اینم پارت دوم
مرد : منم زیاد این جارو نمیشناسم اما شانس اوردی گوشیم رو اوردم مرد ه یکی زنگ زد رفت انورتر شروع به صحبت کرد که چنتا پسر از انور امدن داشتن میامدن سمتم که یکی شون گفت اویییییییئییییی چه خوشمله خواستم برم کنار مرده که بهش خوردم که گفتن کجا حجا داری میری خشگله بیا برام شبم رو بسا یه شب بیا زیر تختم یکی دیگشون یه شب بیا زیر پتوم یکی دگه اشون بیا یشب زیر پتوی تختامون من : خودتون خواستین یه کتک جانانه زدمشون که یکیشون چاقو زد و در رفت من خوشحال بودم چاقو خوردم
مرد امد سمتم و گفت وای چاقو خوردی الان چه جوری بریم من :وای من چاقو خوردم الان من خر کیفم یع بار چاقو خوردم وای اصلا هیچی نمیفهمم بلند شدم وایسادم و به مرد گفتم بریم مرد گفت :این جوری که نمیشه بعد زیر پاهام و زیر گردنم رو گرفت برد
دبگه داش خوابم میبرد وقتی از خواب بیدار شدم تو بیمارستان بودم اینقدر بدم میاد میدونن بیمارستانن بگن من کجام برا همین گفتم اهای کسی این حا نی
یه پرستان همراه همون مرده که تو بغلش بدم امد تو و گفت :بیدار شدی خانم خانما انگار شوهرت خیلی نگران شده بود من:شوهر کو کجاست من کی شوهر کردم خودم نمیدونم پرستار :مگه این مرد شوهرتون نیست شما تو بغل این مرد بودید
دیگه از روی رفتار قضات نکن خانم پرستار مم با این اقا گم شدم بعد چاقو خوردم نمیتونستم راه برم این اقا بغلم کرد
اینم پارت دوم امید وارم خوشتون امده باشه بای بای
دختر کی پارت بعدی و میزاری 😤😣
عالی بود.