سلام به شما دوستان عزیز از تست چی عزیز خواهش مند هستم که پارت پنجم اول انتشار کنید بعد این پارت از زبان مرینت 👈 بچه ها نظر بدید من و مائده گناه داریم کامنت فراموش نشه 💌
به استاد فو گفتم میشه معجزه گر ببر بدهید استاد فو یکم فکر کرد گفت باشه مرینت ولی باید زود برگردانی گفتم چشم استاد فو وقتی معجزه گر گرفتم گفتم زود این معجزه گر زود پس میدهم گفتم 🐞تیکی دختر کفشدوزکی آماده 🐞 رفتم تغییر شکل دادم در جعبه باز کردم روآر ظاهر شد گوشی نشان روآر دادم گفتم تو درباره این معجزه گر میدانی گفت آره مرینت اون یک معجزه گر شیر شاید شبیه گربه سیاه باشه ولی اون یک چوب دستی جادویی داره معجزه گر اون دستبند است اسم کوامی
پالگ است گفتم چه جالب که یهو صدای مامانم آمد به روآر و تیکی گفتم قایم شوید مامانم گفت مرینت مهمان داریم گفتم الان میایم وقتی رفتم پایین امکان ندارد اون شخص گفت سلام مرینت بزرگ شدی چند سال هست هم دیگر ندیدیم گفتم کا ...... ی از همون بالا پریدم بغل کای گفت مرینت دلم برات تنگ شده بود دختر خاله گفتم منم همینطور مامان و بابام همدیگر بغل کرده بودند که یهو مادرم گفت
پدر و مادر کای برای کارشون یک ماه نیستن برای همین کای پیش ما تا همین یک ماه می ماند گفتم چقدر بد قبلاً یک سال میماندی یک لبخندی زد گفت اشکال ندارد مهم اینکه پیش هم هستیم که ناگهان یاد عکس های آدرین افتادم گفتم من یک کاری دارم الان میام گفت باشه سریع رفتم تو اتاقم گفتم تیکی کمکم کن تیکی گفت چیکار کنم گفتم باید همه عکس آدرین برداریم از زبان کای 👈 منتظر مرینت بودم که یهو دیدم پالگ ( نویسنده: همان کوامی شیر ) گفتم چی شده گفت من گشنمه گفتم الان !!! به خاله و شوهر خاله ام گفتم میشه شکلات یا آب نبات بدهید یا کلوچه
خاله گفت برو پایین تام بهت میده گفتم ممنون از زبان مرینت 👈 همه ی عکس هارا برداشتیم تیکی گفت مرینت اینا کجا میخواهی بزاری گفتم نمیدانم که یهو صدای کای آمد که دیدم با بابام رفت پایین گفتم آخی تیکی گفت مرینت بلاخره کجا میخواهی این عکس ها را بزاری گفتم تیکی همش باید بزاریم رو تو تخت تیکی گفت چی از زبان آدرین 👈 با پلگ داشتیم تلویزیون نگاه میکردیم که یاد اون شخص دیگه افتادم به پلگ گفتم به نظر تو دختر کفشدوزکی توانسته بفهمه اون شخص کی بوده پلگ درحال خوردن پنیر گفت نمیدانم از زبان مرینت 👈
تمام عکس ها را تو تخت گذاشتیم که یهو صدای کای آمد گفت مرینت من دارم میام تو گفتم بیا کای رفتم پایین گفتم ببخشید یکم دیر شد گفت اشکال ندارد بعد گفتم کای میای بریم بیرون با دوستای من گفت حتما دست کای گرفتم رفتم بیرون به آلیا ، نینو و آدرین خبر دادم که بیان به بستنی آندره وقتی رسیدیم بچه ها منتظر بودن حتی آدرین بود وقتی رفتیم هر دوتا سلام کردیم آلیا گفت وای کای چقدر شبیه تو هست موهاش آبی هست و چشماش آبی گفت ممنون
وقتی رفتیم دیدم که آدرین گفت بیا با من بری گفتم باشه وقتی نوبت کای شد آندره گفت بزار ببینم پسر جوان بستی شاتوت و بستی نسکافه آلیا گفت صبر کن ببینم رنگ قهوه یا همان نسکافه معنی چی هست همگی به کای نگاه کردیم گفت شاید چون رنگ مورد علاقه هست گفتم تو مگه رنگ آبی دوست نداشتی از زبان کای 👈 میخواستم یک دلیل بیارم که صدای انفجار آمد برگشتم دیدم دوتا دزد در مغازه طلا فروشی دستبرد دارن میزنند گفتم من میرم یکم بچرخم از زبان مرینت 👈 گفتم منم میرم کای گم نشه رفتم تو یک کوچه تیکی گفت کای پس چی گفتم کای پاریس مثل کف دست بلد هست تیکی گفت ولی مرینت وسط حرف تیکی گفتم اگه گم بشه از گوشی استفاده میکنه بعد گفتم تیکی
وقت تغییر شکل دادم از زبان کای 👈 رفتم قایم شدم گفتم وقت تبدیل پالگ گفت بابا یک ماه آمدیم اینجا که خوش بگذرانی گفتم خوش گذرانی باشه واسه ی بعد و گفتم 🦁پالگ تبدیل شیری 🦁 از زبان آدرین 👈 داشتم به اونجا نگاه میکردم که پلگ گفت نمیای تغیر شکل بدهیم گفتم نه که یهو اون ابر قهرمانی که شبیه من بود ظاهر شد دیدم آلیا داره میره سمت اونجا از زبان آلیا 👈 داشتم فیلم میگرفتم گفتم چشم از صفحه برندارید یک قهرمان جدید داریم ولی من فکر کنم چشم های من گربه سیاه قوه ای می بیند ولی ما واقعا یک قهرمان جدید داریم !!!!!
از زبان کای 👈 گفتم این کار خیلی اشتباهی است چوب دستی برداشتم از زبان مرینت 👈 دیدم اون قهرمان جدید چوب دستی برداشته بلند داد زد چوب دستی تبدیل به شمشیر شو 🗡️ حالا فهمیدم که چرا روآر گفت چوب دستی جادویی وقتی حساب دزد ها رسید رفتم پیش اون گفتم ممنون که کمک کردی گفت قابلی ندارد دیدم آلیا آمد گفت وای تو یک قهرمان جدید هستی از زبان کای 👈 گفتم آره البته تا یک مدتی تو پاریس هستم آلیا گفت اسم شما چیه ؟؟
امیدوارم خوشتون اومده باشه به بقیه تست ها هم سر بزنید اگه پارت های دیگه نخواندید برید بخوانید چون به هم ربط داره
امیدوارم خوشتون اومده باشه کامنت فراموش نشه 💌 از تست چی عزیز خواهش هستم که پارت پنجم اول انتشار کنید بعد این پارت انتشار کنید
عزیزم پارت ۲۰ را هم بسازید من اعضای اصلی تستچی هستم
پارت بعد تایید شد
نه پارت بعد بخاطر عکس عدم تایید شد
عالیه عزیزم . خیلی قشنگ مینویسی .
ممنون
مثل همیشه عالی❤😍
ممنون