
خب امیدوارم زود منتشر بشه من تا پارته بیست نوشتم کمکم ثبت میشه😑
ا/ت:ایی دلم نمیاد بیدارش کنم...جیمینا...جیمینشی؟جیمین:هوم...ب..بله؟؟چیشده؟😪ا/ت:سلام گوگولی..بیدار نمیشی؟من برم؟جیمین:سلام خوشگله...عمم میشه یذره دیگه با عروسکی که تازه پیدا کردم بخوابم اخه خیلی حال داد😻ا/ت:منظورت منم؟واهایی😍...خب باشه فقط یذره😁جیمین:مرسی خوشگله پس بیا اینجا🫂🥺ا/ت:بغلم کردو دوباره خوابید...خودم خوابم نمیاد مجبورم زل بزنم به دیوار...چاره چیه؟؟؟میزنم😑😂یه ساعت بعد...ای خدا چرا بیدار نمیشه😑گف یذره ساعت دوازدهه...خیلی سفت چسبیده بهم انگار میخوام فرار کنم😂جیمینا؟پاشو ظهره چقد میخوابی خوب نیس😐جیمین:(خمیازه)ظهر بخیر عروسک من😍حالت چطوره؟
ا/ت:حالم از این بهتر نمیشه خیلی خوبم صبونه هم بخورم عالی تر میشم😊جیمین:ای وای ببخشید منتظرم موندی الان میریم میخوریم...عمم خب تو برو من لباسمو عوض کنم بعد بیام😁ا/ت:باشه زود بیا😊میز رو اماده کردم نشستم که جیمین اومد نشستو شروع کردیم...صبونه خیلی چسبید🍜😋اخیش گشنم بودا....جیمین:خب عروسکم امروزو چیکار کنیم؟؟؟امروز کمپانی تعطیله😉ا/ت:ایووول ینی امروز خونه ای؟؟😍😄جیمین:اره یه روز کاملو پیشتم😍نگفتی چیکار کنیم...ا/ت:کار زیاد میتونیم بکنیم اما نمیدونم کدومو انجام بدیم یادم رفته😅جیمین:خب بیا بریم تو باغ شاید یادت اومد دستتو بده😊ا/ت:باشه بیا...اما من...خجالت میکشم دستمو بدم بهت😑جیمین:جرررر خجالت؟؟؟😂من که شب بغلتم کردم خوابیدم خجالتت چیه😐😁ا/ت:نمیدونم واقعا😂جیمین:بده من بابا تا وقتی اینجایی خجالت بی خجالت😂ا/ت:باشه چش....منو برد تو باغو حیاطش منظره خیلی قشنگی داره و...اون تابه...میبینمش دردم میگیره😐
ا/ت:همینجوری قدم زنان باغو میچرخیدیم و حرف میزدیم..جیمین:عروسکم...تاحالا شده یه حرفیو بخوای بهم بزنی اما روت نشده بگی؟؟😇ا/ت:(ارههه😢)نه نشده...جیمین: آها باشه😕ا/ت:نه صب کن...جیمین:میدونستم😻ا/ت:اره دارم خیلی دلم میخواد بهت بگم..جیمین:بگو بگو میشنوم😄ا/ت:جیمینشی...من از اون موقعی که اومدم پیشت...بیشتر از قبل بهت....گوشیه جیمین😑:زییینگ زییینگ جیمین:(گااااد کیل میییی درست همین موقع اخه چراااا من؟؟؟)بلهههههههه؟؟؟چیه؟؟؟؟نامجون:هاااا چته چخبرته؟؟؟😐چرا داد میزنی بچه جان؟؟؟😐جیمین:اخه پدر من دوست عزیزم چرا لحظه حساس؟؟؟؟😫نامجون:چه لحظه حساسی؟😐 خواب لحظه حساسه؟؟؟لابد نزاشتم عطسه کنی بینیت میخاره😂😂😂جیمین:نخیر قرار بود یکی بهم اعتراف کنه...منم همینطور😐نامجون:عررر اون کیه؟؟؟😂جیمین:نامجوووووننننن😤..نامجون:خیله خب به قول خودت صورتتو قرمز نکن عینه گوجه شدی😂🍅معلومه بد موقع زنگ زدم😂جیمین:(داد)ارههههههههههه😐نامجون:اوخ اوخ اوضاع خیطه😂اصن یادم رف...چی میخاستم بهت بگم؟؟؟؟بیخیالش...رفتم خدافظ😂😂😂😂😂
جیمین:خدافظ😠...خدایا به کدامین گناهم؟؟؟اهههه😟برگشتم پیشه ا/ت...خیلی متعجب گف:وایییی چیشده جیمینشی؟؟؟😂😂جیمین:هیچی نامجون گند زد تو حسمون کجا بودیم؟؟؟😐وایی اصن بیخیال یه موقعیت خاص درس میکنم که بگی بهم...بیا بریم نقاشی بکشیم عین بچه ها😐😂ا/ت:هرجور راحتی😊(چرا الان نههه اخهههه دارم میترکم از اینکه نمیتونم بهت بگم😭)واییییی ارههه من عاشق نقاشیم بریم بکشیم همینجا تو باغ رو چمنا😍🥺جیمین:هرچی تو بگی عروسکم🥺...
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی💕
بقیش کوووووووووو
بقیش تو بررسیه باید منتشر بشه یکم صب کن میاد😉💖
عالییی
زود پارت بعد رو بزار لطفا 💖
اوکی😊
عرررررررر وای قلبم وای وای محشره حرف نداره عاجی خوشگلم😍😍😍😍
مرسی عاجیییی🍻💖
پارت بعدددಥ⌣ಥ💔
باش👌
عالییییییییییییییییی مور مور مور ای نید مور:)
واییییی مرسییییی اوکی سریع میزارم😁💖
ممنونم:)
تورو جون من زود بزار بعدی
اوکی اوکی ریلکس شب منتشر میشه😂البت امیدوارم😑
خیلی خیلی خیلی عالیهههههههههه
مرسی😁