سلام دوستان عزیز داستان درباره دختری است که خودشو پسرجازده و عضو گروه اکسو میشه
سلام اسم من نیکااست من دختری هستم که به دلیل مسائل خصوصی خودم را شبیه پسرا کرده ام من یک دوست صمیمی دارم یوونگ که دریک خونه باهم زندگی میکنیم من(یونگ زودباش از خواب بیدارشو) یونگ(ایشش بزار یکم دیگه بخوابم دیوونه)من(دیوونه خودتی پاشو ساعت ۱۲ظهرمیگی بزار یکم دیگه بخوابم وقت ندارم دارم میرم جایی)یونگ(باشه تسلیم پاشدم حالا میخوای کجابری بااین عجله
من(دارم میرم واسه تست گروه اکسو گفته بودم میخوام عضو گروه اکسو شم )یونگ( آخه بین این همه ا م میان تورو انتخاب میکنن خودشم تو دختری اگه بدونن دختری قبولت نمیکنن )من(چرت وپرت نگو حالمو بهم زدی من اصلا نمیزارم که اونا بفهمن من دخترم پس تو نگران نباش من رفتم بای )یونگ(خدافظ) من وقتی از خونه اومدم بیرون به حرفای یونگ فکر کردم اگه بفهمن من دخترم چیکار کنم حالا ولش خدایا کمکم کن اینبار انتخاب شم. سوار تاکسی شدم وماشین به راه افتاداز استرس داشتم میمردم وای خدا تو کمکم کن ماشین ایستاد رسیدم از تاکسی پیاده شدم رفتم تو سالن چند نفر ازمن جلو بودن بعد اونا نوبت من رسید رفتم و یه آهنگی از اکسو خوندم اومدم بیرون وای چقدر سخت بود
بهم گفته بودن بعد دوروز جواب میاد رفتم خونه که یونگ ازم پرسید چی شد منم گفتم بعد دوروز میگن پس از دوروز برام پیام اومد گوشی رو باز کردم دیدم گوشی از دستم افتاد .یونگ(نیکا چی شده دختر اتفاق بدی افتاده )من(یونگ من من قبول شدم من عضو اکسو شدم )منو یونگ تز خوشحالی داشتیم جیغ میزدیم که من(دیگه بسه جیغ نزن الان همسایه میریزن تو سرمون یونگ(باشه بابا یکم خواستیم حال کنیم که اعصابمون وخراب کردی)من(یونگ ضد حال نباش دیگه من چی گفتم مگه که تو داری عصبانی میشی
یونگ (باشه ولی اخرت باشه )من(چشمای وای یادم رفت بهت بگم فردا صبح میان دنبالم من برم وسایلم و جمع کنم )یونگ (یعنی تو داری میری 😭😭😭)من (گریه نکن من میام میبینمت دیگه چرا گریه میکنی الان منم گریه میکنم 😥😥😥)یونگ (باشه گریه نمیکنم پس میای من ببینی باشه)من(البته که میام تو تنها دوست منی 🙂🙂برم اماده شم )یونگ (باشه برو
من(رفتم تو اتاقم داشتم لباسامو تا میکردم یاد یونگ افتادم ونشستم حسابی گریه کردم بعد نیم ساعت خوابم برد .من( صبح ساعت ۹بیدارشدم و ماشین هم ساعت ۱۱ میاد دنبالم رفتم پایین صبحانه آماده کردم رفتم اتاق یونگ یه لقد زدم تو شکمش که بیدار شه پاشو ساعت ۹بریم صبحانه بخوریم)یونگ(بیشعور شکمم منفجر شدمن(😂😂😂حقت بود پاشو بریم صبحانه)یونگ(باشه اومدم تو برو)باشه
یونگ (نیکارفت پایین پاشدم امروز داره میره نباید ناراحتش کنم بزار هر چی میکنه بکنه از امروز دیگه اون پیشم نمی مونه ومن خیلی ناراحتم 😔😔😔)من(یونگ کجایی باز خوابت برد )یونگ (نه اومدم صبر کن )من(یونگ اومد پایین نشستیم صبحانه خوردیم وبعد اون رفتیم پای تلوزیون هرچی گشتیم نتونستیم یه سریالی پیدا کنیم حالا هرچی ولش )یونگ (نیکا برو وسایلت و بیار پایین نیم ساعت مونده )من(باشه رفتم وسایلم و اوردم گوشیم زنگ خوردنشان اومده بود از یونگ خدافظی کردم رفتم نشستم ماشین که بعد از ۱۵دقیقه رسیدیم به خونه ی اکسو وای چه خوشگل بود از ماشین پیاده شدم رفتم داخل خونه همه برام جشن گرفته بودند همه جارو تزئین کرده بودند خیلی خوشحال شدم
رفتم پیش اونا و خودمو بهشون معرفی کردم و رفتم نشستم یه جایی که دیدم همه دارن نگام میکنن خیلی خجالت کشیدم بعد به فکر این که اونا نمیدونن من دخترم یکم راحت شدم بعد جشن اونا منو بردن اتاقم و بهم معرفی کردنرفتم تو اتاقم وای چقدر عالی بود اتاقم خیلی بزرگ بود یکی در اتاقم و زد اومد تو وای چه خوشتیپ این پسره چانیوله وای خدا این اومده تواتاقم چانیول (سلام خوبی نتونستم خودمو خوب معرفی کنم به خاطر همین اومدم )من(خوشبختم اسمم ووهانه) چانیول(منم خوشبختم ولی میخوام یه چیزی بگم تو همیشه انقدر خجالتی هستی من(نه درواقع یکم استرس داشتم به خاطر همین اینجوری بودم وگرنه از من پروو تر نیست 😄😄😄چانیول (واقعا 😂😂😂
بچه لطفا نظرات خود رو بنویسید خیلی ممنون میشم اگه خوشتون اومد دفعه بعد ادامشو مینویسم
بچه ها خوب نوشتم اگه جایی اشکال داشتم بگید 😍😍😍
خوب امیدوارم خوشتون اومده باشه خیلی ممنون 😍😘😍😘
سلام خعلی خوبه ادامه بده 😍
سلام خیلی عالی بود لطفا بعدا بقیشو بذار راستی چیزایی که گفتی داستانی بود که خودت ساختی یا اینکه یه جریانه که طعریف کردی
عالی به داستانای منم سر بزنید
عالی بود
من واقعا اکسو رو دوست دارم
از بی تی اس بنظرم بهتره
سوجو از همشون بهتره ولی نمیدونم چرا هیچکی برای سوجو داستان نمینویسه
همه برای بی تی اس می نویسن
داستانت فوق العاده بود
راستی لطفا به تست منم سر بزن کافیه بزنی روی پروفایلم
ادامعبده لاویییی
با اینکه اکسوال نیستم
و نمیدونم چانیول کیه خیلی خوب خوب بود
اگه اکسوال نیستی اینجا چیکار می کنی
منظورماینه دو اتیشههههههههههههههههههههههههههههههه نیستم خانممممممممممممممممممممم
به داستانای منم سر بزنید وکامنت فراموش نشه