لیا : امروز چیکار کنیم ؟ کارینا : ام بازی کنیم همه : چه بازی ؟ یونا : وایستید قایم باشک همه : اوکی لانا : من چشم میزارم همه : اوکی بریم یونا : خب من رفتم توی کمد مخفی خود لیا قایم شدم کارینا : من توی اتاق لانا قایم شدم زیر پتوش چند بالشت گزاشتم تا فکر کنه من اونجام خودم زیر تختم لیا : من توی اتاق یونام و دارم توی کمدش کاری میکنم تا کسی نفهمه اینجام
لانا : حدس میزنم یونا توی اتاقم باشه ها پخ عه اینکه بالشته توی کمد کسی نیست عه مگه میشه زیر تخت عه بازم نیست البته اینو درست ندیدم چون تاریک بود برم اتاق یونا کمد عه اینجام کسی نیست لیا : خوب من رفتم توی طبقه ی دوم کمد یونا لانا : هیچ اس***ک**لی نمیره اون بالا برم اتاق کارینا عه اینام کسی نیست همه : ما اینجاییم لانا : خب بسه مردم بریم فیلم سینمایی چیزی ببینیم یونا : نه بریم بیرون همه : باشه لیا : دوچرخه سواری کنیم همه : باشه
لانا : یوهو چقدر حال میده اخیش چی بود یا فیلم میدیدم یا میخوردیم یا باشگاه کارینا : راست میگی بریم بستنی بخوریم همه : توی زمستون کارینا : اره همه : باشه یونا : من میگیرم کارینا : من وانیلی لانا : زعفرانی لیا : شکلاتی یونا ک خودمم وانیلی شکلاتی می خوام همه : چقدر خوش مزست کارینا : من تمام یونا : منم تمام لیا : منم تمام لانا : منم تمام
یونا : بریم خونه دیگه خوابم میاد شب شد همه : اره بریم
خب اومیدیم خونه همه هم خوابن من لیا طبق همیشه
خداحافظ
نظرات بازدیدکنندگان (0)