مامان رهام : بلند شین اینجا دیگه جای ما نیست شما مگه نمیدونسیتن که پسر من خواندسو موهاش بلنده پسر من اگه شغلشو عوض کنه و موهاشو کوتاه کنه دیگه رهام هادیان نیست بلندشین بریم همه رفتن رهام و امیر با هم رفتن خونه امیر توی ماشین بودن رهام زنگ زد مهدیس رهام: مهدیس بابای تو نمیدونست شغل من چیه و من موهام بلنده این کارا دیگه چیه مهدیس: رهام من واقعا شرمندم رهام : نمیخواد شرمنده باشی گوشیو قطع کرد رسیدن خونه
رهام اهنگ رفتو پلی کرد و بقض کرد امیر : اهنگو خاموش کرد فت داداش من نمیتونم تورو اینطوری ببنم بلند شو یه ابی به دستو صورتت بزن برو بخواب رهام : اخه امیر نمیدونم کدومو امیر: نمیخواد ادامه بدی برو بخواب تا فردا امیر بدون اینکه رهام بفهمه زنگ زد به مهدیس امیر : مهدیس این چه کاریه کردی مهدیس : امیر واقعا شرمندم بابام فکر کرد تو اومدی خواستگاری
امیر : یعنی چی مهدیس چرا چرت و پرت میگی مهدیس: چی کار کنم من واقعا عاشق رهامم اما بابام میگه تو امیر : مهدیس مسخره بازی در نیارا این چیزا رو به رهام نگیا بعد گوشیو قطع کرد رهام تاصبح گریه کرد اون واقعا عاسق مهدیس شده بود مهدیسم واقعا عاشق اون صبح شد و امیر بیدار شد واسه رهام صبحانه چیند رهام که اصلا مخوابیده بود از اتاق اومد بیرون رهام : داداش چرا زحمت کشیدی امیر: کاری نکردم که بشین بخوریم
خب تا پارت بعد
نظرتو تو کامنت بهم بگو
بای بای
اوه مای گاددد
تروخدا یکم اسلاید رو بیشتر کن دیر به دیر که میزاری با اسلاید کم من دق میکنم تو میخوای من بمیرم😢😂
شاید باورت نشه ولی حال میکنم بدون خدافظی قطع میکنن😂
هههههههههههه
چرا الان امیر باید زنگ بزنه به مهدییییییی خدایا اگه قرار باشه یه همچن اتفاقیواقعی باشه ما سکته میکنیم ها
نه زنگ زد که چرا با رهام اینطوری کردن
چقدر حال کردم با قطع کردن گوشی میشه یکم نقش امیرو پر رنگ کنی
اره امیر از پارت بعد بیشتره
جان من امروز دو پارت بزار لطفا😟