پارت دوم برای آرمی ها
دستم رو گذاشتم تا در رو باز کنم که تهیونگ دستشو گذاشت رو دستم و گفت کجا😧منم گفتم باید برم دیگه نمیتونم بازم بمونم گفت بمون دیگه تروخدا آخرش اینقدر تهیونگ خواهش کرد که قانع شدم بمونم رفتم تو اتاقم یک دابسمش با اهنگairplane ساختم و گذاشتم تو اینستا خداییش تیپم خفن بود ۱۰ دقیقه نشد دیدم یاخدا بیشتر از یک میلیون نفر بازدید داشته با ۲۰۰هزارتا لایک واقعا فکر نمیکردم اینقدر خفن بوده باشه داشتم ویدیو رو یک بار دیگه میدیدم که کوک در زد منم گفتم بفرمایید اومد گفت راستی پاشو حاضر شو میخوایم یک سر بریم دریا گفتم باشه سه سوته اومدم 😃😃رفت بیرون از خوشحالی میخواستم جیغ بزنم 😝😝یک شلوار با مارک فیلا پام کردم و یک لباس لش که گشاد بود البته بگم آبی بود😏
موهامو شونه کردم چون موهام لخت بود خیلی قشنگ شده بود یک عینک هم که تازه خریده بودم برداشتم و گذاشتم بالای موهام اومدم تو پذیرایی فقط قیافه ی من😨😨آرام و شوگا و جیهوپ و وی و جیمین و کوک وجین گفتن چیشده منم گفتم وای خدا شما ها چقدر خوشتیپ شدددددددددید😍😍خندیدن و گفتن نرسیدیم فکر کردیم میشده😁سوار ون شدیم من بغل شیشه بودم جیمین هم بغلم بود جیمین داشت مثل بیرون ندیده ها به شیشه نگاه داشت به میکرد منم آخر سر گفتم بیا جاتو بامن عوض کن راحت شی😂😂جامو باهاش عوض کردم بغل جین بودم داشت موز میخورد🍌🍌 بالاخره رسیدیم وقتی پیاده شدیم اومدم از من پیاده بشم پام خورد به سنگ داشتم به کله میخوردم زمین که تهیونگ منو گرفت از خجالت قرمز شده بودم 😳😳معذرت خواهی کردم گفت
عیبی نداره من پاچه ی شلوارم را دادم بالا پاهامو کردم تو آب چه کیف میده تو این گرما شوگا اومد گفت داری چیکار میکنی؟ میخواستم شوخی کنم به خاطر همین گفتم یعنی این و با دستم اب پاشیدم بهش بدبخت خیس خالی شد داشتم همینجوری میخندیدم که اونم بهم اب پاشید بعد شوگا داشت بهم میخوندید حواسش نبود خرچنگ گذاشتم رو شونه اش تا خرچنگ 🦀 رو دید جیغ زد با دستش پرتش کرد و از اب اومد بیرون منم اومدم بیرون داشتم میخندیدم بعد گفتم ببخشید فقط شوخی کردم شوگا گفت عیبی نداره. ولی دفعه ی بعد شوخیت لطفاً حجم کمتری داشته باشه 😂😂 دسته جمعی نشستیم رو شن ها با انگشتم نصف یک قلب رو کشیدم نتونستم نصف دیگه رو بکشم اخه قرینه هم نمی شوند تهیونگ اومد نصف دیگه رو کشید بعد داشت بهم .....
لبخند میزد جین داشت از بالا نگاهمون میکرد و یکهو اومد یک تیر کشید که خورده به قلب بعد زد زیر خنده:یاع یاع یاع یاع یاع منو تهیونگ هم هم عصبانی شدیم افتادیم زدیمش 😏😌😂😂😂 همینطور که نشسته بودیم من گفتم موافقید یکم عکس بگیریم جیمین و تهیونگ و نامجون .کوک گفتن اره جیهوپ وشوگا وجین مخالفت کردن نامجون :فرزندان تا ما عکس میگیرم شما برید برای همه بستنی بگیرید جین :اره موافقم من خیلی گشنمه.خب من داشتم ژست میگرفتم دستامو گذاشتم رو پهلوم جیمین هم داشت ازم عکس میگرفت جیمین:۱.۲تا اومد سه رو بگه نامجون برام شاخ گذاشت همون موقع جیمین گفت ۳ منم اومد عکس رو بینم وقتی دیدم نامجون برام شاخ گذاشته افتادم دنبالش😂😂😂 .......
بازم جیمین داشت ازم عکس میگرفت تا اومد جیمین بگه ۱ تهیونگ گفت وایسا بعد اومد منو بغل کرد منم خشکم زد بعد گفت حالا عکس بگیر...۳ بعد از گرفتن عکس همونجوری بغلم کرده بود با تعجب بهش نگاه کرد😳بعد دستاشو از کمر برداشت و گفت ب..ب..ببخشید گفتم عیبی ندارع بابا بعد از چند دقیقه بقیه اومدن جین تا اومد گفت جذابتون اومد 😎😎 همه داشتیم به بستنی ها نگاه میکردیم که جین گفت منظورم خودم بعد همه زدیم زیره خنده اینقدر خندیدم دلدرد گرفتم بعد من نشستم داشتم بستنی میخوردم که تهیونگ اومد بغلم نشست بقیه ی اعضا هم یکجا دیگه ما رو به دریا نشسته بودیم تهیونگ گفت:....
تو در مورد من چی فکر میکنی ؟ من نمیدونستم چی بگم مکث کردم بعد سرمو گذاشتم رو شونه اش و گفتم به اینکه بهترینی زل زده بود به چشم هام منم داشتم به چشم هاش نگاه میکردم جین اومد گفت دارید چی میگید آروم گفت بعد تهیونگ سرشو برگردوند رو به جین و گفت به اینکه چطوری بهت بگم نودلتو خوردم بعد منو تهیونگ زدیم زیره خنده 😂😂😂😂جین گفت دارم برات تهیونگ بعد رفت ماهم رفتیم پیش بچه ها و...
جیهوپ گفت بچه ها بشینید اینجا بیاید جرعت و حقیقت 😁😁 منم گفتم خب من اومدم بطری رو چرخوندم به نامجون و کوک افتاد کوک گفت جرعت یا حقیقت نامجون گفت جررررعت کوک گفت جرعت داری بندری برقص نامجون اب دهنشو قورت داد و رقصید باید میدید چی کار میکرد 😂😂😂بعد جین چرخوند به منو شوگا افتاد شوگا گفت جرعت یا حقیقت گفتم حقیقت گفت دوست داری شمارتو به کی بدی گفتم به همتون بعد گفتن بیا بده منم بعد هفت ساعت به همشون دادم دیگه داشت هوا تاریک میشد سوار ون شدیم .
خیلی خسته بودم سرم رو گذاشتم رو شونه ی تهیونگ اتفاقی و خوابم برد😳ون یکهو بوق زد با صدای بوق زدنش از چشمام رو باز کردم دیدم سرم رو شونه ی تهیونگه اونم سرشو گذاشته رو سرم خوابیده خدا وکیلی دلم نیومد بیدارش کنم برای همین کاری نکردم بالاخره بیدارش هم میکردم تو خونه میخوابید همه خواب بودن منم کاری نکردم بعد از ۱۰ دقیقه ون رسید و راننده گفت:پاشید پسرا رسیدیم . تهیونگ سرشو بلند کرد همه پاشدن از ون پیاده شدیم رفتیم تو خونه🌝 همه رفتن تو اتاقشون لباس عوض کنن منم از تو کیفم یک لباس لش استین کوتاه با مارک کوکاکولا برداشتم با یک شلوار اومدم تو پذیرایی جیمین:من گشنمه. بقیه هم سر تکون میدم. منم گفتم شام با من خودم غذا درست میکنم. یخچال رو باز کردم هشت پا بود گفتم هشت پا درست میکنم .بعد از ۳۰ دقیقه. پسرا پاشید بیاید شام اومدن بعد از شام خوردن گفتن :جمع کردن و شستن ظرف با ما منم گفتم:هر طور راحتید و نشستم رو مبل یک سلفی گرفتم یادگاری اولین روز هشت پا درست کردم😏😏
بچه ها هم اومدن نشستن رو مبل همه پای گوشی هاشون بودن میخواستن شمارم رو وارد کنن تا بتونیم به هم پیام بدیم کوک گفت:این عکس خودته گفت ؟؟ گفتم نه عکس بابامه 😂😂😂😂همه خندیدن منم گفتم راستی من فردا میرم. ولی معلوم نیست صبح یا ظهر همه بلند گفتن چچچچچچچچچچچچچچچچچچچچی😨 منم گفتم نمیشه که همیشه اینجا بمونم بالاخره میرم هتل کار پیدا میکنم و اتاق اجاره میکنم و بعد دیگه خدا میدونه 🙃🙃تهیونگ گفت:اگه تو کمپانی بیگ هیت پیش ما کار کنی میمونی ؟؟؟؟؟ گفتم نمیدونم همه گفتم :تروخدا منم گفتم باشه. باشه 😂😂 بعد خوشحال شدن تهیونگ گفت من صبح به کمپانی اطلاع دادم گفتن فقط باید بیای ازت سوال بپرسن و تست بگیرن تا بفهمن تو چه زمینه ای استعداد داری منم گفتم وای خدایا حالا چی بپوشم لباس هام ته کشیده همه رو پوشیدم گفتم من میرم خرید کنم بیام نامجون گفت منم میام میخوام برم شلوار لی بگیرم 😎تهیونگ اومد جلوم دستامو گرفت گفت :من نمیتونم بیام باید برم به کارام برسم بعد گفت مراقب خودت باش بعد من:😳😳باشه ممنون .....
خب دوستان یادتون نره نظر بدید منتظر پارت بعدی باشید البته تستچی است هام رو بعد ۴ روز منتشر میکنه من زودتر مینویسم 😌💜💙💙💜
عالی بود
من منتظر پارت بعدم🥰🥰🥰
ممنون از همگی یک هفته ای است پارت 3 رو نوشتم تو صف است البته خیلی وقته 4و 5 رو هم نوشتن تقصیر تست چی هست
عالی
خوب بود👌🏻
لفطا به داستان منم سر بزنم اجوم^-^
خیلی جالب و باحال بود آفرین حرفی ندارم بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستم خیلی خوب بود
💙💙💙💙💙💙🤍🤍🤍🤍🤍🤍