های گایز! این داستان من از قسمت جام آتش هری پاتر هست. امیدوارم خوشتون بیاد (ببخشید ایموجی نمیذارم.لپتاپم ایموجی توش نیست)
من جین ویزلی هستم.اون روز قرار بود قهرمانای مسابقه اوّلین مرحله رو بگذرونن.از وقتی سدریک رو دیده بودم،یه حسی نسبت بهش پیدا کرده بودم.وقتی سدریک از چادر قهرمانا بیرون اومد حسابی استرس گرفته بودم.میترسیدم اژدها بلایی سرش بیاره.امّا خداروشکر چیزیش نشد.بعد نوبت ویکتور کرام بود.از اون خیلی بدم میاد.چون میدونم رون از هرماینی خوشش میاد و هرماینی هم همینطور؛امّا کرام باعث میشه این احساس کم بشه.حالا بگذریم.کرام هم موفق شد تخم طلایی رو برداره.بعدش نوبت فلور دلاکور بود.اون هم موفّق شد.و بالاخره نوبت هری بود.من و همه ی دوستام خیلی خیلی نگران بودیم که هری چیزیش نشه.حتی رون که باهاش قهر بود هم نگران بود.
امّا وقتی خیلی سخت شده بود یهو جاروی هری اومد!! و هری پرواز کرد و رفت سمت هاگوارتز.همهمون نگران بودیم.من به فرد و جرج (ما سه قلو هستیم) گفتم:(بنظرتون چی میشه؟ من خیلی نگرانم!) اونا هم یکم منو دلداری دادن و بهم اطمینان دادن که چیزی نمیشه.من دیدم هرماینی هم مثل من خیلی نگرانه.امّا یهو همه دیدیم هری داره میاد! همه از خوشحالی جیغ میزدن و دست میزدن.حتی رون!! بعد از این مرحله ی مسابقه همه به جز من (چون ریونکلایی ام) توی سالن اجتماعات گریفندور جمع شده بودن و میخواستن هری تخم رو باز کنه.امّا وقتی بازش کرد،یه صدای گوش خراش اومد.اونقدر بلند بود که حتی منم از داخل سالن اجتماعات ریونکلا تونستم بشنومش.
دو هفته گذشت.بالاخره روز مرحله ی دوم شروع شد.فقط 2 ساعت مونده بود تا اون مرحله شروع بشه.من میخواستم برم کتابخونه تا یه کتاب بردارم.اونجا هری و هرماینی و رون رو اونجا دیدم و رفتم پیششون.هری رمز تخم مرغ طلایی رو پیدا کرده بود و میدونست چیکار کنه.البته همون موقع با کمک هرماینی پیداش کرده بود.پروفسور مک گوناگال هرماینی و رون رو برد.من میدونستم چر ولی به هری نگفتم تا نگران نشه. برای اینکه یه وقت از دهنم نپره خداحافظی کردم و رفتم.همون موقع نویل رفت پیش هری.و همینطور چشم باباقوری.
وقت مسابقه شده بود.همه ی قهرمانا با لباس شنا کنار دریاچه بودن.بعد از چند دقیقه مسابقه شروع شد.همه پریدن داخل آب.امّا مثل اینکه هری داشت حالش به هم میخورد.امّا چشم باباقوری اونو داخل آب انداخت.نویل با نگرانی گفت:(وای نه!! من هری پاتر رو کشتم!!) من فهمیدم منظورش چیه.امّا میدونستم هری چیزیش نشده.بعد مدتی سدریک با چو از آب بیرون اومد.پروفسور دامبلدور اعلام کرد که فلور دلاکور از این مرحله حذف شد.بعد هم ویکتور کرام با هرماینی اومد.امّا خبری از هری نبود.آن یک ساعتی که وقت داشتند داشت تمام میشد.امّا یهو خواهر فلور دلاکور و رون اومدن بالا و چند ثانیه بعد هری یهو از آب پرت شد بیرون.همه کمکش کردن و براش حوله آوردن.
و از اون موقع سدریک فهمید که من عاشقشم و اونم همینطور شد. من یهو پا شدم!! برای خودم خیلی عجیب بود که چطوری زنده شدم!! امّا ورم تیل رو که دیدم همه ش رو یادم رفت.اون داشت دستش روقطع میکرد!! خیلی چندش و البته ترسناک بود!! و بعد اون چیزی که توی دستش بود انداخت توی یه دیگ.و بعد چیزی که بیرون اومد هزار برابر از قطع شدن دست ورم تیل بد تر بود!! اون ولدمورت بود!! من چوبدستیمو به سمتش هدف گرفتم؛ امّا سدریک اونو پایین آورد تا دوباره سعی نکنن منو بکشن. ولدمورت با هری حرف میزد و بعد ازش خواست با هم دیگه دوئل کنن!! وقتی هری مجبور شد،ولدمورت یه آواراکاداورا بهش زد و هری هم یه اکسپلیارموس!! منم پریدم جلو و جنگیدم. امّا یکی از مرگخوارا به من چند بار ورد (سکتوم سمپرا) رو زد و منو حسابی زخمی کرد.اون هم چند بار!!
من با اینکه زخمی شده بودم،ولی بازم اکسپلیارموس زدم!! امّا یهو روح لی لی و جیمز اومدن!! من وقتی کوچیک بودم همیشه پیش لی لی میرفتم. برای همین چوبدستیم از دستم افتاد و آروم گفتم:(لی لی!!) اون میگفت که اونو جیمز میتونن یه لحظه حواس ولدمورت رو پرت کنن و ما باید جام رو بگیریم و برگردیم.و هری هم همینکار رو کرد. من و سدریک هم همینطور.ما سریع دویدیم و جام رو گرفتیم و همه به سمت بیرون هزارتو کشیده شدیم.وقتی پروفسور دامبلدور دید من زخمی شدم گفت:(زود خانم ویزلی رو به درمانگاه ببرید!!) و منو به درمانگاه بردن.
خب!! دیگه تموم شد این قسمت!! به زودی بقیه ی قسمت ها رو هم میذارم!! خوشتون اومد؟
بازم تست گذاشتم. به بقیه شم اگه تونستید سر بزنید.(این سوال امتیاز نداره)
دوستتون دارمممممممممممممممم
............................
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
سلام شما در تست کلمه را حدس بزنید برنده شدید وارد پرفایلم بشید و تست ضرب المثل را حدس بزنید رو بخونید مرحله ی دوم تست کلمه را حدس بزنید هستش و توجه داشته باشید تا پایان مسابقه نامتون و عکس پروفایلتون رو عوض نکنید گمتون میکنم
سلام selina شما تو مسابقه ی من یعنی تست کلمه را حدس بزنید شرکت کردید وارد پروفایلم بشید و کامنت خودم رو تو تستم بخونید برای شماست
ببخشید ولی خیلی مزخرف بود واقعا