسط عروسیش بیدار میشه و میبینه هیچکی نمرده . همه یه شغل خوب پیدا کردن و اونطور که کن چین میگه مایکی هم تو یه رستوران خارجی کار میکنه . بعد تاکیمیچی میخواد مایکی رو ببینه . کن چین حقیقت رو میگه و میگه دو سال بعد از اینکه تو رفتی مایکی ناپدید شد . بعد ذهن تاکیمیچی درگیر میشه و یک روز توی کمدش...
یک نامه پیدا میکنه که مایکی نوشته توش یک ساعت ملاقات گذاشته و یک مکان و پایینش نوشته از طرف مایکی . تاکیمیچی میره تو اون مکان و میبینه مایکی عضو یک باند دیگه شده . تاکیمیچی سعی میکنه مایکی رو برگردونه که مایکی یه گوله شلیک میکنه تو پای تاکیمیچی و بعد میره رو پشت بوم
و خودشو پرت میکنه پایین . از شانس خوبش تاکیمیچی دستش رو میگیره و میگه ولت نمیکنم و .... بعد دوباره خودش رو تو ۱۰ سال قبل میبینه (نتیجه گیری : از این به بعد باید با مایکی دست بده تا برگرده آینده ) وقتی کن چین میفهمه میگه منم عضو یک باند دیگه شدم باید با اونا همکاری کنیم . بعد تاکیمیچی رو میبره و ثبت نامش میکنه و با رئیس اون باند که دختره آشنا میکنه و یادم نمیاد چی شد که وقتی رفتن شهر بازی تاکیمیچی یکم از آینده رو دید و فهمید که رئیسه الان میمیره و .... به زور تا اینجا ترتیب رو یادم اومد
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
زود تر بیاد بد تر خر مرگ شدم
البته من تا چپتر ۷۶ خوندم 😐
تا ۷۳ فک کنم مال خود انیمه بود
ارع
سلام کیوتا✨
من ناظرم ✨
دنبالم کنید ✨
تستامو لایک کنید ✨
اسم تستت رو تو نظر✨
سنجی بگو منتشرش کنم✨
_______________________________
امیدوارم این فرصت رو از دست ندید✨