امیدوارم خوشتون بیاد
از زبان مرینت : واقعا شوکه شدم ، من و آدرین تمام تمرین هامون رو کرده بودیم و کاملا با هم هماهنگ بودیم ولی باید به حرف خانم بوستیه گوش کنم 😁😪
از زبان لوکا : خب انگار با مرینت هم گروه شدم ، خب مشکلی نیست ولی باید سخت تمرین کنیم، چون این رقص ممکنه تو آیندمون و نمرمون تاثیر بزاره ، پس بریم سمتش !
زنگ تفریح رفتم پیش مرینت ، بهش گفتم : خوب من و تو با هم ، همگروه ایم ، چطوره از امروز تمرین هامون رو شروع کنیم تا با هم هماهنگ بشیم. مرینت : عالیه 👌🏻👍🏻 چطوره بریم تو سالن با هم تمرین کنیم ، راستش من یک آشنا دارم ! گفتم : عالیه ، ساعت ۶ چطوره ؟ مرینت: عالیه😁
ساعت ۶
از زبان مرینت: از آقای فرانکلین ( صاحب سالن ، آشنا 😉😉) خواستم که بهمون سالن اش رو قرض بده ، خداروشکر قبول کرد 🙏🏻🙏🏻🙏🏻 ساعت ۶ لوکا رسید ( خیلی خوشحالم یادم نرفت که بهش آدرس رو بفرستم )
پیش امیلی این ها
از زبان امیلی : ساعت ۷بود ، آدرین با کاگامی رفته بود تمرین ، منم تو خونه بودم که کاری برام پیش اومده بود ، واسه همین باید میرفتم بیرون تا در خونه رو باز کردم سکته زدم!
گفتم : سونجون ! چرا پشت در مایی؟ سونجون : خب ، اومدم یک چیزی رو بهت بگم ! گفتم : اگه کاری داری میتونی در بزنی و بگی، از قیافت معلومه یک ساعت اینجایی ! سونجون : خب ، راستش ما قرار میزاریم؟ گفتم : ها؟ سونجون : خب راستش ..... ما تو زمان دبیرستان قرار میزاشتیم نه ؟ گفتم : فقط ۱ ماه 😑 سونجون : من هنوز ازت خوشم میاد !
گفتم : جانم ؟ سونجون : اگه میخوای .... فردا تو رستوران اینجا بیا ! بعد سونجون یک کاغذ بهم داد ! و بعد رفت سمت آسانسور رفت ، شاید باورتون نشه اونقدر اون دکمه ی آسانسور رو فشار داد ، که فکر کنم اگه من بهش دست بزنم کاملا میره تو !
امیدوارم خوشتون اومده باشه کامنت فراموش نشه
پارت بعدی منتشر شد
عالی بود
پارت بعد کی میاد؟😢خواهشا ی نگاه به قیافه مظلومم بنداز بعد بگو🤭
این پارت هم اومد پارت بعد کی میاد؟
راستی عالی بود
عالی بودد🦋
مممنون
عالیییییی💟💟
ممنون