این داستان درباره ی یه دختری به نام لارا هست لارا سرطان داره و 3 ماه زنده میمونه و زندگیش رو یه گربه نجات میده
از زبان لارا تلفن زنگ میخوره (اقای دکتر) جواب دادم تلفن رو سلام اقای دکتر سلام خانم لارا خانم لارا زیادی وقتتون رو نمیگیرم فقط میخوام که بیاین و زود تر تهد درمان قرار بگیرین لارا :ممنون که یاد اوری کردید ولی نمیام ممنون (تلفنرو قط کرد لارا)
(2 ساعت بعد) (دوباره تلفن زنگ میخوره اینسری دوست لارا هست و اسمش کایلی هست) علو سلام لارا خوبی لارا:ممنون تو چطوری کایلی کایلی ممنون میای همو تو کافه ببینیم لارا باشه(اینا هماهنگ شدن و همو تو کافه دیدن
(راستی هیچ کس نمیدونه که لارا سرطان داره ) تو کافه همو دیدن حرف زدن و از هم جدا شدن وقتی از هم جدا شدن لارا دید یه ماشین زد به گربه ای (راستی کار لارا دام پزشکیه و کار کایلی هم دکتره ) خب ادامه داستان کجا بودیم اهان اره لارا دویید و اون گربه رو به سریع ترین حالت ممکن برد مطب خودش و درمانش کرد
بعد گربه رو گزاشت رو میز که براش غذا بیاره گربه رفته بود (چند روز بعد ) کایلی زنگ زد (و گریه داشت میکرد) گفت تو چطور میتونی این کارو کنی •••••••بعد لارا گفت چیکار کردم گفت که میدونم سرطان داری و فقط 3 ماه زنده میمونی
پارت بعدی رو بزارم؟؟؟؟؟
لطفا فالو کنین من برا این تست زحمت کشیدم
ممنون که تست رو خوندید پارک بعدی خیلی حیوان انگیزه
فالو کنین لطفا لطفا ناظر جان منتشرش کن
ببخشد بچه ها من فعلان بخاطر در رفتگی مچ و ارنجم نمیتونم چیزی بنویسم تا یه هفته حتا امتحاناتم رو
عالی بید
پارت بعدی رو بزار حتما 💜
ببخشید ولی تا یه هفته نمیتونم چیزی بنویسم
چون موچ دستم و ارنجم در رفته حتا نمیتونم امتحان بدم
میدونم تستت رو خوندم ایشالا زود خوب میشی
هون یه هفته دیگه بزار 😘
عالی بودددد آجیییییی
😘😘😘
پارت بعد رو بزارم؟؟؟؟؟