

لیلیا! نه پدر... اینکار رو نکن اون کاری با من نداشته اشتباه شده🥺 این آتیش رو خاموش کنید~ نههههههه!!!!! °°° هینا_ بانو... بانو آنا!؟ آنا_ ها چیه؟ هینا_ لطفا بیدار شید کابوس دیدید.. هااااا🥱(خمیازه😐😂) لباس خوابم رو عوض کردم و صبحانه رو یه لقمه کردم سوار لیموزین شدم به سوی کالججج✌😂 دویدم به سمت کلاس، میا_ بانو میونی~! برگشتم و محکم گرفتم بغلم_ میا. تو منو آنا صدا کن بانو میونی چیه آخه😐💔 با هم رفتیم نشستیم و تا اومدن معلم از در و دیوار حرف زدیم تا رسیدیم به بحث زیبای "دوست" میا_ من تا حالا دوست خاصی نداشتم فقط با برادر بزرگم تو خونه هوتا زندگی میکردیم تو چی؟ آنا_ منم یه دوست داشتم که پدرم اون رو تو آتیش انداخت.. (عکس اسلاید: لیلیا، دوست قدیمی آنا) از اون موقع به بعد دیگه دنبال دوست نرفتم تا دیروز که تو رو که شبیهشی دیدم و باهات دوست شدم😄 میا چند تا اشک ریخت و گفت_ دلم براش سوخت حالا چرا...؟ حرفش رو قطع کردم_ بزار اول با هم بیشتر آشنا شیم بعد دلیلشو میگم(:

بعد از کالج دنبال کارای خونه و ماشین میا رفتم و راست و ریستش کردم بعد حدودای ۴ بود برگشتم خونه؛ آنا_ مادر! پدر! من برگشتم😁 صدایی نیومد آههه یادم رفته بود امروز اونا میرن دیدن پدربزرگ و من قراره برم جنگل😐💔 حوصله دیدن پدر و مادر واقعیم رو ندارم ایش با اون پسره ی حال بهم زن/: برادرم که اخلاق گ.ن.د رو اعصاب مزخرف داره (عکس اسلاید: برادر کوچیکه ی بداخلاق رو اعصاب مزخرف آنا؛ ایتیرو) بهترین لباسم رو پوشیدم تا برم؛ اونا خیلی به مجلسی بودن لباس تاکید دارن چون شاه و ملکه خون آشامان👸🤴 لباسی که پوشیده بودم اذیت میکرد،، ۱۲ تا لباس عوض کردم تا بتونم یکی رو انتخاب کنم... آخری یه ذره راحت تر از بقیه بود و از همه مهمتر مجلسی😐💕 رنگ چشم و موی اصلیم رو آوردم و خودم رو تو آینه نگاه کردم، با اینکه رنگ بنفش موهام خیلی قشنگ بود من میخواستم که راحت نتونن منو تشخیص بدن عوضش کردم به قهوه ای...(:

با سرعت برق دویدم و از جنگل رد شدم، چند تا گرگینه جلوم رو گرفتن که بهشون وصل شدم و انداختمشون (تو نتیجه قدرت اصلی آنا رو میگم) وارد محوطه خون آشام ها شدم و با وقار تمام سمت کاخ رفتم... مردم منو که میدیدن تعظیم کوتاه میکردن ولی اهمیت نمیدادم تا اینکه به اتاق شاه یعنی پدرم رسیدم؛ تق تق تق! سِیکو در رو باز کرد و گفت_ جناب شاه، پرنسس آنا وارد می شوند.. وقتی جلوی تخت پادشاهی رسیدم، با تنفر دامنم رو بالا گرفتم و سلام کردم!

عکس اسلاید: مادر و پدر آنا؛ شاه و ملکه خون آشاما
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
اولین کامنت خودمم 😐✨✨
عالییییییییییی 🥺💕
وی منتظر پارت بعد 🥺💔
مرسیییی🤍🧸