حمایت کنید ناظر جان مادرت منتشر کن
خوب من تو معرفی شخصیت های جدید. یادم رفت عکس سوکی رو بزارم میزارم الان ( اینم سوکی کراش )
از زبون رز جویی دست اون پسره بود یکم بعد رسیدیم خونشون بزرگ بود و عالی ( عکس تو خونه ) خونشون چندتا اتاق داشت یه زنه اومد پاسوک : ایشون خانوم چویی سرگارگر خدمتکار ها هستن چویی: خدمتکار ها چمدوناشون رو ببرین اتاقشون خوب یه توضیحی درباره خونه بدم این خونه ۶ تا اتاق داره و کلن ۶ تا خدمتکار و یه آشپز داره رعیس های من روی هم پول گذاشتن تا تونستن این خونه رو بخرن یه اتاق بزرگ هست با چهار تا تخت که اتاق شماست فکنم خسته باشین تو کمد اونجا لباس خواب هم هست برین بخوابین
حالا میریم پیش جانگ و جویی جانگ : جویی رو گذاشتم رو تخت بدنش سرد بود پس یه خدمتکار صدا زدم ازش مراقبت کنه
از زبان رزان رفتیم تو اتاق دیدیم جویی بیدار شده پس در کمد رو باز کردم چندتا لباس خواب بود از زبان جویی یه لباس خواب صورتی ساده بود یدونه صورتی عکس خرگوش داشت یدونه سفید عکس ریز گربه داشت یدونه هم آبی کمرنگ. روش دون. دون سفید داشت من سریع سفیدرو برداشتم ( عکس سفیده ) بعدش موهامو دو طرف بافتم چون یکم از موهام زده بود بیرون بالا سرم با کش بستم و خوابیدم
از زبان لی پارک یدونه آبی بود ساده تر بهتر از همشون بود سریع برداشتمش دمپایی خونگی هم داشت اونم گذاشتم زیر تختم و خوابیدم ( عکس لباس خواب آبی )
از زبان رزان دوتا صورتی مونده بود ساده بهتر بود ( نکته دخترا صورتی دوست ندارن ) خواستم برش دارم که رز هم گرفتش بزرور از دستش کشیدم و پوشیدم ( لباس خواب صورتی ساده )
دخترا مونسر لباس خواب هم دعوا میکنن