سلام اینم یه داستان جدید از من
از زبان کانر:امروز ۱۱ سالم میشه باید برم مدرسه رفتم دست و صورتم و شستم بابام داشت یه چیزی میساخت داداشم به اون رفته ؛مامانم تلویزیون رو روشن کرد:شب گذشته ساختمانی عجیب نزدیک دریاچه... در پایتخت ظاهر شد و هیچ کس نتوانسته وارد این ساختمان عجیب شود تلاش برای تخریب هم ناکام ماند.
اهمیت ندادم رفتم سمت مدرسه اون روز امتحان داشتم امتحان راحت بود رفتم سمت خونه یه خانم پیر داشت یه عالمه وسیله میبرد کمکش کردم و بعد رفتم خونه؛بابام متوجه شد مامانم یهو گفت:
:کانر واسیلتو جمع کن قراره بریم پایتخت.کانر:......؟اسباب کشی میکنیم؟.مامان:آره برو آماده شو.من ناراحت نشدم چون هیچ دوستی ندارم به خاطر داداشم رونی.وقتی به شهرجدیومون رسیدم وسایلم رو گذاشتم تو اتاق بابام یه ساعت آبی به شکل گربه بهم داد
به من گفت:کنار این لباس قدرت توئه.یه لباس خواب هم بهم داد و گفت:امشب ساعت ۱۱ لباس خواب رو بپوش و بزن رو ساعت چیزی تو اون ساختمون عجیب که تو اخبار گفتن ۲ نفر دیگه هم میان اسم هاشون وقتی با اون لباس بکند و هرباس از دیدنشان تعجب نکن اسم واقعیِ اونا اِما و گِرِگِ
تو هم پیچا هستی رئیس گروهشون قبول میکنی یه قهرمان باشی؟.گفتم:بله.بابام گفت:ولی خطر های زیادی داره.قبول کردم شب شد وقتی زدن رو ساعت خیلی برام عجیب بود من شبیه یه گربه شده بودم!
رفتم تو اون ساختمون اونم با تلپورت! ۲ نفر دیگه هم بودن.(توجه داشته باشین پدر پیچا رو اما و گرگ مستقیم ندیدن 🦄سلام هربا غربت تو گرگی نه ؟.🐊آره اما یعنی کبند.
🐺سلام پس کبند بکند و هربا شما هستید🦄🐊آره🦄تو باید پیچا باشی رئیس گروه🐺آره.(پدر پیچا راحل خرابکار یعنی رومی و...)
🐺این بیسیم ها رو بگیرید با اینا تو روز در ارتباط هستیم،حالا باید یاد بگیریم از قدرت ها مون چطور استفاده کنیم. شروع کردن به تمرین بعد ۲ ساعت یاد گرفتن حتی رانندگی با ماشین ها شونو یاد گرفتن. بعد متوجه رونی شدن و با ماشین گربه ای رفتن
اونا رونی دومی رو شکست دادن و داشتن یه اسم واسه گروهشون انتخاب میکردن کبند گفت:گروه شب بیدار چطوره؟.هربا گفت:ولی من میگم گروه نقاب دار.پیچا که اونا رو نمی شناخت با خجالت گفت:گروه شب نقاب چطوره؟.
🦄عالیه!🐊آره راست میگه🐺پس گروه شب نقاب تلاش کردیم و حالا شکست داریم خرابکار پیروز شدیم و خوشحال
از بچگی از این انمیشن بتنفر بودم🤢
حالم بهم خورد
چرت بود الان رونی و رومئو اینا من اصلا قاطی کردم.
یه داستان بزن برای رومئو.مثلا میره تو گروه شب نقاب و...
شاید اینجوری بهتر باشه در ضمن لایک کردم.
پس شب نقاب در میراکلس چی شد 🧐
اونو پارت بعدی رو گذاشتم
داستان تموم میشه