سلام این داستان جدیدمه امیدوارم که خوشتون بیاد
اسم: اِلا متاسفانه چند سال پیش منو خانوادم تصادف کردیم و پدر و مادرمو از دادم اما خاله امیلی نمیذاره که نبود اونا رو حس کنم وقتی کوچیک بودم مامانم و خاله امیلی خیلی باهم صمیمی بودن و وقتی مامان و بابام مردن چون دختر نداشت سرپرستی منو به عهده گرفت البته نگم عمو گابریل هم برای کم نذاشت و شد مثل بابام(گابریل اینجا خیلی پایه اس😹) شغل: بعدا میفمین
اسم: اِلا متاسفانه چند سال پیش منو خانوادم تصادف کردیم و پدر و مادرمو از دادم اما خاله امیلی نمیذاره که نبود اونا رو حس کنم وقتی کوچیک بودم مامانم و خاله امیلی خیلی باهم صمیمی بودن و وقتی مامان و بابام مردن چون دختر نداشت سرپرستی منو به عهده گرفت البته نگم عمو گابریل هم برای کم نذاشت و شد مثل بابام(گابریل اینجا خیلی پایه اس😹) شغل: بعدا میفمین اخلاق: گاهی وقتا جدی-بانمک-احساساتی-تو دل برو
اسم: آدرین آگرست(همون آدرین خودمونه) اخلاق: سرد و خشک-بی احساس-جدی
اسم: جانان اخلاق: از خودراضی-مهربون-یکم نچسب اینجا دوست صمیمیه اِلا هستش سن: ۲۸
اسم: آدرین آگرست(همون آدرین خودمونه) اخلاق: سرد و خشک-بی احساس-جدی سن: ۲۹
اسم: جانان دوست صمیمیه اِلا اخلاق: از خود راضی-مهربون-شوخ سن: ۲۸
نام: آیسا دوست صمیمیه اِلا اخلاق: کنجکاو-لجباز-دهن لق-شوخ طبع سن27
اسم: لوکا اخلاق-جدی-مهربون-دلسوز-یکم خشک سن۳٠
________
اسم: فیلیکس اخلاق: مهربون-شوخ-حسود- سن۲۸
بچه ها یادم رفت بگم مرینت۲۶ سالشه و اینکه یه نفر این داستانو نوشته بود اما نصفه ولش کرده بود و حالا من میخوام ادامش بدم امیدوارم که خوشتون بیاد اگه غلط املایی داشتم ببخشید چون دارم از یوزپلنگم تند تر تایپ میکنم😅
بای بای
چرا انقد کیفیت عکصا کمه
من الان دارم تست رو انجام میدم کیفت بد نیس
شاید نت من بده
عاااااااالی
مگه یوز پلنگم تایپ میکنه 😅
خب ولش کن نمی دونم اون آلیا بود یا آیسا؟
آیسا چون اسم آلیا خیلی تکراری شده
آها مرسی
بچه ها هرکی خواست اسمش تو داستان باشه تو کامنتا بگه 💕
به نظر جالب میاد😻
منتظر پارت 1 هستم😻
💕