ممنونم از حمایتتون
من:شما برای تعطیلات به کره رفتم که یک سر کنسرت بی تی اس برم.بعد از رسیدن به هتل ۴ ساعتی خوابیدم بعد سیر تا پیاز اهنگ هایی که از بی تی اس گذاشتم جلوی آینه همه رو خوندم خیلی کیف داد قرار رفتن به کنسرت ساعت ۸ بود ساعت ۴ رفتن لباس شیک خریدم بلاخره باید خوشگل به نظر بیام دیگه رفتم خونه بازم اهنگ ها رو خوندم که جلوی بقیه ی آرمی ها سوتی ندم 😂البته آرمی بمب ندارم ولی باعث نمیشه از کنسرتشون و دیدنشون لذت نبرم مگه همه چی به آرمی بمب هست
ساعت شیش بود رفتم رستورانی که تو هتل بهم معرفی کردن سیب زمینی و استیک سفارش دادم البته سیب زمینیش زیاد خوش مزه نبود 🤧🤧. بعد یک سر رفتم آرایشگاه برای موهام دیگه ساعت ۷ شده بود رفتم تو هتل اماده شدم بگم لباسم طرح آرم بی تی اس بود😁یک تاکسی گرفتم تا دم مامور ها منو رسوندن بعد من بلیطم رو نشون دادم و رفتم تو چقدر آدم دهنم وا مونده. بود 😂😂😂
داشت کم کم کنسرت شروع میشد از هیجان حس میکردم پروانه داره تو دلم میچرخه اونم نه یکی ۱۰۰تا بی تی اس وارد استیج شد یا خدا من داشتم میمردم از هیجان را اومدن جلو تهیونگ یا همون وی داشت بهم نگاه میکرد خیلی با دقت منم ردیف جلو بودما راستی عضو مورد علاقه ی من وی است دیدم وی داره بهم نگاه میکنه گیج شدم بی هوش شدم من افتادم زمین وی هم اومد پایین و.......
منو بغل کرد رفت تو اتاق مخصوص اعضا تو راه رفتن به بقیه گفت بیاید کنسرت کنسل شد بقیه هم دنبال وی رفتن منم بی هوش بودم زنگ زدن اورژانس دکتر اومد گفت بهش شک وارد شده حالا نمیدانم از هیجان یا ترس بعد بی هوش شدن وی گفت پس برای مدتی بیاد خونمون جین که داشت موز میخورد گفت باشه مشکلی نیست ولی تو اتاق من نمیاد قیافه ی وی:😐 بعد گفت حالا اونو ول کن شکمو بعد با ماشین مخصوصشون رفتن خونشون وی منو ........
بغل کرده بود برد منو تو یک اتاق که یک تخت دو نفره بود منو تو تخت گذاشت جین گفت چرا تو این اتاق گذاشتیش وی گفت :نکنه میخوای بیارمش تو اتاق تو جین گفت نه بابا شوخی کردم 😂😂😂😂 بقیه کارا شون رو کردن بعد وی هم کاراشو کرد اومد تو اتاق من نشسته بود بهم نگاه میکرد که یهو جیمین اومد نشست بغل وی بعد گفت انگار خیلی به این دختر اهمیت میدی تهیونگ خان وی;چی میگی جیمین منو دید بی هوش شد پس اگر توریش بشه تقصیر منه جیمین گفت ......
باشه زود بگیر بخواب شب بخیر بعد جیمین رفت وی داشت به من نگاه میکرد که یهو سرمو تکون دادم انگار داشتم کابوس میدیدم بعد چشمامو باز کردم به دور رو برم نگاه کردم بعد گفتم اینجا کجاس من اینجا چی کار میکنم بعد تهیونگ دستمو گرفت گفت تو کنسرت بعد از دیدن من بی هوش شدی ما هم کنسرت رو برای اولین بار لغو کردیم و اومدیم خونه حالا بگیر بخواب باید استراحت کنی بعد وی رفت تو اتاقش خوابید ولی بازم من تو شک بودم که چطور اومدم خونه ی بی تی اس💜💜💜
گرفتم خوابیدم باز ساعت ۱۰ صبح پاشدم دیدم همه خوابن گفتم بزار برای تشکر صبحونه درست کنم خب تقریبا یک نیم ساعتی گذشت چند تا ساعت زنگ خورد چه هماهنگ😂😂😂همشون از خواب بیدار شدن با لباس خواب اومدن تو پذیرایی منو دیدن گفتن سلام منم سلام کردم گفتن اینا کار تو هست گفتم اره برای چی بعد گفتن هیچی سرشون رو خاروندن.....
بعد از صبحانه خوردن اونا رفتم تو اتاقم کیف و گوشیمو برداشتم تا برگردم هتل همه رفته بودن تو اتاقشون تا لباسشون رو عوض کنن منم تا اومدم در رو باز کنم تا دستم رو گذاشتم رو دستگیره ی در تهیونگ دستشو گذاشت تو دستم بعد گفت کجا کجا بعد اونجا قیافه ی من😓😓😓 گفتم دارم میرم هتلم دیگه تهیونگ گفت حالا یک امشب هم که شده بمون منم گفتم نمیشه که من تو هتل اتاق دارم تمام دار و ندارم اونجاست بعد گفت خب ما ماشین میفرستیم ساکتو بیارن من گفتم آخه اصلا به خاطر این نمیگم که.....
گفت پس مشکلی نیست در رو هم بست منم رفتم تو اتاق با گوشیم داشتم به دوستم پیام میدادم که یهو شوگا در زد منم گفتم بفرمایید اومد تو گفت داری چیکار میکنی گفتم دارن چت میکنم گفت نگو اینجایی آدرسی هم نده گفتم باشه 😂😂 بعد گفت آخه تو گوش همه میچرخه میریزن اینجا منم خندیدم 😂😂😂😂 بعد رفت منم با گوشیم رفتم تو پذیرایی همه نشسته بودن اونجا منم تو مبل بغل جیهوپ نشستم......
بعد نامجون گفت راستی تو چه چیزی دوست داری یعنی تو چه چیزی مهارت داری منم گفتم من از ناجوانیم تا الان دوست داشتم خواننده بشم ولی مامان و بابام نگذاشتن ولی من رقص رو خیلی دوست دارم همش میرقصم البته بیشتر اوقات با دوستم اونم مثل من عاشق رقصه 😊😊 بعد کوک گفت تو دوست پسر نداری بعد وی کوک رو زد گفت چی میگی منم گفتم نه اشکالی نداره نه من تا الان هیچ دوست پسری نداشتم بعد وی چشماش برق زد. پایان ادامه در پارت بعدی💜💜💜💜💜
من مرگگگ عالی
هلیا موافقم درضمن اگه بخواین تخیلی نباشه اعضای بی تی اس نباید عاشق کسی بشن چون چه طور ممکنه بین این همه دختر عاشق شما شن و چطور ممکنه ما کره بریم و چطور ممکنه این همه مدت راحت باهاشون فارسی حرف بزنیم کلش تخیلیه پس ایراد نگیرید
تخیلی هم باشه صد درصد یه خبر نگار اونجا هست و باعث بروز جنجال میشه
بی معنی بود
پارت بعدی رو بدتر بذار
راستی پارت های بعدی رو نوشتم تو صف است باید منتشر بشه به دست تستچی
مارال داستان منه هرطور به خوام میتونم بنویسم
مارال پارت بعدی داره میاد نخونده میگی سر و ته نداشت
عالیه 🌹 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍
پارت بعدیییییییییییییییییییییییییییییییییییی 🤩 🤩 🤩 🤩 🤩 🤩 🤩 🤩 🤩 🤩 🤩
راستی تهیونگ و اینطوری نشون نده گناه داره بچم 😂😂😂😂اون که نمیزنه تو گوش کوکی دویتن ولی مثل داداشت
زیادی تخیلیه مثلا وب دقیقاً به این نگاه میکنه بعد این غش میکنه بعد وی بغلش میکنه خیلی راحت میگه کنسرت کنسله
خو این عادیه سناریو ها همیشه تخیلین نظر میدی نظر خوب بده خو
عالییییییییییییییی