سلام به همگی این تست مرگ الیزابت در دوره ی خودش و کلا تبدیل گروه رو میگه خواستید بخوانید خواستید نخوانید🤗
اول داستان مرگ الیزابت😢🥺😭:از👅 الیزابت:حوصلمون سر رفته بود گفتم بچه ها حوصلم سر رفته😤جک میگه منم😶مایا میگه بچه ها 😊ناگهان شروع کرد به زدن آهنگ با پیانو🎹🎼
همینطور که میزد منم ویالونم رو برداشتم🎻 و نواختم و آخر سر کلمون شروع کردیم به زدن با ساز هامون که🎻🪕🥁🎹🎸🎷
مامان و بابا اومدن هیچی دیگه😱گفتن:اینجا چه خبره🤔گفتیم حوصلمون سر رفت اومدیم ساز بزنیم🤗مامان و بابا میگن اشکال نداره بزنین ما میریم لباس بپوشیم ۱ ساعت بعد از زبان منه نویسنده:عمارت داشت از خوشحالی منفجر میشد🤯اما
کسی وارد شد اما اون کی بود🤔از 👅الیزابت:داشتم مینواختم که ناگهان کسی گفت مهمانی بسه😱هممون نگاه میکنیم دیدیم یک انسان(موهاش پسرونه اما صداش دخترانه😱)بود با یک جا آتشی دستش 🪔اون جا آتشی رو انداخت خونه آتیش گرفت دیدم اون لبخند زد و رفت ناگهان همه جا منفجر شد و وای وایسا من چرا نیوفتاده رو زمین هی وای خدا من کجام اینایی این منم اه خدای من😱من مردم😭خانواده ام میرم تو آوار و داد میزنم لونا! مایا! جک کسی نیست که زنده باشه 😭ای خداااا چرااا فقط میخواستم شاد باشم میخواستم معمولی باشم چرااااا ناگهان یک شخص بدو بدو میاد و اون شخص مایورا ونتورثه؟😲 بابام با اون دوست بود😱 اون گردنبندی که من توش بودم را برمیدارد و میگوید الیزابت تیم مایورا(اسم مامان وبابای الیزابت)چراااا🥺😢😭این از اینکه الیزابت چطور اومد تو خانواده ی ونتورث ببخشید غمگین نبود😊
حالا داستانه مرگ مامان بزرگه مری اینها:مامانی چند ساعته رفته تو اون اتاق عجیبه(حدس بزن از زبان کيه)یه صدای بیب بیب میده خیلی برای من آزار دهنده است میرم پیش مامانی
از دید مامانی🥺:دیدم مری اومد دم پنجره ی آی سیو میدانم نمیتونم دوباره ببینمش😢 پس یواشکی با مایکل میارمشون داخل میگم😝 بچه ها من میرم یک سفر 🥺ممکنه بر نگردم😢 اما میخوام که شجاع باشید😇 که دخترم و شوهرش اومد داخل 😢🥺🥺🥺گفت مامان🥺گفتم عزیزم من همیشه دوست (مرد😭)داشتم 😭از دید مری دیدم یک صدای بوق بلند پخش شدو مامان افتاد زمین و شروع کرد به گریه کردن😭😭😭منم گفتم مامان اون گفت برمیگرده که مایکل سرم داد زد اون مرده🥺😢😭😱😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
میگم اما اون بهم قول داده بود و یادم افتاد که تازگی ها فراموشکار شده بود😵(آخی)همه داشتن گریه میکردن😭 اما من فقط خوشکم زده بود😳 پرستار ها آمدن و روش پارچه کشیدن 😭فردا داشتیم از مراسم خاکسپاری برمیگشتیم که دیدم😲
مامانی داشت برام پاستیل میگرفت😱 چشمام و تکون میدم اما اون نبود😢 میریم شب🌃ساعت ۱۲ شب:صدای جیغ میاد گریه ناله از خواب میپرم وا واقعا یکی داشت جیغ میزد اه خدا میرم پیش مایکل و میگم مایکللللللللللللل مایکل پامیشه میگه چی باز آشپزخانه را منفجر کردی؟بدون توضیح میبرمش پایین و خدایا این کیف چه قشنگه اینم ام این چه کتابه زشتی(🤣🤣🤣🤣)دست میزنم گردنبند که یک دختر میاد بیرون و میگه تو مری بعد همچی را درباره ی پنسیلوانیا بهمان میگوید😲😲😲😲😲ببینید این شهر عادی نیست پره روح و جنگ و شما باید کاره مادربزرگتون رو ادامه بدید و گفته بود یه چیزه دیگه ها یادم نمیاد(🤦♀️)
خب دیگه من یک کار مهم دارم با یک پارت دیگه میام😘
🥰😍😘💜💙
وای خدایا خیلی عالی بود غزل جون.
من واقعا داستانت رو دوست دارم.
فقط اونجایی که نوشتی: عزیزم من همیشه دوست(مرد) داشتم.
آقا فقط اونجا رو ولی بازم مرسی گلم😘
غزل دلم میخواد تکه تکه ات کنم انقدر خوب مینویسی خیلی باحالی فقط الان میترسم برم دستشویی وای خدا تو مدرسه چه خاکی تو سرم بریزم؟
غزل وحشت کردم اگه این فیل بشه چی میشه؟
آنابل و ونوم رو هم کنار میزنه خواهش میکنم پارت بعد رو بزار
آخ از ترس دستشوییم گرفت حالا چه خاکی تو سرم بریزم؟
آخه ترسناک نبود بخای بترسی گلم😁
مرسی گلم داستان های تو هم اگه فیلم بشه کل فیلم ها رو کنار میزنه😘😍🥰🥰🥰🥰🥰بی صبرانه منتظره پارت های بعدی من و صاعقه ی تو هستم
مرسی
راستی میای با هم دوست بشیم؟
پارت های بعد رو ترسناک تر کن و قتل به شیوه ی سریالی یعنی پی؟
دارم ترسناک تر میکنم و ببخشید آخه من اصلا نمیدونم چطوری تو تستچی دوست بشم و قتل به روش سریالی یعنی همه ی قربانی هاش رو به یک جور بکشه
غزل پارت بعد رو بزار من از الان آمادگی دارم انشاالله وقتی فیلمش رو ساختی با خونواده بلیت میگیریم میایم سینما اونا از ترس سکته کنن من بگم خیلی باحاله چرا میترسید؟😂
خواهرام که به من میگن ترسو سینما رو ترک کنن
به منیگن ترسو چون شب ها نمیرم حیاط پشتی برات توصیفش کنم عین محل اجنه هایت تو شب: چراغ نداره ، پره خرت و پرت مثل تانکر و جعبه،یه دیوار نصفه ریخته داره که اون طرفش ۳ تا درخت خشک بزرگ داره،کنارش سمت راست یه انباری پرِ چیز های مختلف،سمت چپ آخرش یه راهرو کوتاه داره که ۴ مترِ و یه تانکر و دو تا لاستیک بزرگ اونجان،حالا تانکر ها ۲ تا هستن،و یکیش مستقیم سمت راست یه ایوان کوتاه داره که تانکر دوم روشه. ده خودت فرض کن من خودم اینا رو مینویسم همش راسته واقعیتی ترسناک از حیاط پشتی خونه ما
وای پس قتل سریالی یعنی این
و مشکلی نیست اگه نمیخوای میتونی دوست نشی
ممنون عزیزم منم اگه فیلم من و صاعقه ی تو بیاد شده میرم از بازاره سیاه بلیط میگیرم میرم سینما😘😘😘😘
باشه انشالله
پارت بعد کی میاد از بسباورم شد زدم تاج مبل چیزی نمونده بود کنده شه زود باش دیگه پارت بعد کی میاد؟
یک چند روزی هست که پارت ۴ تو صفه برسی(از پنجشنبه ی ۲ هفته پیش)و پارت ۵ واقعا نمیدونم چند روزه امیدوارم زود بیان🥺
عالییی مثل همیشه
مرسی🥰