ری اکشن بی تی اس وقتی غمگینی 🖤🖤
تیهیونگ از دوستت شنیده بود ک با هم دعواتون شده و میدونست ناراحتی . بیرون بود یکم زودتر کارش رو تموم میکنه و میده برات شیرینی هایی ک دوست داری و پاستیل های ماری برات میخره . تو با دیدن پاستیل و شیرینی ها چشمات برق میزنه و حمله ور میشی بهشون و غمتم یادت میره😇
نامجون میدونست ک اشپزی رو خیلی دوست داری ب این خاطر رفت برات ی کتاب " اصول اشپزی حرفه ای " رو خریدو همراه با ی اهنگ ک ساخت خودش بود ولی تا حالا اماده نشده بود سرحالت اورد🥲
کوک کوک بیرون بود وقتی میاد میبینه ناراحتی ازت دلیلش رو میپرسه ولی تو چیزی نمیگی چند دقیقه خیلی کیوت بهت نگاه میکنه ک مجبور میشی بهش بگی. وقتی دلیلش رو گفتی میره توی اتاقش و چند دقیقه بعد برات خرس بزرگ هدیه میاره و میگه این عروسک هدیه ی تولدت بود ولی عیب نداره بعدا وایت ی چیز دیگه میخرم😇
شوگا تو بالکن نشستی بارون میاد . شوگا میاد پیشت میشینه و سعی میکنه بفهمه برای چی ناراحتی ولی وقتی میفهمه نمیتونه کشف کنه میره و با سلیقه ی خودش لباس برات اماده میکنه و ازت میخواد برید بیرون . میرید پارک و کلی بازی میکنید
جیهوپ باهم میرید خرید و کلی خوراکی میخرید و میرید شهربازی . همه ی بازی هاشو امتحان میکنی و کلی خسته نیشی و خوابت میبره و جیهوپ مجبور میشه تا خونه بغلت کنه😊
جیهوپ باهم میرید خرید و کلی خوراکی میخرید و میرید شهربازی . همه ی بازی هاشو امتحان میکنی و کلی خسته نیشی و خوابت میبره و جیهوپ مجبور میشه تا خونه بغلت کنه😊
جین ی غذای خوشمزه درست میکنه و میخورید و بعد هم ولی بستنی میخورید و جین برات جک های بابابزرگی اش رو تعریف میکنه واونقدر میخندی ک اون شب برات ی شب عالی میشه
نظرات بازدیدکنندگان (0)