از زبان ا.ت:صب زود از خونه زدم بیرون هوا بارونی بود ماسکم رو برداشتم و زدمش و چترمو بر نداشتم چون عاشق خیس شدن زیر بارونم❤از زبان شوگا:ساعت ۱۰ بر خلاف روزای دیگه ک تا لنگ ظهر می خوابیدم بیدار شدم و قهوه خوردم مشغول اهنگ نوشتن شدم تو دوران قرنطینه بودیم و پسرا هنوز خواب بودن😙(بچها این داستان مربوط به همین دوره هس و کرونا وجود داره😐) از زبان ا.ت:رفتم به کافه هنیشگی امروز یه نفررحدید اومده بود(ا.ت ÷و هه سو@)÷سلام یون کجاس؟@امروز نریضه مثل اینکه کرونا گرفته🤒÷اوم چه بد میتونم شمارشو دلشته باشم؟؟@البته پادداشت کنید090..😍
عالی💕
از همین الان معلومه که چه رمان زیبای هستش👏🤩♥️ادامه بده عزیزم. فالویی ♥️
مرسی 💜😐
خدای غلط املایی
دسته خودم که نیست😢😢😢😢😢مجبورم تند تند بنویسم😐😐😐😐
ای قدر نشناس خائن😐😐😐😂😂
ببشیییی:/
اشکال ندارع گوگولیییییییی💜💜😍😍😐😐
مشی
عالی پارت بعد 🙂❤️
تک صف بررسی هس گوگولی😘😐
آجی پارت بعد 😐
بقران روپارت ۱ گیر کرده بودم😐😐😐😐
شوخی میکنم الان میرم که بنویسم😐😐😐❤❤
برووو زود باش😂😐
گوگولی برو نظر سنجی رو ببین❤❤😐😐
پیدات کردم پارت بعد داستانتو بزار 😐💔
گذاشتم تو برسیه💔😅
اجی بزنم ناکوتت کنم چرا به من نگفتی داستان نوشتی😐💔
خب دیگه 😐😐😂😂😂
😂😂😂😂😂
جووون
کشک بادم جون😐😐😐😅😅😅اجی میشی اسما ۱۱ زاهدان☺
حدیث۱۲ خوش
همچنین😐❤
ادامه بده قشنگ بود
مرسی گوگولم🌷❤