بمبلالا بله اوبلا ......
خوشبختانه لریه خری بلد بود. لریه:«عر عر،دعر مععر یععر.» معنی:«بله توی معبد یلدا.» ماهم رفتیم معبد یلدا دیدیم هیولاعه داره با آهنگ شب طولانی قر میده 😑😐😂 من خودمو مهمون جا زدم رفتم تو هندونش سم ریختم خورد خوابش برد. بعدشم تاجو برداشتم رفتیم مدرسه.
وقتی رسیدم مدرسه پشت دفتر صدا ننه مدیرو شنیدم که میگفت:«موعاعاعاعا! وقتی تاج به دستم برسه میتونم همه مردمو تحریک به سایتای دیگه کنم!» صدای معلم ها هم میومد که میگفتن:« بله قربان!» پس من هم به همه ی مدرسه گفتم و برای آمادگیمون واسه اون روز کلی میمای اسیدی درست کردیم 😎
بالاخره روزش فرا رسید من سعی کردم که تاجو از ننه مدیر بگیرم اما اون گذاشتش سرش و حالا شده هیول مدیر! همه ی مدرسه میمای اسیدیشونو به هم نشون دادن و تاج خنده درست شد اونا تاجو گذاشتن روی سر من تا برم جنگ. حالا به فرشته ناناز تبدیل شدم ! از کلاس خارج شدم و رفتم توی حیاط و با جفتک خنده هیول مدیرو معلمارو به حیاط پشتی پرت کردم و همه ی بچه ها سریع از مدرسه خارج شدن و من ب فولاد در مدرسه رو بستم تا نیان بیرون. که یهویی دیدم یچی به اسم روح خنده میادو میگه:«عزیزان! شما کار خودتونو انجام دادید، این تاج پاداش شماست و حالا برید پناهگاهی بخرید و در امان باشید!» و محو شد رفت. تاج هم شد پناهگاه برای بچه ها
من و مانلی و آیدا از اونا خداحافظی کردیم و رفتیم آپارات.......
سلام ببخشید من اجازه دارم یک مدرسه تستچی جدید بنویسن؟