خو اینا تو سن مثلا 14 اینا بودن که ا/ت متاسفانه مجبورن با خانوادش به جای دیه ای اساس کشی می کنن همه خیلی ناراحتن خونه ا/ت اینا خیلی دوره شاید خیلی به ندرت بتونن همو ببینن(زمان حال 2 سال میگذره)از زبون ا/ت:خیلی دلم برا روزای گذشته تنگ شده میخوام برگردم خیلی حوصلم بدون دعوا کردن با جیمین سر میره بابای ا/ت: ا/ت دخترم بیا اینجا ا/ت: بله بابا؟؟
بابای ا/ت:دخترم ببین من یه خبری میخوام بهت بدم فک کنم بال در بیاری ا/ت:(تو دلش) الان هیچ خبری من خوشحال نمیتونه بکنه بابای ا/ت:من تونستم کارم رو جوری کنم که بتونیم برگردیم اما اگه تو دلت میخواد ا/ت: چیییییییییی جدی میگی باباااااااااا بابای ا/ت: آره دخترم هههه ا/ت: بابا عاشقتمممممم(پرید بغلش)بابای ا/ت: ههههه حالا دیه از الان باید وسایل رو جمع کنیم به مامانت گفتم تا دوهفته دیه برمیگردیم
ا/ت: وااایییی باشه بابااااااا (از زبون ا/ت)دارم از خوشحال میترکم خدا به اینجاش فک نکرده بودم که این میتونه منو خوشحال کنهههه از زبون ا/ت:به یونا دارم زنگ میزنم اینو بهش بگم غش میکنه (تلفن ا/ت& یونا$)&یوناااااااااا $چیهههه &داریم اساس کشی میکنیم$خو که چی&داریم بر میگردیم اونجا اسکول$چییییخسایبخابعلابتذاقع&تو خوبی؟$من عالیممممممم(دیه بعد از تلفن و دو هفته بعد)....
خو فعلا تموم شد چون پارت اوله شرط نمیزارم ولی اگ خوشتون اومد بهم بگید اگرم کم کیزارم هر پارتو بگید بیشترش کنم🤗🤗
از ناظر عزیزم میخوام که منتشرش کنه لطفا تا آخر برید ثبت شه
رسما اضافس دیه خو نمیدونستم چقدر اسلاید لازمه😐😐
نظرات بازدیدکنندگان (4)