نمیدونم نظرتون از پارت قبل چیه ؟ ،، ول من مینویسم ،، امیدوارم خوشتون بیاد ،، خب زیاد حرف نزنم ،، بریم ببینیم داستان از چه قراره ،، بریم ببینیم .
میبل : ما باید یجوری برگردیم به دنیای خودمون ،، اما چطوری ؟ . دیپر : نمیدونم ،، اما میدونم که زمان میبره تا برگردیم . میبل : آره . آدرین : خب ما ۲ تا یعنی منو و مرینت تنها کسایی هستیم که میدونیم دنیای دیگه ای هم وجود داره و شما اومدین اینجا . دیپر : زدی تو خال مرد ،، من و میبل باید جوری باید رفتار کنیم که دوستای شما ها هستیم و...چیزای دیگه بهتره که هرچی اینجا میوفته رو بدونیم که یک وقت تنها شدیم جوابی رو بتونیم بدیم . میبل : آره . دیپر : خب ،، من چندتا سئوال آماده کردم ،، ۱ این لیدی باگ و کت نویر کی هستن ؟ . مرینت : خب یادته گفتم اونا ابر قهرمان های پاریس هستن . دیپر : آره . مرینت : خب اونا می تونن جلوی آکوما هاکماث رو بگیرن ولی هنوز هاکماث رو نتونستن بگیرن و اینکه هیچ کس نمیدونه اونا کی هسةن چون لباس ابرقهرمانی زدن . میبل : آها .
آدرین آروم میگه « میدونین این کت نویر یجورایی به لیدی باگ علاقه نشون میده » یهو یه چشم غر رفت . مرینت : آره ،، ولی لیدی باگ همیشه بهش توجه نمیکنه . میبل : آخ جون بحثه عشق و عاشقیه ابرقهرمانی ،، عالیه . دیپر : خب ،، ۲ این آکوما چی هستن کلی منظورمه ؟ . آدرین : آکوما در واقع پروانه هایی هستن که تمام قدرت شیطانیه هاکماث داخلش هست و کسی که به آکوما برخورد کنه یا آکوما بهش بخوره شیطانی میشه و چیزی از موقع که شرور شده بودن یادشون نمیاد . مرینت : ولی بعضی ها هستن بیشتر از ۱ بار شرور شدن ( منظورش کلویی و لایلا ) . میبل : شرور شدن و تسخیر شدن خیلی ظالمانست و ناراحت کننده .
دیپر : خب ،، ۳ به غیر از لیدی باگ و کت نویر کسای دیگه ای هم هستن که آکوما های هاکماث رو ازبین ببرن ؟ . آدرین : آره هست . آدرین : اونم بعضی موقع ها به اسم ریناروژ که میراکلس روباه رو داره ،، کاراپیس که میراکلس لاکپشت رو داره ،، کویین بی که میراکلس زنبور رو داره . مرینت : ولی متأسفانه به لیدی باگ خیانت کرد و جز هاکماثه و کویین بی نداریم ،، بقیه هم جدید هستن که میراکلس مار و اژدها و میمون و اسب ( موش هم هست اما آدرین خبر نداره ) رو دارن حالا بعدا آشنا میشین باهاشون ،، خب دیگه سئوالی نیست . دیپر : نه ،، همین قدر بسه . میبل : دیپر ،، حالا که تو پاریس هستیم میشه اینجا رو ببینیم من همیشه آرزوم بود بیام اینجا . دیپر : اما... میبل زانو میزنه و چشم هاشو ناز میکنه و الماس میکنه . میبل : به خاطر عشقه بدخوادرانه .
دیپر آهی کشید . دیپر : باشه ،، اما... مرینت : خب من امروز میخوام برم چندتا چیز واسه خودم بخرم و باید تمام پاریس رو بگردم تو و میبل می تونین همراهم بیاین . میبل : نه ،، من میخوام با این پسر خوشتیپه برم . دیپر : جان؟! ،، میبل چی میگی ؟ . میبل : گفتم میخوام با آدرین برم . مرینت : نمیشه آدرین خودشـ... آدرین : مشکل نیست ،، منم باید برم نزدیک برج ایفل عکس برداری ،، میبل هم همراهه خودم میارم . دیپر : اما... میبل : به خاطره عشقه بدخوادرانه . دبپر بازم آهی کشید . دیپر : باشه ،، اگه مشکلی پیش اومد به من ربطی نداره . میبل : ایول . دیپر : خب من مثله اینکه همراهه مرینت برم . مرینت : آره . میبل : میگم اینجا چیزی واسه خوردن نداره ،، چون گشنمه . آدرین : بوفه داره ،، بیا ببرمت . میبل : باشه .
میبل داشت میرفت که به یه دختر برخورد کرد ،، دختره افتاد و یه پروژه علمی هم داشت افتاد پائین و شکست ،، میبل بلندش کرد . میبل : واقعا ببخشید ،، باید جلوم رو میدیم . دختر : نه مشکلی نیست ،، سریع درستش می کنم . میبل : اسمه من میبله اگه کمک خواستی بگو . دختره : اسمه منم کارمنه ،، اوه باید برم ،، خداحافظ . میبل : خداحافظ . کارمن رفت ،، میبل داشت بال در میاورد . میبل : اولین دوسته پاریسیم و پیدا کردم ،، ایول . دیپر : امیدوارم ،، عشقش رو پیدا نکنه و شکست عشقی نخوره ،، دعا می کنم . مرینت : شکست عشقی ؟! . دیپر : قضیه میبل خیلی زیاده ،، حالا بعدا برات تعریف می کنم . مرینت : باشه . پیشه کارمن .
کارمن : خانم مندلیف من پروژه علمیم رو آوردم ،، می تونم نشون بدم . خانم مندلیف : کارمن بیار ببینم . کارمن پروژه علمیش رو آورد و نشون داد ،، ولی انگار یکم از نظر ظاهری خراب بود ولی درست کار می کرد . خانم مندلیف : کارمن ،، بعضی چیز ها از نظر ظاهری مهم هستن . کارمن : خب موقع حمل و پقل مشکل پیش اومد اما مثله قبل عالی کار میکنه ،، ببینین این یه آهن رباعه ،، قدرت جذبش جوریه که از فاصله ۱۰ متری می تونه تمام فلزات جذب کننده رو جذب کنه ،، اون آهن ربا های غول پیکر رو دیدین این همونه فقط نسخه ی کوچیکش . خانم مندلیف : خوشم اومد ،، اما منم به ظاهر اهمیت میدم پس شاید تا فردا بتونی ظاهرش رو درست کنی قبول کنم . بعد یهو دسته خانم مندلیف میخوره و پروژه کامل میشکنه .
کارمن اصلا خم به ابرو نیاورد . کارمن : حتما ،، تا فردا درستش می کنم و ظاهرش رو کامل و عالی طراحی می کنم . خانم مندلیف : باشه حالا اینا رو جمع کن و برو . خانم مندلیف رفت و کارمن داشت پروژش رو جمع می کرد ولی ناراحت نبود ،، در طرفی دیگر هاکماث منتظر بود کسی ناامید بشه تا اون رو با آکوما شرور کنه ،، ولی انگار یه آکوما ی زرد رنگ که روش چشم بود رفت پیشه کارمن و روی یکی از آهن ربا ها رفت و روی صورت کارمن علامت مثلث تک چشم شکل گرفت و صدایی اومد « سلام کارمن ،، من یه دوسته خوبم ،، میخوام کاری کنم که بتونی حسابه کسی که باعث شد پروژت خراب بشه رو برسی » . کارمن : نه ،، من ناراحت نشدم و واقعا ظاهرش خراب بود باید از اول درستش کنم .
صدا : اگه جلوش نگیری بازم و بازم میاد و زحمت هات رو هدر میده ،، چرا یه معامله نکنیم . کارمن : معامله ؟! ،، چه معامله ای ؟ . صدا : تو فقط باید آکومای هاکماث رو قبول کنی و بهت قدرتی که میخوای رو بهت بده . کارمن : اما... صدا : دوست داری تحقیر بشی . کارمن : نه . صدا : پس قبول کن . کارمن : قبوله . پیشه هاکماث ،، هاکماث آکومایی رو گرفت . هاکماث : دختری که تمام تلاش هاش به هدر رفت و خواستار قدرته ،، آکومای من برو و اون دختر رو شرور کن . آکوما رفته پیشه کارمن و روی همون آهن ربا ،، و کارمن رو تسخیر کرد . هاکماث : بانوی آهن ربایی اسمه من هاکماثه من قدرتی که میخوای رو میدم فقط باید میراکلس لیدی باگ و کت نویر رو برام بیاری . کارمن : با کمال میبل هاکماث . دودی سیاه دوره کارمن چرخید و کارمن شرور شد و تبدیل به بانوی آهن ربایی شد .
بانی آهن ربایی : خب اون میبل کجاست ؟ ،، چون دارم میام . بانوی آهن ربایی داشت میرفت طرفه برج ایفل ،، با هر قدمی که برمیداشت تمام فلزات کشیده میشدن طرفه بانوی آهن ربایی . ( داخله اون زمان کلاسه مرینت و آدرین هم تمو شده بود ) طرفه برج ایفل . میبل : آدرین خیلی خیلی خوشتیپی ،، دلم نمیاد بگم زشتی ( داره چرت و پرت میگه ) دارم دیوونه میشم . آدرین : نظره لطفته . یهو برج ایفل خم شد سمت زمین ،، و آدرین میبل رو گرفت و از اونجا دور شد . میبل : چه اتفاقی داره میوفته ؟ . آدرین : یکی شرور شده . میبل : آها . آدرین : همین جا بمون ،، من برمیگردم . میبل : باشه . آدرین رفت کناره ساختمونی و دور و بر رو دید ،، کسی نبود . آدرین : پلگ وقته تبدیل . پلگ پنیر به دست . پلگ : حوصله داری ،، بزار لیدی باگ خودش حلش میکنه . آدین : حرف نباشه ،، پلگ پنجه ها روشن . پلگ کشیده شده توی انگشتر و آدرین تبدیل شد به کت نویر .
پیشه مرینت . مرینت : به نظرم ۲ متر پارچه ی ابریشمی خوبه ،، نظره تو چیه دیپر ؟ . دیپر : من خیاط نیستم مرینت . مرینت : آره ،، همین قدر بسه . یهو تمام سوزن ها و قیچی ها و چرخ خیاطی ها پنجر رو شکستن و رفتن طرفه برجه ایفل ،، و مرینت دید برج ایفل خم شده . مرینت : یکی آکومایی شده . دیپر : آکومایی شده . مرینت : دیپر همین جا بمون ،، قول بده جایی نمیری . دیپر : پس خودت چی ؟ . مرینت : خب..خب..به تو..ربطی نداره ؟ . دیپر : باشه همین جا میمونم . مرینت رفت و داخله کوچه ای و دور رو بر رو دید . مرینت : تیکی وقته تغییر شکله . تیکی از کیف میاد بیرون میاد . مرینت : تیکی ،، خال ها روشن . تیکی کشیده شد داخله گوشواره و مرینت تبدیل به لیدی باگ شد و لیدی باگ یویوش رو پرت کرد و به طرف خودش کشید و به سرعت به طرفه برج ایفل رفت ،، ولی دیپر مرینت رو تقیب کرد و تغییر شکلش رو دید . دیپر : چه باحال ،، بزار تقیبش کنم . دیپر هم داشت میرفت طرفه برجه ایفل .
لیدی باگ کت نویر رو میبینه و میره کنارش . کت : به موقع اومدی لیدی ،، قراره یه روزه عالی رو داشته باشیم . لیدی باگ یه چشم غر رفت . کت نویر : چشمات سنگ رو آب میکنه . لیدی باگ : کت نویر ،، فعلا به فکره آکوما و شرور باش نه چشمای من . کت نویر : قبوله ،، بریم . لیدی باگ : این شرور فکر کنم قدرت آهن ربایی داره که تمامه فلزات بهش جذب شدن . کت نویر : آره ،، خب کاره راحتیه . کت نویر پرید لیدی باگ : کت نویر نه . اما مثله اینکه چوپ دستیش جذب شد طرف بانوی آهن ربایی . کت نویر با صورت خورد زمین و لیدی باگ اونو گرفت . لیدی باگ : بهت گفتم که نری . کت نویر : ببخشید . لیدی باگ : خب وقته یکم خوش شانسیه . لیدی باگ یویوش رو به بالا پرت کرد « طلسم خوش شانسی » و یه کلاه هودی آورد . لیدی باگ : کلاه هودی .
کت نویر : تابستون بود شاید بدرد میخورد ،، اما الان پائیزه . لیدی باگ دور رو بر رو میبینه اما هیچی به هیچی . لیدی باگ : اصلا نمیفهمم . یهو طرفه لیدی باگ و کت نویر کلی سوزن و قیچی و چاقو و...پرت شد و لیدی باگ و کت نویر جاخالی دادن و رفتن عقب . کت نویر : خدایی خیلی چیز های تیر دستشه ،،منم چوپ دستیم دستم نیست هیچی دیگه . لیدی باگ بازم دور رو برش رو میبینه اما بازم هیچی به هیچی . لیدی باگ : فعلا همراهم باشه ،، بعدا ازش استفاده می کنم . بعد لیدی باگ به طرف بانوی آهن ربایی رفت ،، و بانوی آهن ربایی کلی وسیله های فلزی به طرفه لیدی باگ پرت کرد و لیدی باگ از حواس پرتیه بانوی آهن ربایی استفاده کرد و یویوش رو پرت کرد و چوپ دستیه کت نویر رو گرفت و رفت عقب و چوپ دستی رو به کت نویر داد . کت نویر : لیدی خیلی ازت ممنون . لیدی باگ : حالا اینقدر حرف نزن ،، کمک کن . کت نویر : باشه .
پیشه دیپر ،، دیپر که مرینت رو دنبال کرد تغییر شکلش رو دید و الان تقیبش کرد و به طرف های برج ایفل رسید . دیپر : واو ،، چه کسی برج ایفل رو خم کرد خیلی خفنه و ترسناک ،، خیلی خوشم اومد . بعد دیپر رفت یه گوشه که هیچ کس متوجه ش نشه و داشت تماشا می کرد . دیپر : جورنالم رو کجا گذاشتم ؟ ،، چون واقعا ارزشش رو داره که این رو ببینم . پیشه لیدی باگ . کت نویر : لیدی ،، مگه اون آهن ربا نیست ،، آهن ربا ها نمی تونن چیز های غیره فلزی رو جذب کنن . لیدی باگ : میدونم ،، ولی میخوام بدونم اون آکوما کجاست ؟ . کت نویر با انگشت اشاره میکنه : لیدی ببین داخله دستشه . لیدی باگ : آره ،، ببین تو سرش رو گرم کن من آهن روبا میگیرم بعد پرتش می کنم طرفه تو ،، تو هم با پنجه ی برندت اون خرد کن . کت نویر : حله .
عالی بود حرف نداشت
چجوری باید ثبت نام کرد
التماس نوشتی الماس /:
عالی بود
فقط اونجاش که میبل گفت پسر خوشتیپه داشتم هر هر می خندیدم
عالی بود فقط یه اشتباه داشتی جمله تبدیل آدرین پنجه ها بیرونه نه پنجه ها روشن.ولی خیلی عالی بود
فوق العاده بود😘
سریع تر بعدی رو بنویس❤
حتما
سلام داستانت واقعا عالیه🥰خیلی خوب بود😘اینم بگم که من طرفدار هر دو انیمیشن های میراکس و آبشار جاذبه هستم💖راستی به تست های منم سر بزن 🙂 درباره ی میراکس هست😉
باشه سر میزنم
عالی بود من عاشق دو کارتون هستم یعنی ابشار جاذبه و میراکلس درضمن تو داستان یه کاری کن که لیدی باگ و کت نوار ع.... ا... ش.. ق هم میشن و دیپر کمک لیدی باگ و کت نوار کنه و میبل هم همین طور و حاک ماث و بیل باهم متحد بشن در ضمن من یک کاربر هستم و میخواستم کاری کنم که داستانت جالب بشه و نمیخواهی
انجام نده
wooooooooooooooow
خیلی خفن بود
دارم میراکولر میشم نکنننن
ممنون
نشو
😱😱😱
واییییی نه !!!! ای تف بهت میراکلس که داری سارینا رو طرفدار خودت کنی.
من که خودم میراکولرم
من نمیشه اسم میراکولر روم گذاشت
ولی میراکلس رو میبینم
شاید یه نیمه میراکولری باشم
کیپر
باهات بی نهایت موافقم
😢😭😢
نمیخوام میراکولر بشممممممممممم😣😣😣😞😞😞😞😢😢😢😭😭😭😭
منم یه نیمه مراکولرم
خوب بود
تشکر