خب دیگه اینقدر تست در حال برسی دارم که الان سرم رو به دیوار رو به رو می کوبم😅😢😂😂
خب شما اینجا اسمتون املی هستش 23سالتونه توی لندن به دنیا امدی پدرت کارخونه دار معروفیه مادرت هم بازیگر هستش با اینکه در لندن به دنیا اومدی ولی به خاطر کار بابات بعد 4 در لندن زندگی کردن رفتی آمریکا بریم سر داستان
(راستی دوستات تو رو یونیکرون صدات نیزن به معنای تک شاخ هست اینقدر جذاب کیوت هستی) هنوز باید توصیح بدم این صفحه توضیح دادنم تمومو میشه تو یک آیدلی در ایتالیا درس خوندی میلان ایتالیا یعنی پایتخت مد 2 ساله اومدی کره و دیگه صدات هم عالیهاهههههه
امروز مثل هر روز از خواب بیدار شدم از دست این ساعت مزخرف کاش هیچ وقت زنگ نمیزد 😢 خیل خب ساعت 5 و نیمه باید برم حموم (تو هر روز صبح میرفتی حموم و اینکه اینجا تنها زندگی می کنی) در میای و حوله ی لباسیت رو می پوشی میری قهوه میریزی میری اتاقت همونجوری که قهوه رو می خوری شیر روش حالت رو خوب کرد و سر حال شدی حولت رو در آوردی مو هات رو خشک کردی لباست رو پوشیدی و موهات رو شونه کردی یک هودی سفید پوشید و یک شلوار لی موهات رو ریز می بافی و از دوطرف به هم با پنس میزنی پنست پاپیونی هستش یکم آرایش میکنی چون خودت کیوتی و خوشگل زیاد نیاز به آرایش نداشتی کفشای ورزشیت رو در میاری و میزاری کنار و از پله ها میای پایین صبحونه رو حاصر میکنی و می خوری
(موهات تا جای کش شلوارته ببخشید ولی نمیتونستم بهتر از این بگم) از کمپانی بهت زنگ میزنن تلفنت رو بر میداری میگن شما لز این به بعد با گروه بی تی اس همکاری دارید البته میتونید به کار قبلیتون یعنی تک نفره خوندن لدامه بدید (تو خیلی معروفییی) میگن قبول هستش تو فکر میکننی دو دله شده بودی ولی قبول کردی
کفاشات رو می پوشی ماشین کمپانی میاد دنبالت تو هم کفشاهایی که حاصر کرده بودی رو میپوشی کفاشا ورزشی بود و سفید
وارد کمپانی میشی سلام میکنی و بعد قرار داد رو امضا میکنی (عاجی های محترم که اینو می خونین خیلی نامردید اینا آرزو های منم که توی میلان درس بخون )😢😢😢😢😢😢😢😢😢
گوشیت زنگ می خوره خواهرته(تو یک خواهر بزرگ داری اسمش لنا هست و دو سال از تو بزرگ تره دندون پزشکه و دوست پسر داره) جوابش رو میدی تو :سلام آبجی لنا:سلام خوبی ؟تو معلومه تو خوبی؟(لنا توی کالیفرنیا هستش)
بعد صحبت کردن باهاش گوشی رو می زاری توی کوله پشتیت که رو صندلی بود و کوله پشتیت رو بر میداری
منجیر بی تی اس بهت میگه که بلند شو بریم با اعضا آشنات کنم تو هم میری سلام میکنی و میگی من املی هستم میگی تو لندن به دنیا اومدی تو اینقدر معروف بودی که اون وقتی گفتی شناختنت اونا هم خودشون رو معرفی کردن
یکم دستم نفس بکشه ببخشید😂😂
خب ادامه وقتی شناختین همو قرار شد تو هر دو هفته یک بار پیششون بمون مثلا امروز 14 روز بعد یک هفته معادل 7 روز پیششون بمونی
از انروز این کار شروع شد به یکی گفتی وسایل هاتو از خونت بیاره آورد و بهت داده نگاه سنگین یک نفر رو روت احساس کردی برگشتی فهمیدی جیمین که اون نگاه سنگین رو بهت میکنه میدونستی که نگاه سنگین به معنای...
اینکه عاشقته یا خدا به خیر بگزرون این 7 روز رو اینو با خودت گفتی از زبون جیمین و ندای درونش:من عاشقش شدم اون چقدر کیوتهههه همه بچه ها هم میگفتن چقدر کیوته و چه صدایی داره تازه پولدار هم هستند
امیدوارم لذت برده باشید تا پارت بعدی بای
خداحافظ شما
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود💜
قشنگ بود الهان حال ندارم چیز دیگه ای بنویسم😄
راستی داستان هم ادامه بده خیلی خوبه
من دوست دارم داخل کره بازیگر بشم آرزومه مثل خواهرم از ایران برم یک جا دیگه درس بخونم ولی باید ۶ سال دیگه صبر کنم☺️🖤
عزیزم منم باید 6 سال صبر کنم من دوس دارم یک کشور دیگه درس بخونم و برای مدتی هم زندگی برم کره
از اسم املی خوشم نیومد اسم خودم گذاشتم توکا:-)))))))
😂😅😍😘
عالی بود پارت بعدی رو زود بزار 😍✌️
😙😙😘😘😗
عالیی بود پارت بعدی رو زود بگذار خواهش می کنم
چشم البته اگه تستچی همراهی کنه
خیلیییییییییییی کم مینویسی اصلا راضی نبودم اگر میشه طولانیش کن خو طرفدار زیاد پیدا میکنی
باشه از این به بعد زیاد مینویسم البته اگه این درس هام بزارن