سلام من تلما هستم این اولین باره که من داستان مینویسم امید وارم از این داستان خوشتون بیاد کامنت یادتون نره
سلام اسم من ا/ت هستش امروز روز خوش شانسی من چون ما دیروز توی مدرسه اردو به از مایش گاه داشتیم راستش من اکسیر خوش شانسی درست کردم باید وقت یه قطره توی ابم بریزم وبعد اون رو بخورم
خوب من ایکارو کردم پس امروز روز خش شانسی من خوب قراره بادوستم سم بریم پارک او سلام سم سم:سلام ا/ت من:سم خوبی سم:مرسی ا/ت توخوبی من:اره مرسی خوب بریم دیگه سم :باشه راستی این دوربینه چیه تودستت من:خوب این ماله بچه گیم میخوام امروز رو سبت کنم
سم :او کار خوبی میکونی من:بریم سم:بریم 👍👍 خوب سم با اسگیت اومده و من با انگشت بورد سم :راستی کدوم پارک می ریم من:این پارک 🎠🎡🎢🎪 سم :این که شهر بازیه من:نه نه نه این نه ماپارک نمیریم ما اینجا میریم🌁🌁 سم :خوب اینم پول من:نه نه نه اینم نه ما اسن جایی نمیخوایم بریم ما میتر خیم سم:اوسکل کردی ؟؟؟ من:نه راستش نمی دونم کجابریم سم:من میگم بریم بستنی بخوریم من:باشه بریم بستنی فروش:سلام سلام خوش اومدیدی چی میل دارین من: من ایس بک میخوام سم :من هم همین تور
بستنی فروش :بفرمایید آماده 🍦🍦🍨 من وسم :مرسی بستنی فروش:خواهش روز خوش من :خوب سم کجایشینیم سم:اینجا🏛🏛روی پله ها
من :باشه بشین سم :راستی بستنیتو دوست داری من :اره خیلی👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍 او اون مینا نیس سم:چرا خودش من:وای اوتو اون ور کن حرف نزن ما نمیشناسم 😬😬👍 سم:باشه👍👍
مثلاً قرار بود بهترین روز امام باشه 😒😒
سم :خوب مگه نیس هان من که بهترین روز امرم
من:برای من هم هست بروز الان😒😒 سم:راستی دوربینت خاموش شده 😁😁 من :اوف اینم یکیش 😒😒😒😒😒😔😒😒
من :خوب دیگه رفت برگرد سم سم:برگردم ا/ت من :اره دیگه 👍👍👍
سم: بیابریم خونه دیگه شب شده من :باشه خوب این جا باید از هم جدا شیم من:خداحافظ سم سم :خداحافظ ا/ت 👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋👋
نظرات بازدیدکنندگان (1)