تصمیم گرفتم همرو تو پایان تست بزارم ❤️❤️
❤️ ❤️ بعدی
❤️ ❤️ بعدی
❤️ ❤️ بعدی
نتیجه 1
که یهو موتور پیچید جلومون و به آدرین اشاره زد که پیاده شو منم رفته بودم تو نقش به آدرین گفتم شما پیاده نشید آقای آگراست من ایشون رو میشناسم _از کجا میشناسیش $ببخشید که بادیگارد بابامه پیاده شدم که یهو کارین اومد و گفت من باشما کاری ندارم بانو با ایشون کار دارم $چی کار؟؟ *پدرتون گفتن که برن پیششون و منم شمارو برسونم البته اگه این اتو کشیده موتور سیکلت سواری بلده _درست دهنتو وا کن $آروم باشین شما لطفا اگر امکان داره با موتور برید _چشم بانو من *خوشحال شدم چون یه نقشه ای تو سرم بود این دختره خیلی جیگر بود سوار ماشین شدم و از به راه دیگه رفتم که به خونم نزدیک بود $ سوار شدم و یکم بعد کارین گفت که دارو هام رو نخوردم (همه خدمه و بادیگارد ها برنامه دارو های تقویتی مری رو باید حفظ باشن) *به جای داروش دارو خواب آور دادم و از خود بی خود کننده رو دادم نمیدونستم میخوابه یا مست ولی برای کاری که من داشتم باهاش هردوش خوب بود و کارمو راه می انداخت $قرص رو خوردم و یکم احساس اجیبی بهم دست داد........ وای من چقدر دلم میخوادش وای چه پسری نمیدونم کیه رفتم صندلی جلو و یکم نازش کردم چقدر جذاب بود * آخ جون دارو اثر کرده بود سریع رسیدم خونه دخترک رو بغل کردم(خود مری ازش خواست) در هارو باز کردمو بردمش تو اتاق خوابم هی نازم کرد.... بلند شد فکر کردم اثر دارو رفته ولی به حرکتش خیلی خوشحال شدم لباسش رو در آورد و لبخندی بهم زد منم کا از قبل لباس هام رو در آورده بودم مثل وحشی ها افتادم روش و کارمو شروع کردم که یهو.....
نتیجه 2
که یهو موتور پیچید جلومون و به آدرین اشاره زد که پیاده شو منم رفته بودم تو نقش به آدرین گفتم شما پیاده نشید آقای آگراست من ایشون رو میشناسم _از کجا میشناسیش $ببخشید که بادیگارد بابامه پیاده شدم که یهو کارین اومد و گفت من باشما کاری ندارم بانو با ایشون کار دارم $چی کار؟؟ *پدرتون گفتن که برن پیششون و منم شمارو برسونم البته اگه این اتو کشیده موتور سیکلت سواری بلده _درست دهنتو وا کن $آروم باشین شما لطفا اگر امکان داره با موتور برید _چشم بانو من *خوشحال شدم چون یه نقشه ای تو سرم بود این دختره خیلی جیگر بود سوار ماشین شدم و از به راه دیگه رفتم که به خونم نزدیک بود $ سوار شدم و یکم بعد کارین گفت که دارو هام رو نخوردم (همه خدمه و بادیگارد ها برنامه دارو های تقویتی مری رو باید حفظ باشن) *به جای داروش دارو خواب آور دادم و از خود بی خود کننده رو دادم نمیدونستم میخوابه یا مست ولی برای کاری که من داشتم باهاش هردوش خوب بود و کارمو راه می انداخت $قرص رو خوردم و یکم احساس اجیبی بهم دست داد........ وای من چقدر دلم میخوادش وای چه پسری نمیدونم کیه رفتم صندلی جلو و یکم نازش کردم چقدر جذاب بود * آخ جون دارو اثر کرده بود سریع رسیدم خونه دخترک رو بغل کردم(خود مری ازش خواست) در هارو باز کردمو بردمش تو اتاق خوابم هی نازم کرد.... بلند شد فکر کردم اثر دارو رفته ولی به حرکتش خیلی خوشحال شدم لباسش رو در آورد و لبخندی بهم زد منم کا از قبل لباس هام رو در آورده بودم مثل وحشی ها افتادم روش و کارمو شروع کردم که یهو.....
نتیجه 3
که یهو موتور پیچید جلومون و به آدرین اشاره زد که پیاده شو منم رفته بودم تو نقش به آدرین گفتم شما پیاده نشید آقای آگراست من ایشون رو میشناسم _از کجا میشناسیش $ببخشید که بادیگارد بابامه پیاده شدم که یهو کارین اومد و گفت من باشما کاری ندارم بانو با ایشون کار دارم $چی کار؟؟ *پدرتون گفتن که برن پیششون و منم شمارو برسونم البته اگه این اتو کشیده موتور سیکلت سواری بلده _درست دهنتو وا کن $آروم باشین شما لطفا اگر امکان داره با موتور برید _چشم بانو من *خوشحال شدم چون یه نقشه ای تو سرم بود این دختره خیلی جیگر بود سوار ماشین شدم و از به راه دیگه رفتم که به خونم نزدیک بود $ سوار شدم و یکم بعد کارین گفت که دارو هام رو نخوردم (همه خدمه و بادیگارد ها برنامه دارو های تقویتی مری رو باید حفظ باشن) *به جای داروش دارو خواب آور دادم و از خود بی خود کننده رو دادم نمیدونستم میخوابه یا مست ولی برای کاری که من داشتم باهاش هردوش خوب بود و کارمو راه می انداخت $قرص رو خوردم و یکم احساس اجیبی بهم دست داد........ وای من چقدر دلم میخوادش وای چه پسری نمیدونم کیه رفتم صندلی جلو و یکم نازش کردم چقدر جذاب بود * آخ جون دارو اثر کرده بود سریع رسیدم خونه دخترک رو بغل کردم(خود مری ازش خواست) در هارو باز کردمو بردمش تو اتاق خوابم هی نازم کرد.... بلند شد فکر کردم اثر دارو رفته ولی به حرکتش خیلی خوشحال شدم لباسش رو در آورد و لبخندی بهم زد منم کا از قبل لباس هام رو در آورده بودم مثل وحشی ها افتادم روش و کارمو شروع کردم که یهو.....
نتیجه 4
که یهو موتور پیچید جلومون و به آدرین اشاره زد که پیاده شو منم رفته بودم تو نقش به آدرین گفتم شما پیاده نشید آقای آگراست من ایشون رو میشناسم _از کجا میشناسیش $ببخشید که بادیگارد بابامه پیاده شدم که یهو کارین اومد و گفت من باشما کاری ندارم بانو با ایشون کار دارم $چی کار؟؟ *پدرتون گفتن که برن پیششون و منم شمارو برسونم البته اگه این اتو کشیده موتور سیکلت سواری بلده _درست دهنتو وا کن $آروم باشین شما لطفا اگر امکان داره با موتور برید _چشم بانو من *خوشحال شدم چون یه نقشه ای تو سرم بود این دختره خیلی جیگر بود سوار ماشین شدم و از به راه دیگه رفتم که به خونم نزدیک بود $ سوار شدم و یکم بعد کارین گفت که دارو هام رو نخوردم (همه خدمه و بادیگارد ها برنامه دارو های تقویتی مری رو باید حفظ باشن) *به جای داروش دارو خواب آور دادم و از خود بی خود کننده رو دادم نمیدونستم میخوابه یا مست ولی برای کاری که من داشتم باهاش هردوش خوب بود و کارمو راه می انداخت $قرص رو خوردم و یکم احساس اجیبی بهم دست داد........ وای من چقدر دلم میخوادش وای چه پسری نمیدونم کیه رفتم صندلی جلو و یکم نازش کردم چقدر جذاب بود * آخ جون دارو اثر کرده بود سریع رسیدم خونه دخترک رو بغل کردم(خود مری ازش خواست) در هارو باز کردمو بردمش تو اتاق خوابم هی نازم کرد.... بلند شد فکر کردم اثر دارو رفته ولی به حرکتش خیلی خوشحال شدم لباسش رو در آورد و لبخندی بهم زد منم کا از قبل لباس هام رو در آورده بودم مثل وحشی ها افتادم روش و کارمو شروع کردم که یهو.....
عالیییییییی بود اجی قشنگم
❤️ ❤️
ممنونم
بعدی رو کی میزاری
منتشر نمیشه
ابجی تو همین کامنتا بزار یا ایدی شادتو بده متن این پارتو من بزارم بعد تواعلام کن
یا با یه اسم دیگه داستانتو بزار
گذاشتم اومد
فدات شم من شاد ندارم یعنی دارم ها اما اینجا شادم کار نمیکنه 💜🖤✨
اوکیه اجی گل
عالی
ممنونم
عالییی بود😉
❤️❤️