خیله خب توی این پارت قراره رازهای فراوانی برملا بشه پس آماده باشید
میناتو: آره منظورم جوگان هستش ناروتو: آخه سارادا به من هیچی نگفته میناتو: ناروتو اون خودش هم نمیدونه اونا به ایتاچی حمله کردن چون میدونن سارادا برای نجاتش میاد و مخصوصا برای نجات ساسکه ناروتو: به نظرت کی به ساسکه حمله میکنن میناتو: برای اینکه اتفاق بدی نیفته به تیم ۷ که شما هستین ماموریت نمیدم ناروتو: من به سارادا میگم همچین قدرتی داره میناتو: ناروتو احمق نباش نباید بهش بگی فهمیدی؟ ناروتو: باشه نمی گم روز بعد... سارادا: آخی صبح شده ساسکه: بیدار شدی ؟ پاشو بیا سارادا: مامان بابا کجا میرین؟ میکوتو: ما میریم ماموریت
سارادا: باشه زود برگردین ساکورا: سلام سارادا خیلی وقته ندیدمت سارادا: سلام ساکورا از وقتی کلاس درمانگری بانو سوناده رفتیم همدیگه رو ندیدیم ساسکه کجا میری؟ ساسکه: ناروتو گفت برم پیشش شما دختراهم توی خونه باشید سارادا: باشه خداحافظ ساسکه : ناروتو گفتی میخوای یه چیز مهم بگی چیه؟ ناروتو: سارادا جوگان داره ساسکه: چییییی؟ ناروتو: داد نزن ساسکه: تو از کجا میدونی؟ ناروتو: بابام گفت یه جوری حرف میزنی انگار میدونستی ساسکه: نه منم الان فهمیدم
سارادا: ساسکه هیچوقت آنقدر عجله نداشت ساکورا: حتما کار مهمی داشته سارادا: راست میگی تلفن زنگ میزنه من جواب میدم تلفن: سلام بانو سارادا؟ سارادا: خودم هستم ولی قضیه بانو چیه؟ تلفن: من هوتارو هستم ما مریض اورژانسی داریم میشه بیاین؟ سارادا: به بانو سوناده زنگ بزنید اون یه پزشک ماهر هستش تلفن: خواهش میکنم سارادا: من اجازه ندارم از خونه بیام بیرون ببخشید تلفن: میمیره لطفا سارادا: خیله خب
ساکورا: کجا میری؟ سارادا: یکی زنگ زد گفت مریض اورژانسی دارن منم میرم اونجا ساکورا: باشه برو رسیدن به محل قرار.. هوتارو: دختری به باهوشی تو چقدر زود قول خورد سارادا: خودت میگی باهوش هوتارو پس حرف نزن هوتارو: خیله خب اون قدرت رو بده به من منم کاری به کارت ندارم سارادا: منظورت شارینگانم هست؟ شرمنده نمیشه هوتارو: بانوی شارینگان من جوگان رو می خوام سارادا: جوگان چیه؟؟ هوتارو: ولش کن ازت میگیرمش
سارادا: خیله خب باید منم وارد عمل شم انگاری استایل بلورین دایره مرگ هوتارو: آخ پام! سارادا: منو زیادی دست کم گرفتی هوتارو: یزره زیادی حرف میزنی سارادا: منظو..رت چیه؟ گاز بیهوشی؟ در دهکده... ناروتو : سارادا کجایی؟ ساسکه: ساکورا تو امروز صبح باهاش بودی ندیدیش؟ ساکورا: یکی تلفن کرد که مریض اورژانسی دارن اونم رفت ساسکه: نگفت کجا میره؟ ساکورا: نه فقط رفت
هوتارو: چه عجب به هوش اومدی سارادا: منو باز کن برم هوتارو: اون زنجیر ها چاکرای تورو جذب میکنن برای همین نمی تونی بازش کنی سارادا: تو چرا صورتت رو نشونم نمیدی؟ هوتارو: زیاده روی میکنی نمیشه سارادا: یعنی خیلی زشتی؟ هوتارو: داری عصبانیم میکنی آروم بشین سارادا: ای کاش میشد ولی باید برم بیرون هوتارو: باشه سارادا: ایزومه؟؟ ( ایزومه اوچیها دختر عموی سارادا است) سارادا: تو چرا اینکارو میکنی؟
هوتارو: ببخشید دختر عمو جون ولی رییس گفت اگه جوگان رو ازت بگیرم نصف قدرتش رو میده به من سارادا: اشتباه گرفتی فقط کاگویا اوتسوتسوکی جوگان داشت نه من هوتارو: ولی داری آخ چجوری اون زنجیرهارو پاره کردی؟ سارادا: خیلی بد زخمی شدم ولی میتونم بجنگم هوتارو: باورم نمیشه سارادا: ناروتو ساسکه ساسکه: سارادا حالت خوبه؟خیلی بد زخمی شدی ناروتو: ببریمش بیمارستان سوناده: حالش خوبه زخم زیاد جدی نبود ناروتو : ممنون ساسکه: یعنی فهمیده؟
ناروتو : نمیدونم به احتمال زیاد بله ساسکه: حالا بهوش بیاد می فهمیم سارادا: بچه ها شماها میدانستید من جوگان دارم؟؟ ساسکه: داد نزن سارادا: خیلی عصبانی هستم شما دوتا میدانستید و به من نگفتید به به چقدر اعتماد ناروتو: سارادا به خاطر خودت بود . سارادا: من خودم نمیدونم همچین قدرتی دارم ولی شما میدونید؟؟ ساسکه: سارادا تازه خوب شدی داد نزن برات خوب نیست
سارادا: تو حرف نزن اگه صلاح منو می خواستی بهم می گفتی ساسکه: تو خواهر منی خواستم ازت محافظت کنم بفهم سارادا: دیدم میکوتو: پسرا برید بیرون الان حالش خوب نیست سارادا: مامان توهم میدونستی؟ میکوتو: نه عزیزم گریه نکن منم الان پیش هوکاگه بودم فهمیدم سارادا: چرا بهم نگفتن؟ میکوتو: اونا صلاح تورو میخوان هوکاگه حتی به من و بابات هم گفت به بهت چیزی نگیم سارادا: فهمیدم
اینم از پارت چهارم امیدوارم خوشتون اومده باشه تا پارت بعدی خدا نگهدار همتون عزیزان😄😄😄
عالییییی بود اجی❤❤
اینبار ییشتر از هر بار نوشنی و هیجانی تر بود
راستی پارت ۲ داشتانم منتشر شد
خیلییی ممنون آجی جون
محشررررر بوددددددد آجی حرفففف نداشت😍😍😍😍
تست خیلییی خوبی بود عالی ممنون از سازنده💚💙😍👏👏👏😎💚💙
خواهش میکنم
ممنون عزیزم 🌈❤
خواهش میکنم
سلام امیدوارم خوشتون بیاد
خوب بود
ممنون