من دیگه داستان میراکلس رو ادامه نمیدم
رمان عشق جذاب (پارت اول) راوی:صبح بود و مرینت بر عکس همیشه خیلی زود بیدار شد😂 روی تخت نشسته بود و از پنجره بیرون رو نگاه میکرد مرینت:باورم نمیشه برای اولین بار زود بیدار شدم😔 تیکی: چی شده چرا پکری؟🤨 مرینت:تیکی بیخیال بخوام تعریف کنم اعصابم خورد میشه هااااااا😑 تیکی:😶😶😶😶😶🤭 مرینت:اونجوری نگاه نکن اینجا نمیتونم تعریف کنم بیا بریم ساحل تیکی:ساعت ۵ صبح🙄 مرینت:میخوای برات تعریف کنم یا نه🤨 تیکی:باشه...باشه...بریم راوی:مرینت تیکی رو توی کیف کوچکش گذاشت و به ساحل رفتند و روی صندلی کنار ساحل نشستن تیکی:نمی خوای بگی راوی:مرینت با گریه گفت:
مرینت:دیروز به ادرین گفتم که عاشقش شدم😢 تیکی:چی!!!!!....خب اینکه عاااااالیه مرینت:نه اصلا هم عالی نیس تیکی:مرینت تو دیوونه شدی😐تو که همش دنبال فرصت بودی تا به ادرین بگی که عاشقشی! مرینت:اره میدونم.این فرصت رو پیدا کردم ولی ای کاش نمی گفتم چون.....
مرینت:اره میدونم این فرصت رو پیدا کردم ولی ای کاش نمی گفتم چون ادرین تا بهش گفتم که عاشقشم سکوت کرد و سریع رفت بدون اینکه چیزی بگه😢
تیکی:اوخی🥺 پس حسابی دلت شکسته مِری جونم🥺 مرینت:من واقعا فهمیدم که ادرین منو دوست نداره تیکی:والا این طور که تو گفتی حتی من هم نمیتونم دلداریت بدم واقعا ببخشید🥺
مرینت:میدونم تیکی اصلا نیازی به عذرخواهی نیس😢 تیکی:مرییییییی کلاست دیر شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مرینت:میدونم تیکی:خب عجله کن :) مرینت:نمی خوام برم مدرسه تییک:چراااااا🥺
مرینت: نمی خوام با ادرین رو به رو بشم😔 تیکی:پس پاشو بیا بریم خونه الان هوا داره سرد میشه یه وقت مریض میشی🥺 مرینت:من دیگه خونه نمیرم......
امیدوارم که خوشتون اومده باشه😍👌🏻🧚🏼♀️
عالییییییییییییییی
ممنونم
صیلام کایوت خوفی🌼👋🏻
ما گروهʙʟᴀᴄᴋᴘɪɴᴋهستیم🙂✨
با چهارتا دختر خفن،کیوت،جذاب😉🌸
جیصو💕
جنی💕
لیصا💕
رزی💕
اسم فندوم همBLINKهست😉☘️
تازه دبیو کردیم و برای معروف شدن به کمکت نیاز داریم🥺💕
خوشحالم میشم بلینک بشی و با ما همراه باشیی🐣💓
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
ساری بابت تبلیغ کیوتیح🥺🍓
تستت هم عالی بود🙂👋🏻
ممنون