سلام بچه ها می خواستم بگم اگه میشه نظرات بد ندین چون واقعا با سه هر نویسنده ای بده خیلی تو روحیه اون طرف ضربه می زنین ممنون کپی ممنوع
مرینت :پیش آدرین بودم که دستش رو تکان داد (یادم نیست کجا بودیم با سه همین روز بعد ) سری رفتم بیرون و دکتر رو صدا زدم (30:00بعد) دکتر اومد بیرون و گفت (مادر آدرین هم اونجاس )آقای اگراست رفتن داخل اتاق اختصاصی و چند درخواست داشتن 1خانم مرینت مگ گرانت وارد نشه 2دو تا هدیه خانم مک گرانت دارن آنها را به مادر آقای اگراست بدهند ممنون امیلی کل چشم های مری اشک شد اومدم چیزی بگم که حلقه و گردنبند رو کند و رفت
مرینت بعد حرف دکتر حلقه و گردنبند رو کندم و پرت کردم و رفتم داخل دست شویی آدرین به دکتر گفتم و دکتر رفت بعد من سرم رو کندم و رفتم دست شویی تو دست شویی بودم خواستم بیام بیرون که مری اومد گفت چرا چرا آخه من چی کار کردم بعد بهم پیا م داد که چرا (مری +ادری *)+چرا چرا *چون تو باعث شدی من این جوری شم +یعنی چی مری به آدرین پیام دادم و برام یه ویدیو فرستاد که داره ازم خواستگاری می کنه و تو آینه می بینه که یه نفر با ماست میگه من از طرف پرینت هستم اون تورو دوست نداره می خواد اذیتت کنه و داره نقش بازی می کنه اون ازم خواست این کارو کنم و بهش تیر می زنه یهو ........
روکا اومد (مری *لوکا &)&بهت گفتم اواقمش با خودت *چی یعنی تو بودی &آره *زدم تو صورتش &خودت خواستی *منو گرفت کنار دیوار گذاشت و آنقدر مشت زدان که حرف می زدم خ.و.ن می یامد بیرون داد زدم آدرین همون موقع آدرین از دست شویی اومد منو گرفت تو بغلش گفت آروم باشه بعد منو گذاشت زمین دستم رو دلم بود
آدرین رفتم این سگی روکا رو زدم و اونم منو زد ولی من بیشتر بعد 20 دقیقه اومدن مارو جدا کردن که من مری رو دیدیم رفتم بغلش کردم (مری +ادری&)+اد..ر.ین &جانم +منو ببخش &نه تو منو ببخش + اگه من نبودم و تو ارد..واج کر..دی لطفا اسم دخترتو مرسانا بزار چون من من آرزو داشتم اسم دخترم مرسانا باشه &نههههههههههههه مرییییییییی
آدرین مری و بردم بدنش کلا خ.ون بود با خودم گفتم همش تقصیر من خدا کمکم کن بردم دکترا سری مری و بردن تو اتاق رفتم کنار دیوار همش گریه می کردم دست رو ذهنم بود رو زمین نشستم و گریه کردم روکا رو بردن پلیسا و همه اومدن وقتی رو زمین حلقه 💍💍بود و گردنبند بر شون داشتم و گریه کردم
همه گریه می کردم مامانم اومد پیشم آنقدر حالم بود بغلش کردم
(خیلی غمگینه بازم هست بخون )
دکتر اومد بیرون رفتم گفت چی شد گفت متاسفم تسلیت می گم گفتم چیییی گفت خون زیاد ازشون رفت و من کاری نمی تونم کنم ج.ن.ا.ز.ه رو می دیم ببرین بیه بیمارستان دیگه سرد خونه ما خراب شده
نشستم رو صندلی بابام در گوشم گفت نبر سرد خونه بیار خونه ما من راه حل دارم البته معجزه گر خاتون هم می خوام (می دونه که اینا ابر قهرمان هستن )
گفتم باشه (آنچه خواهید خواند صفحه بعد )
آنچه خواهید خواند تیکی پلگ ترکیب شین .........عشقم ........کجا بردنش ...........کجا می ریم ........مرسییییییی.....
فکر کنم بار اول که آنچه خواهید خواند داشتیم
امید وارم راضی باشین
نظر های خوب بدین
امید وارد راضی باشین ❤ نظر فراموش نشه😇 بای بای 👋👋👋
سلام تستت عالی بود 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 فقط به داستان من سر بزنید اسمش هم هست this is miraculus بزنید رو پروفم میاره
چرا بعدی رو نمیزاری
ععععععععععععععععععععععععااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااللللللللللللللللللللللللللللللییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
مممممممممممممممممممممممنووووووووووونننننننننن
چرا مینویسی باسه واسه درسته نه باسه
نظر بدی ندارم فقط خواستم طوری بنویسی متوجه شم
راستی رمانت هم عالیه افرین به نویسندگیت ارزش چاپ رو هم داره کلا
ممنون
حتما درستش می کنم
خیلی دوست داشتم❤️✨
یه نکته من کلا از اینجور داستانهای احساسی و خفن خوشم میاد 😂😍😎
خیلی خوشحالم خوشت اومده
سلام
عاااالی
به داستان منم سر بزنی ممنون می شوم😍
منم درباره میراکس مینویسم .
از عشق پنهان......
تا کشف معجزه گر کفشدورک و گربه
تاااااا شرارت لیدی باگ
تاااااااااارقص مرینت وآدرین در آسمان نیویورک
تااا ازدواج آلیا و نینو
و ازدواج کلویی باا
حتما
ممنون
من سر زدم و منتظر قسمت بعد هستم