
سلام بچه ها پارت ۸ هر کاری کردم منتشر نشد البته اتفاق خاصی نیفتاد فقت جیهوپاز رزی شماره گرفت اینو بدونین کافیه بریم سراغداستان
هلنا :که یهووووووووو........ جیمین :همیشه بهممیگه میره حیاط پشت کافه منم میرم اونجا هلنا:شوگا خیلی نزدیکم شده بود سرشو کج کرده بود و داشت صورتشو نزدیکم میکرد که با جیغ فرا بنفشم به خودش اومد جیمین:😢😢😢😢😢😢😢😢هلنا ؟؟؟هلنا:من .... من ..😳😳واست توضیح میدم شوگا:😳عزیزم این کیه ؟؟(باید نفش بازی میکردم تا یارو بره)جیمین:عزیزم؟😢😢😢😢هلنا :نمیدونستم باید چیکار کنم زبونم بند اومده بود
تا به خودم اومدم دیدم جیمین نیست شوگا:اون نامزدت بود ؟؟؟هلنا:خفه شووووو با دو رفتم دنبال جیمین داشت بارون میومد و زیر بارون هر دوتامون داشتیم میدوییدیم هلنا:جیمینننننننننن خواهش میکنم به حرف هام گوششششش کن جیمین :وایسادم تا ببینم چه دلیل قانع کننده ای داره هلنا:هوففففف بالخره وایساد
هلنا:واقعا تقصیر من نبود و کل ماجرا رو واسش تعریف کردم و بالخره راضی شد برگشتم کافه اون پسره هنوز اونجا بود و بیتفاوت از کنارش رد شدم دیدم تهیونگ و کوک یجوری نگام میکنن تهکوک :😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳 هلنا :چیه چتونه ؟تهکوک باهم :هیچی (فلش بک) از زبان تهیونگ :هلنا داشت با اون پسره میرفت حیاط پشتی که دیدمشون رفتم دنبالشون و به طور نامحسوس گوش وایسادم وایییییی نههههههه نباید با اون ازدواج کنه اون ادم خیلی کثیفی
نمیتونم بهش چیزی بگم خب واقعا نمیتونم دوست دارم کمکش کنم ولی نمیدونم چجوری پایان فلش بک ........ از زبون هلنا:دیگه دیر وقت بود باید میرفتم خونه شوگا:تا شب در کافه تو ماشین منتظر موندم بالخره اومد رفتم جلوش :هی دختر خانوم بیا بالا هلنا:😳😳😳😳😳 شوگا:نترس جوجه کاریت ندارم میرسونمت خونتون هلنا:ب... برو بروووووو ولم کن ولمکن شوگا:لگد نزن به بختت دختر بیا بالا اگه خانوممن بشی اگه خانومخونه من بشی لازمنیست تا دیر وقت اینجا کار کنی هلنا تو ذهنش :راست میگفت درسته من جیمین رو دوست داشتم اما عقلم میگفت برو با این پسره به خاطر مادرم و خواهرام پس سوار ماشینش شدم تهیونگ :دیدم که هلنا سوار ماشینش شد ....... واییی خدا چیکار کنم ؟😢😢😢😢😢
خب پایان این پارت دوست دارین با کدوم ازدواج کنه شوگا یا جیمین تو کامنتا بگین اقا تستام از ۷ تا سوالاش بیشتر میشه منتشر نمیشه چرا ؟؟؟😢😢😢😢😢اصلا نمیره ت لیست کامنت بزارید واسه پارت بعد بای بای ناظر زود پخش کن
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عزیزم گزاشتی تو برسیه یا هنوز نزاشتی؟
نه الان دارم میزارم
اره تو برسی
سلام گزاشتم برو ببین
مرسیییی
بزار خوبب
چشم
پس چیشددد😭😭😭😭
مبزارم نگران نباش
جیمین🤌😑
ها،؟
منظورم چالش آخر بود
سلام اجی نویسنده همین داستانم بیا این یکی اکانتم
خیلی خیلی خوبه بزار زود خواهشششش
ادامه بده زود ببین درکت میکنم من خودم سه باره دارم یه پارت از داستانمو مینویسم واقعن سخته😞😞😞😞