
عممم خب سلام خوبین؟شرمنده یخورده درگیر بودم نتونستم پارتارو بزارم درمورد عشقولانه کردن داستان هم باید بگم اوکی حله اما درحد متوسطهㅋㅋㅋ😐😹🍜
جیمین:اوکی اول از بازیه کشتی شروع میکنیم ا/ت:عالیه امادم😁...وسطای بازی😐...ا/ت:اهااااا حمله خرگوشی حالا حمله میمونی😂چپ راست بیا اینور برو اونور...چه میکنه این کشتیگیر...حالا یه مشت تو صورت....اینههههههه من برنده شدمممممم یوهوووو😆جیمین:اخه این همه فنو از کجا بلدی زدی داغونم کردی باورم نمیشه بهت باختم اه😐بازی بعدییییی...ا/ت:عزیزم مطمئنی میخوای ادامه بدی چون ممکنه دوباره ببرمت😂نزدیک صورتم شد گف:عیبی نداره بازیه بعدی😏ا/ت:ساعت دو نصفشه خوابت نمیاد؟؟:/جیمین:تا وقتی تو کنارم باشی نه😉ا/ت:چه بهتر برا من که فرقی نمیکنه بیشتر حال میکنم بزن بریم....تقریبا نزدیکای ساعت پنج صبح😑...جیمین:داشتم تنهایی بازی میکردم ا/ت خییلی کیوت خوابیده بود...نمیتونستم نگاش نکنم هی وسط بازی چشم به صورته خوشگلش میفتاد
جیمین:اخه بچه تو چقد خوشگلی🥺😍نمیدونم این چه حسیه که بهت دارم...اصلا چجوری تونستی دلمو ببری؟؟؟؟😑تاحالا انقد محو یه دختر نشده بودم اونم روح...خوش به حالت خوابیدی منم خوابم میاد😴بازی بسه دیگه برم رو تخت بخوابم...عه پس ا/ت چی؟😐خب کاری نداره بغلش کن ببر رو تخت😻اوکی ارومو بی سروصدا....اها تونستم بلندش کنم یسسس😁اروم بردم تو اتاق گذاشمتش رو تخت بعد خودمم دراز کشیدم و دوباره به صورتش خیره شدم...وجدانجیمین:چرا وایسادی بگیر تو بغلت نازش کن دیگه😐جیمین:ینی بکنم؟وجدانجیمین:اره بابا بکن خودمونیه😐
جیمین:باشه...اوخییی نازی😍🥺همینجوری داشتم تو بغلم نازش میکردم که دوباره وجدانم فرمود😐:بوسش کن جیمین:دیگه چی؟؟؟؟چرا همش لحظه تنهاییمو خراب میکنی😐وجدانجیمین:بدبخت میگم سرشو بوس کن😐به ادم خوبیت نیومده دارم به ارزوت میرسونمت دیگه😐جیمین:نمیخاد لطف کردی برو بزا پنج دیقه باهاش تنها باشم😐وجدانجیمین:باشه میرم ولی میدونم که من برم بوسش میکنی😐جیمین:نمیکنم خیالت تخت برو اه😑وجدانجیمین:باشه بابا رفتم😶...جیمین:فک کرده کم میارم😏...وایییی خیلی دلم میخواد بکنم..اما نه نه میبازم😦حالا یدونه که مشکلی نداره داره؟؟نه پس بوسش میکنم...کلشم نه صورتشو😍😚....چه حال داد😁وجدانجیمین:دیدی گفتم بوسش میکنی😂
جیمین:باز تو برگشتی؟؟؟😤بزا به خوشیم برسم دیگه😑وجدانجیمین:باشه باشه بخواب😂...سرمو گذاشتم رو سر ا/ت که همونجوری خوابم برد😴(صبح)...ا/ت:چشامو کم کم باز کردم صب شده بود به به روزه تازه رسید😊میخواستم برم که دیدم جیمین سرشو گذاشته رو سرم واییی لامسب چقد خوشگلو کیوته ینی کل شبو بغلش بودم؟؟؟واهایییییی😍بالاخره خوابایی که تو ایران دیده بودم به واقعیت تبدیل شد خوابیدن تو بغلش خیییییییییلی خوبه حیف روم نمیشه بهش بگم حسمو دلم میخاد هرشب اینجوری بخوابم چی میشه؟؟؟😦وجدانا/ت:دختر تو میتونی مطمئنم تا اینجاشم بهت افتخار میکنم😁ا/ت:مرسی عینه مامانا رفتار میکنی چرا؟؟؟😂😂وجدانا/ت:همینجوری😁ساعتو نگاه کن چنده😏جیمینو بیدار کن من میرم....ا/ت:ساعت یازدهه😳الان بیدارش میکنم....
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود
❤💕
عالییییییی🌻
تنکس🥺
بیشتر بزاررررಥ‿ಥ
عالی بید پارت بعدددد😐👌🏻🍓
اوکی پارت بعد تو بررسیه😑
اوککک:||🍓
عالی🖤❤️
عشقولانشم که وحشتناااااک عالییییی شده😍😍😍😍
امیدوارم بعدیاشم خوب بشه
انقد خوبه که نگووووووو یه عالمه ذوق کردم که مامانم تعجب میکرد😍😍😍😍
جرررر مرسی عاجی😂💕
عرررررررر عالییییییهههههههه😆😆😆😆😆😆
وایییییییییی خیلی منتظر بودم گذاشتی از خوشحالی داشتم میپریدم خیلییییییییی خیلیییی عالی بود ولی تروخدا پارت بعد رو زکد بزار
باشه زود میزارم😉💕
تنکیوووو