خوبین ،، چطورین ؟ ،، از اسمش پارت معلومه این پارت درباره ی وندیه ،، منو نبینین که کسی رو نیاوردم چون نقشه ها دارم ،، خب خیلی صحبت کردم ،، بریم ببینیم داستان از چه قراره ،، بریم ببینیم .
ساعت ۵ صبح بود و از بیرون سر و صدا هایی میومد و پسرا بیدار شدن و قیافشون مثل خوش آشاما شده بودن . دیپر : ساعت ۵ صبح اینقدر سر و صدا چرا هست ؟ . ویل : نمیدونم ،، اما من خیلی خوابم میاد . بیل : همه مون خوابمون میاد . دیپر : این صدا بیشتر صدای پای گله . بیل : آره . بعد یهو صدای پای گله ها زیاد شد و زمین لرزه های کوچیکی اتفاق میوفتاد ،، و پسرا رفتن بیرون ،، وقتی رفتن بیرون تعجب کردن . پسرا : آدم گولاخی ها ( همون هایی که نصف آدم و نصف گاو بودن ) دارن میان اینجا . آدم گولاخی ها به طرف کلبه داشتن میومدن . ویل : پناه بگیرین . بعد پسرا به یه طرف پریدن و آدم گولاخی ها از وسط کلبه رد شدن و کلبه رو خراب کردن .
دیپر : دیگه کلبه بی کلبه شدیم وسطه ماه پايیز که فردا پس فردا زمستون میشه . بعد یهو وندی با سرعت میاد و میره دنباله آدم گولاخی ها . وندی : وایسین ،، نباید فرار کنین . پسرا : اون وندی بود ؟! . دیپر : نمیدونم . ویل : حالا اونا رو بیخیال یه فکری به کلبه بکنین . دیپر : حقه با ویله . بیل : غصه نخورین ما سایفریم ،، با یه بشکن همه چیز حل میشه . بعد بیل یبه بشکن میزنه و کلبه درست میکنه دیپر : ایول . بعد دوباره آدم گولاخی ها برمیگردن و دوباره از کلبه رد میشن ولی کلی رد میشن وسط چپ راست نرفتن کلی نابودن کردن کلبه رو ،، دیپر بدبخت داشت هی خاک روی سرش میریخت .
آدم گولاخی ها رفتن داخله جنگل و وندی هم داشت میرفت که دیپر پرید وسط و خیلی اعصبانی هم بود و جلوی وندی رو گرفت . دیپر : وندی ،، تو خونه و مغازه ی عمو منو نابود کردی و اونم ۲ بار حالا باید هم خسارتش رو بدی هم تعمیرش کنی . وندی خوب به دیپر نگاه کرد و یه مشت زد و دیپر خورد به درخت . وندی : وندی ،، دختر آزاده جنگل از هیچ کس دستور نمیگیره . دیپر : که اینطور . بعد دیپر بلند شد و به وندی خواست مشت بزنه که وندی دفاع کرد و خودش دوباره به دیپر مشت زد و دوباره پرتش کرد به درخت . وندی : هیچ کس نمی تونه وندی دختر آزاده جنگل رو شکست بده . بعد وندی تبرش رو گرفت و به سمت دیپر پرت کرد و دیپر با ابعاد بر پرتش کرد طرفه وندی .
بعد وندی تبر رو گرفت و وندی حمله کرد و دیپر جاخالی داد و دسته ی ابعادبر زد تو پای وندی و وندی افتاد ،، و دیپر تبر وندی رو گرفت . دیپر : شکستت دادم . وندی بلند شد ،، دیپر حالت دفاعی گرفت اما... وندی : چه باحال ،، تو با دسته ی شمشیرت زدی به پام و تبرم رو گرفتی تا حالا اینقدر با یه مبارزه کوچولو و ساده بهم خوش نگذشته بود . دیپر : ها ؟؟؟؟ . بعد وندی میره جلوی دیپر و تبرش رو میگیره . وندی : کارت عالی بود . بعد بیل میاد . بیل : اینجا چه خبره ؟ ،، چرا بهم حمله کردین ؟ . وندی : آه ،، برادر زاده ی رئیسه قبلیم استنلی . دیپر : آه ( داخله ذهنش ) اختلال فضا و زمان ، خیلی چیزه بیخودیه .
دیپر : من شروع نکردنم . وندی : من کردم ،، چون من عاشقه رقابتم و مخصوصا مبارزه . بیل : خب می تونم بپرسم چرا دنبال آدم گولاخی ها بودی ؟ . وندی : اونا گله ی من هستن ،، من باهاشون همیشه مبارزه می کنن و از من حساب میبرن امروز نمیدونم رم کردن ،، و به خاطر همین دنبالشون بودم و الان به شما ها رسیدم و با این پسر مبارزه کردم و بهم خیلی خوش گذشت . ویل : آها . وندی : راستی اسمت چیه ؟ پسره کلاه کاجی . دیپر : اسمه من دیپ..دیل..دیل سایفره... وندی : خیلی خوشبختم ،، میگم با بیل و ویل نسبتی داری ؟ . دیپر : آ..آره..من بردارشونم... وندی : عه ! ،، یکدونه برادر دیگه داشتین ؟ .
بیل : آ..آره... وندی : پارسال از استنلی اِستِعفا دادم دیگه خبری ازش ندارم ،، حالش خوبه ؟ . ویل : حالش خوبه..خوبه... وندی : راستی کجاست ؟ ،، نمیبینمش . دیپر : عمو استن و برادرش رفتن به سفر برادری خودشون . وندی : آها ،، راستی اون دختره ی رنگ پریده مو زرد داره شما ها رو دید میزنه . بیل و ویل و دیپر : پاسیفیکا . بیل : کجاست ؟ . وندی : پشته بوته ها . بعد بیل رفت پشته بوته ها و گوشه پاسیفیکا کشبد آورد بالا . پاسیفیکا : آآآخخخ ،، درد داره ،، آآآآخخخخ . بیل : اگه ببینم دوباره در حال دید زدن و جاسوسی هستی ،، حسابت رو میرسم .
بعد بیل پاسیفیکا گرفت و سوار لامایی که ماله پاسیفیکا بود کرد و پشته لاما رو محکم زد و لاما رم کرد و به سرعت از اونجا رفت . بیل : پاسیفیکا ی عوضی و فضول . بیل رفت پیشه بقیه . بیل : ببخشید تنها گذاشتمونتون باید یه کاری می کردم . ویل : اشکال نداره ،، خودمون میدونیم پاسیفیکا چقدر کنه ،، همیشه میاد و ما یطوری میندازیمش بیرون . دیپر : آره ،، حق با ویله . یهو از جنگل صدای آدم گولاخی ها اومد و کلاغ ها داشتن فرار میکردن و غار غار میکردن . وندی : اوه مثله اینکه که باید برم .
دیپر : میخوای بری . وندی : آره ،، باید آدم گولاخی هارو بگیرم و باهاشون مبارزه کنم ،، ولی خیلی بهم خوش گذشت که باهات مبارزه کردم دوباره میام باهات مبارزم کنم . دیپر : هر وقت دلت خواست بیا خونه خودته . وندی : حتما . بعد وندی رفت طرف جنگل یه نگاهی به پسرا کرد . وندی : موفق باشین ،، خداحافظ . بعد به سرعت داشت از اونجا میرفت . دیپر : خداحافظ . یهو یه چیزه مهم یادش اومد . دیپر : وایسا ،، وایسا نرو ،، خسارت رو باید بدی ،، خدااااااااااااااااا . ویل : غصه نخور داداشم ،، ما سایفر هستیم ،، با یه بشکن همه چیز رو حل می کنیم .
بعد ویل یه بشکن میزنه و کلبه درست میشه . دیپر : ایول . یهو آدم گولاخی ها دوباره میان و این دفعه کلبه رو با خاک یکسان میکنن ،، و دیپر بدبختم داشت گریه می کرد . دیپر : من مامانم رو میخوام .
خب امیدوارم لذت برده باشید ،، کامنت فراموش نشه ،، موفق باشین ،، خسته هم نباشید ،، دوستون دارم ،، تا پارت های دیگر خداحافطه همگیتون ،، خداحافظ .
عالــــــــــی چی بگم وای عالیییییــــــــی
ممنون
گولاخ ها تا جایی که میدونم الکی رم نمیکنن،ولی
معما کده بدجوری خراب شد😂
شاید رم کردن
ولی موافقم کلبه رو خراب کردن
فقط اونجایی که دیپر میگه من مامانم رو میخوام😂😂
عالی
موافقم😂😂😂
این آدم گولاخی ها دست بردار نبودند 😂😂 ،، حالا پاسیفیکا واسه چی دید میزد ؟؟
خب معلومه دیگه احساسات😐😑
خودت دانی چرا دید میزد
منم از اون قسمته آدم گولاخی ها خوشم اومد
به کی ؟؟ به بیل ؟؟ والا من گیج شدم دیپر یا بیل
همه موز بخورین متوجه میشین
هوممم بیپر معمولا موز رو.... خطاب میکنن ،، نکنه منظورت اینه که پاسیفیکا... شتتتت
کیپر تو پارت های یک رقمی نگهبان ابی که گفته بود😐
از اون موقع تا این پارت های ۲۰ ،، ۳۰ یادم رفته بود 😅
با حال بود بخصوص جایی که هی آدم گولاخی ها کلبه رو خرابه می کردن
موافقم
مامان رو میخواد؟🤣
عالی
😂😂😂
ممنون
عالیییی💙
ممنون