
❤️ پارت 2: زندگی جدید در جای جدید❤️ *** پرستار: هرکی بره رو یه تخت. حواستون باشه که تا وقتی اینجایید فقط باید از همون تخت استفاده کنید. کل صف از هم پاشید و همه مثل دیوونه ها پریدن رو تختایی که نزدیک پنجره بود. دو سه نفرم که شدیدا تو خودشون بودن آروم رفتن و رو تخت های خالی نشستن. عه...صبر کن ببینم اینا...اینا یا دیوونن یا افسرده پس یعنی...من قراره تو دیوونه خونه بمونم؟!! امکان نداره! اومدم با پرستاره حرف بزنم که پرستار: خب با این حساب...یه تخت اضافس. پرستار کیم! اگه بیمار اضافه داری یکیشو بفرس اینجا. ای بابا چرا هیچکس فرصت حرف زدن نمیده؟!
اومدم برم سمتش که با سر رفتم تو یه چیزی. - آخخ... اون (با این + نشونش میدم) + اوه ببخشید. نگاش کردم. یه پسری که سنش حدود 20، 22 بنظر میومد. - م...مشکلی نیست. پرستار: تخت تونو زودتر انتخاب کنید. یکم دیگه میام یادداشت کنم. یادم افتاد که قرار بود با پرستار حرف بزنم ولی رفته بود. فقط دوتا تخت خالی گوشه اتاق بود. رفتم و روی اونی که کنار دیوار بود نشستم. پسره ام چند لحظه بعد من اومد و رو اونیکی نشست. - امم...شما میدونید اینجا دقیقا کجاس؟ + اینجا آسایشگاهه. جاییه که آدمای افسرده یا دیوونه...یا آدمایی با بیماری های خاص رو میارن اینجا. ولی اگه منظورتون اینه که چرا اینجایم، نمیدونم.
- خودم اینارو میدونم. فکر کنم بهش برخورد. + وقتی تو اون اتاق بودم همه مثل اینجا یا یه تخته شون کم بود یا افسرده بودن. تا الان ظاهرا فقط شمایین که هیچ مشکلی ندارین... - من کاملا سالمم فقط نمیدونم چرا الان اینجام. از هرکیم میخوام بپرسم میره. + خب منم که همینو گفتم. ای خدا چرا همش الکی به این بدبخت تیکه میندازم. تقصیر پرورشگاهه که 3 سال منو از روابط اجتماعی منع کرد. - ببخشید الان یکم عصبانیم منظوری ندارم.. + نه نه حق دارین. منم مثل شمام. من که فکر نمیکنم مثل من باشه. اگه بود که انقد آرامش از سر و روش نمیبارید..بهرحال باید یجوری گند مو جمع کنم. - خب اگه مثل همیم...چطوره که..یعنی...
+ از هم حمایت کنیم؟ یا کنار هم باشیم؟ - خب...یجورایی هردوش..البته اگه میخواین + معلومه که میخوام، قطعا برای اثبات اینکه مشکلی نداریم به حامی نیاز داریم؛ و کی بهتر از خودمون؟ انگار فقط فکر خودشه. ولی باید ازش استفاده کنم. هرچی باشه من بیشتر از اون بهش نیاز دارم - درسته. + حالا اگه موافقین باهم راحت باشیم. فکر نکنم اختلاف سنیمون خیلی زیاد باشه. - باشه، خب...اسم من وانیاس. البته همه میچا صدام میکردن. + وانیا..تا حالا نشنیدم. کره ای نیست نه؟ - نه + پس وانیا صدات میکنم. البته من کلا ترجیح میدم آدما رو با اسم واقعی شون صدا کنم...
آنچه خواهید خواند: تنها زندگی میکنی؟...نه...من وانیام...اینکارو نکن...
قلب پایین یادت نره ❤️✨
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
کی جونگکوک رو با من شیپ کرده؟😐🤌
منو با جونگکوک شیپ کنن تا یه هفته جیغ میزنم از ذوق😂
😂😂😂
هم اسممه هر دو وانیاییم یاععععععععععع😐😂