وای نههههه همه برگشتن طرف سهون لوهان با عجله اومد سمتش و بلندش کرد😱😱 همه دوربینا فقط رو سهون بود سویان :حتما برا سهون یه دردسر بزرگ میشه!!😒😔😔 چطور؟؟؟!!!!!😯😯😯
حالا دیگ خبرنگارا ی مطلب جدید پیدا کردن پوووووف واقعا دلم براش میسوخت ولی ی پسر سنگدلو مغروری مثله اون چطور میتونست انقدر احساسی برخورد کنه !!!! از اون ماجرا ۳روز گذشتهو سهون همچنان تو اتاقشه حتی با هم اتاقیاشم حرف نمیزنع😞😞 سینیو برداشتم تا شامشو براش ببرم اگ همینطوری پیش میرفت از بین میرفت جیون هستم میشه بیام تو؟؟براتون غذا اووردم نه 🙄
پس من میام داخل مگ نگفتم نیا تو اگ همینطوری پیش برین خیلی بدتر میشین!!!! توی خدمتکار بیمصرف داری منو نصیحت میکنی؟؟؟!!! چی۰؟خدمتکار بی مصرف چقدر این پسره مغروره بزنم لهش کنم 😡😡😒😒😒😒 سینیو گذاشتم رو میز و با حالت😒😒😒رفتم بیرون
ایشششش منو بگو دلم براش سوخت 😕😕😕 ساعت ۱۲ نیمه شبه ولی هنو خوابم نمیاااد 🙄😞😞😞همش به اتفاقای این هفته فکر میکردم وااااای مغزم داره منفجر میشههه💀💀 مثه اینکه نه من امشب خوابو نمیبره از جام بلند میشم میرم رو بالکن
و زل زدم به اسمون که یه چیزی توجهمو جلب کرد ...
پایان قسمت 3😍نظر و لایک یادتون نره🤞
کم ننویس🤍💜🖤
چشم
عالی پارت بعد🤍💜🖤
مرسییییی❤️
گذاشتم
هنوز منتشر نشده🙁