
پارت۱۱
مری :با آدرین رفتیم خونه مامان اینا مامان و خاله امیلی و آدرینا داشتن غذا درست میکرد دلم درد گرفت و شروع کردم جیغ زدن آدرینا و متیو و آدرین منو بردن بیمارستان و مامان و عمو و خاله هم بعدا آمدن و بچه به دنیا آمد وقتی بچه رو دادن بغلم موهای زرد داشت آدرینا: خدارو شکر مثل عمش شده خوشگل متیو : اگه به عمش بره که خوشگل میشه آدرینا: بریم خونه حسابت رو میرسم پسره پرو متیو: ببخشید بانو آدرینا: ببخشید نه حسابت میرسم آدرین : باشه باشه بسه با دوتا تونم

مارگارت : امروز وقتش بود داشتم میرفتن خونه که به بچه ها گفتم وقتش مری: نه بچم آدرینا چی شده بچم کو ( با گریه دارن حرف میزنن) آدرینا: دیانا نه آدرین:وای به حالتون گیرتون بیارم میدم زیر دستام پدرتون رو د.ر بیارن پ.د.ر .س.گا آدرینا چرا زود تر نگفتی( بچها دیانا و دزدیدن اخی مری قشنگم) مری : تو این یک سال گذشته آدرین داره هنوز دنبال این آدمای ع.و.ض.ی میگرده آدرینا متیو هم هنوز نا.مزد.ن و آدرینا افسردگی گرفته متیو سی.گ.اری شد ولی به خاطر آدرینا تر.ک کرد صدای در آمد توی حال بودم درو باز کردم با دیدن بچه دم در تو شک رفتم آدرینا: مری کیه ( ناراحت) مری خوبی این بچه کیه این نامه چیه ( سلام مری عزیزم من مارگارتم ببخشید که دخترت رو دزدیدم تو این سال لوکا بخاطر این که بچه دار نمی شم دوباره ا.ز.دا.ج کرده بازم ببخشید) مری: بچم دخترم متیو: چی شد این بچه کیه آدرینا: دیانا عمه فدات بشه متیو : چییییی مری رایت میگه مری: اره این بچه ی منه ( عکس دیانا) سلام به همه من آمدم دخترم کو آدرینا: تازه خوابیده داداشی آدرین :خوب زنم کو آدرینا: هوف اونم خوابید امیلی: مری برای شام بیار آدرین : سلام مامان چشم آخه سلام عش.قم مامانو خواب کردی خودت بیداری فدا.ت بشم بزار بو.س.ش کنم دختر قشنگم رو
بای بای
فقط چندتا پارت مونده
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی
عالیی بود اجی
رفت تو لیست
مرسی
عالی بود😍
اجی میشی؟ 💕
مبینا ۱٠
مرسی اره اجی شدی درسا دوازده
خوشبختم💕
بینظیررررررررررررررررررررررررررررر بود مامانی😍😍😍😍😍😍😘😘😘😘😘💕💕💕💕💕💕❤❤❤❤❤❤😆😆😆😆😆😆
مرسب
مرسی🌺🌺🌺🌺
عالی بود
لطفا معرفی رمانمو بخون
آجی میشی
ساغر هستم ۱۱سالمه
اجی شدی معرفی دارم
مرسی اجی
عالی
مرسی
عالی بود
مرسی