
پارت جدید اوردم ببخشید تاخیر داشت 😐❤
*+:。.。دو روز بعد。.。:+* دیروز توی خونه کوک مستقر شدم هیچوقت فکر نمیکردم خونه اش انقدر بزرگ و قشنگ باشه. ساعت حدود 8 شب بود . به پیشنهاد کوک فیلم ترسناک گذاشتیم که ببینیم قبول کردم هرچند که مایل به همچین کاری نبودم، اروم صلیب رو برداشتم و با خودم بردم. کوک فیلم رو پلی کرده و ذوق دستش رو توی ظرف اسنک برد و با ذوق شروع به خوردن کرد. نفسم و دادم بیرون و حواسم رو دادم به فیلم و خودم وبرای فیلم اماده کردم
10 دقیقه نگذشته بود که یه روح با اون قیافه کریه اش اومد توی صفحه از اونجایی که فیلم هفت بعدی بود اون توی صورتم دیدم و چنان وحشت کردم که از روی مبل خیز برداشتم به پشتش و طی این عملیات فرار پام خورد به ظرف اسنک و همه اسنک ها روی مبل ریخت و قسمت بد ماجرا اونجا بود که ظرف به چونه کوک اصابت کرد و من با کلمات ناهنجاری که ترجیح میدم چیزی راجبشون نگم مواجه شدم!
فیلم رو استپ کرد و شروع کرد به غر غر کردن منم سر جای قبلیم برگشتم و اسنک هارو جمع کردم و همین طور که کوک غر میزد یه مشت از اونارو توی دهنش جا دادم تا نتونه ادامه بده وبعد یه لبخند عجیب که ناشی از حس شرم و ترس خنده بود زدم و ادامه فیلم و پلی کردم و ادامه فیلم رو دیدیم سر یه سکانس چندش قتل انقدر حالم بد شد که بر سر رفتم توی شکم جونگ کوک که ادامشو نبینم! اونم ضربه ای به پیشونیش زد و گفت:« هیونگ مارو باش ! 🙄 پاشو مرد گنده » تک سرفه اب کردم و ادامه فیلم و دیدم و مطمئنم که تا تموم شد 100 سال واسم گذشت
بعد از فیلم و مسواک رفتم توی اتاقم بخوابم . لامپ رو خاموش کردم و پتو روی خودم کشیدم غلط زدم به سمت راست و یهو اون جن فیلم رو دیدم که با قیافه خونی و داغون داره بهم لبخند میزنه تنها چیزی که اون لحظه فهمیدم این بود که دادم انقدر بلند بود که کوک سراسیمه در عرض 10 ثانیه خودش و به اتاقم رسوند و و نفس زنان پرسید که چیشده؟! بعد از دیدن من و اینکه چیزیم نبود دستش و روی قلبش گذاشت و نفسی تازه کرد، اب دهنم و قورت دادم بهش گفتم :« جونگ کوکا من نمیتونم امشب تنهایی بخوابم» اهی از سر تاسف کشید و گفت :« باشه بیا تو اتاق من » با خوش حالی پریدم بالشت و پتوم رو برداشتم و از اتاق بیرون رفتم برای یه لحظه دودل شدم . دوباره برگشتم و صلیب و برداشتم و رفتم تو اتاق کوک و پریدم روی تختش انقدر بالا پایین پریدم که با بالشت زد تو صورتم تا اروم بشم منم حرفشو گوش دادم و خوابیدم
دستم و دور کمکش انداختم تو در کمال ارامش خوابم برد و حس میکنم توی تمام سال های عمرم اون بهترین شبی بود که گذروندم! اما صبح با ضربه محکمی که در اثر اصابت دست کوک با صورتم بود از خواب پریدم ، گیج و خوابالود پرسیدم:«چیشده؟! » اول چندتا فوحش داد بعد گفت:« از دیشب تا الان دهنم و اسفالت کردی اول که با لگد رفتی شکمم بعدم که شروع کردی fire خوندن بعدم فک کردی من مامان بزرگتم و برام از رکوردهایی که زدی تعریف کردی حالا هم که من و از تخت پرت کردی پایین» با شنیدن حرفش خندم گرفت و بعد یاد خواب دیشبم افتادم! داشتم با مامان بزرگم حرف میزدم ولی همش خواب بود و این مثل تیری بود که توی قلبم فرو رفته بود! بودنش درد میکرد ولی اگه هم بیرون می کشیدمش میمردم شاید هم باید یه دکتر پیدا میکردم که زخمم و درمان کنه ولی اون دکتر کی بود؟!
چیطور بود؟! 😁 به نظرتون دکتره داستان change کیه؟! جونگ کوک یا ا. ت؟! 😁😂 خیب منتظر پارت بعد باشید دوزتان
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عااااااجییییییمممممم اومدهههههه😍😍😍😍
و من نبووووودممممم😐💔
بخاطر امتحانا و کمبود نت یمدت تستچی نیومدم🥺
ولی خیلی گود بود🥺💜
میشه معنی Change رو بگی؟
عاخه نمیدونم😐
سلام عاجی خوبی؟!
Change یعنی عوض شدن، تغییر
آهاااا مرسی❤️
گود♥
ممنون❤❤
خواهش
عالییی بود 💜
چرا یادم میره بیام تستچی و همیشه اخرینم :*)
مرسیی
عیب نداره😂😂
چرا پارت بعدی رو نمیزاری 😭🥺🙏
گذاشتم دیروز منتشر شد ❤
واقعن نمیشه سه تایی باشه؟؟...خیلی گشنگ میشه...:)
اسپویل کنم؟!
نه نمیکنم 😁😂
بخون بببین چی میشه 😂
باید بگم استعداد زیادی توی هیجان زده کردن داری...😐🍹
اووو واقعا؟!
ممنون😂😂
خوشحال میشم از داستان های منم حمایت کنی
حتما تا😁
میسی لاوم ✌💜
من از پارت اول همه رو خوندم
حالا بوگو که پارت بعد رو کی میزاری گنا داریم 🥺🤝
عررر خواننده جدید😂❤
چند روز دیگه شایدم زودتر 😁
خدارو شکر حوصله ی صبر کردن اصلا ندارم 😂✌🤝
عالی
ج: ا.ت
ممنون😂❤
عالییییییی
ممنون❤😁