ادامه داستان از زبان ا/ت : اون چیز یِ پسر قد بلند بود . (چون شما اِلف هستید و قد کوتاهیید به نظرتون شوگا قد بلنده ) دستش رو جلو آورد و منم دستش رو گرفتم و بلند شدم .
ادامه داستان از زبان شوگا : من و اعضا امروز روز استراحتمون بود و تصمیم گرفتیم بریم جنگل و تا عصر بمونیم و بعد برگیدیم خونه . همینطور من و بقیه داشتیم راه میرفتیم که
که یهو یِ چیز نسبتاً کوچولو و قد کوتاه به من خورد و افتاد . اون یِ دختر قد کوتاه نسبتاً ۱۴۰ یا ۱۳۰ بود ولی بیشتر بهش میخورد ۱۴۰ باشع و با موها و ابرو های مشکی پوست نسبتاً بین سفید و زرد بود و لاغر بود و بهش میخورد که ۱۹ سال یا ۲۰ سال باشه
و اون دختر با یِ لباس کیوت و یِ دامن نسبتاً کوتاه بود و من دستش رو گرفتم تا بلند بشه وقتی دستش رو گرفتم یِ انرژی خوب و مثبتی ازش گرفتم و بلندش کردم و ازش معذرت خواهی کردم . اون دختر داشت سعی میکرد گوشاش رو مخفی کنه که من و بقیه اعضا و کلاً هیچکس نبینه .
ادامه داستان از زبان ا/ت : اون مرد دستم رو گرفت و بلندم کرد و ازم معذرت خواهی کرد و منم معذرت خواهیش رو قبول کردم و اون گفت (مکالمه شوگا و ا/ت ) چند سالته ؟ منم گفتم دو سالمه اون پسر با تعجب گفت : مطمئنی سرت چیزیش نشده ؟! منم گفتم مگه چطور ؟!؟
خب این پارت هم تموم شد . راستی چلاااا لایک نمیکنید ؟ من گناه دالم لایک و کامنت فراموش نشه میدونم ایپ پارت هم باحال نبود ولی چند پارت دیگه باحال میشه حمایت کنید .
ممنون 😍
عالییی
چقد قشنگ 🗿🪂
😘