اگه تونستین تحمل کنین ،، صبر ایوب داشتین ،، خب بدونه وقت تلف کردن بریم سره داستان ،، ولی بگم اگه هرکاری کردم براش نقشه دارم پس اینقدر منو اینجوری نبینین الکی یکاری کنم ،،،، خب بریم ببینیم داستان از چه قراره ،، بریم ببینیم .
بیل : کیل ،، متأسفم باید اینکار رو بکنم . کیل : اما تو خودت میدونی چرا اینکار رو کردم . بیل : من دیگه بهت اعتماد ندارم پس بهتر زندانی بشیـ... بیل خواست کیل رو دوباره زندانی اما دو دل شده بود و نمی تونست همچین کاری بکنه ،، یهو... ویل : کیل سایفر تو زندانی میشی در من . کیل : چی ؟ ،، نه ،، نه... کیل داخل ویل زندانی میشه . بیل : ویل ،، چرا اینکار رو کردی ؟ ،، تو تحمل قدرت خشمه کیل رو نمی تونی داشته باشی . ویل دسته بیل رو میگیره . ویل : بیل ،، تو چندین سال مارو تحمل کردی ،، حالا نوبته منه حالا برو دنبال دیپر . بیل : ا..باشه . بیل از کلبه میره بیرون تا دنبال دیپر بگرده .
دیپر : اینجا خیلی تحته فشاره ،، نمی تونم...نمی تونم از اینجا برم...به کمک احتیاج دارم ( با درد و ناله ) یکی بهم کمک کنه...یکی..بهم..کمک..کنه... یهو یه مسیر برای دیپر درست شد که یه دروازه باز شد و از اون دروازه یکی اومد بیرون ،، دیپر اونو دید و امیدوار شد ،، اون بیل بود اومد دنبال دیپر . دیپر : بیل... دیپر نمی تونست خوب تعادلش رو حفظ کنه به خاطر همین ابعاد بر رو مثله یه عصا گرفت و داشت میرفت طرفه بیل ،، رسید طرفش ،، اما افتاد پائین که یهو بیل دستش رو دراز میکنه... بیل : دستت رو بده دیپر . دیپر دسته بیل رو گرفت و یهو بیهوش شد ،، بیل اونو بغل کرد و به کلبه برد .
ویل ،، بیل رو میبینه که دیپر بغلشه رفت پیشه شون . ویل : بیل..دیپر انگار... بیل : قدرتش کم شده داخل کهکشان . ویل : باید بهش قدرت کافی رو بدیم تا تبدیل به ذرات نورانی نشه . بیل دسته دیپر رو میگیره و ول نمیکنه . بیل : اون یه بار قدرته خودش رو با ما اشتراک گذاشت تا ازبین نریم حالا نوبت ماعه . بیل قدته خودش رو به دیپر میده ،، ویل هم دسته دیپر رو میگیره و قدرته خودش رو به دیپر میده ،، بیل اونو به اتاقش میبره و میزاره روی تخت ،، بعد گذشته چند دقیقه دیپر بهوش میاد . دیپر : بیل...
بیل محکم دیپر رو بغل میکنه . بیل : حالت خوبه دیپر ؟ . دیپر : خوبم ،، خوبم ،، تو منواز اونجا نجات دادی . بیل : آره . دیپر یهو سکوت کرد . دیپر : حالا کیل... بیل : نگران نباش ما زندانیش کردیم . دیپر : کجا زندانیش کردین ؟ . بیل رو به ویل میکنه . ویل : درون من . دیپر ناراحت شد . دیپر : ویل بیا اینجا . ویل میره پیشه دیپر و دیپر دسته ویل رو میگیره و باهاش همدلی میکنه . دیپر : اگه کمک خواستی به من بگو ،، من درکت می کنم . ویل از همدردیه دیپر لبخند میزنه . دیپر : بیل خیلی ازت ممنونم که نجاتم دادی . بعد دیپر ،، بیل رو بغل میکنه . بیل : کاری نکردم ،، وظیفه م بود .
۲ روز بعد ،، بعد از گذشت ۲ روز بازم انگار همه چیز به حالت عادی برگشت . ویل : وای دیپر ،، خیلی از چند روز پیش تغییر کردی . دیپر : آره ،، آره . بیل : یکم قدت بلندتر از قبل شده ،، درست هم قده ما شدی . دیپر : آره ،، خب زمان داخل کهکشان خیلی متفاوت بود ،، زمان به سرعت میگذشت که ۱ دقیقه اینجا ،، اونجا برابر ۱ میلیون سال اینجاست . بیل : خب نزدیک ۱ ساعت طول کشید پیدات کنم . ویل : وایسا ،، وایسا ،، اگه ۶۰ دقیقه ضرب در ۱۰۰۰۰۰۰ سال بکنیم وای خدا ،، کلی سن میشه . دیپر : کلش میشه ۶۰ میلیون سالم . ویل : ۶۰ میلیون سالهههههه! ،، تو که داری به ما میرسی . دیپر : مگه شما ها چندسالتونه ؟ .
ویل : خب ،، ممکنه داخل دنیای ذهنه بیل سه قلو باشیم ولی سن هامون متفاوته ،، من کوچیکترین شونم فقط ۸۰۰ میلیون سالمه و کیل دومی ۹۰۰ میلیون سال و بیل هم ۱ میلیارد سال که داداش بزرگه ،، وای خدااااااااا گیج شدم یهویی تو الان کوچیکتر از منی . دیپر : آره ،، ولی نگران نباشین دوباره خودم میشم . بیل : اما با زمان نمیشه بازی کرد ،، ممکنه داخل همین سن بمونی . دیپر : نه این قبول نیست من هنوز به ۱۸ سالگی هم نرسیدم بعد شدم ۶۰ میلیون سال . بیل : خب حرف از ۱۸ سالگی شد ،، الان ممکنه اینجا داخل حبس باشی یه چیزایی عوض نمیشه الان اول ماهه مدرسست پس باید درس بخونی . دیپر : من عاشق درس خوندم .
ویل : داداشی . بیل : چیه ویل ؟ . ویل : اگه من بچه کوچیکه بودم و شماها ازیتم میکردین یعنی با دیپر هم می کنین . بیل : معلومه که نه ،، مگه مغز خر خوردم همچین کاری بکنم . دیپر : یه چیزی الان میبل نیست و استن و فورد هم رفتن کی الان مغازه رو اداره میکنه ؟ . بیل : خب روزی یکیمون میریم و مغازه رو اداره میکنیم . بعد یهو صدای در میاد ،، ویل میره در رو باز میکنه ولی هیچکس بیرون نبود ولی یه حباب تناقص بود که داخلش نامه بود ،، ویل نامه رو میگیره . ویل : بچه ها میبل نامه نوشته . دیپر : چی نوشته ؟ . ویل : نوشته مدرسه شروع شده و جای تو هم خالیه .
دیپر : میبل فقط صبر کن از این حبس خونگی خلاص میشم و میام پیشت . ویل : یدونه نامه هم از خانوادت هم فرستاده . دیپر نامه میگیره و میخونه « دیپر عزیزم به نظرت احترام میزاریم و اجازه میدیم پیشه عمو فوردت بمونی امیدوارم اتفاق بدی نیوفته موفق باشی از طرف مامان و بابا » . دیپر : کاش می تونستین حرفم رو باور کنین که قضیه اون چیزی که فکر می کنین نیست ،، ولی حداقل مخالفت نکردن ،، همینش خوبه . بیل : آره . نصفه شب توی اتاق ویل ( اتاق ویل از بیل و دیپر جداعه ) دنیای ذهن .
ویل : ببخشید داداش ،، ولی خودت میدونی بیل سره حرفی که میزنه میمونه . کیل زندانی شده بود و کلی زنجیر دورش بسته بود . کیل : خودم میشناسمش ،، اما تو هم نباید همچین کاری میکردی باید متقاعدش می کردی . ویل : اما کیل... کیل : حالا ( با اعصبانیت ) تو با زندانی کردنه من داخل درونت فقط داری ازیت میشی ،، دیگه باید این رنج اعصبانی بودن رو بکشی اونم تا ابد . ویل میره کناره کیل و اونو بغل میکنه . ویل : هرچقدرم باشه من تحمل می کنم همون طور که بیل کرد .
کیل : خود دانی . ویل : آره خودم میدونم ،، باید برم اما بهت سرمیزنم ،، خداحافظ .
بیپر ۲ سریع پارت بعدو بزار مشتاقممم
چرا اینقدر خوب داستان مینویسی:/😐😂💕
به خدا ذهنم رو درگیرش کردی😂
مثل همیشه عالیییییبی بود
نمیدونم
و ممنون
عالی بود!! 😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
ممنون
چی بگم؟نه خدایی؟ چی بگم؟؟خودت میدونی باید چند بار تکرار کنم تا تبلتم رو بپوکونم؟عالییییییییییییییییییییی
برو موز بخور خوب بشی 😂😂😂
سلام تست دومم درست شد.کسی میخواد بخونه،بیاد بخونه.اگر خواستین تو نظر ها بگید که فصل دوم و سومش رو هم بنویسم یا نه؟(بله این یک پروژه بزرگ است😎)
👌👌👌👌
من خوندم اولین نفر بودم
🙏
به طرفداران کیل تسلیت عرض میشود ⬛
انشاالله بتوانیم با همدلی،صبر و پشتکار انتقام خوبی از این ویل،بیل و دیپر بگیریم
آمین 😂
اون مرحوم چه آدمی بود ؟؟ جواب:خیلی بی....
خداوکیلی 100 تومن میدم حرفتو عوض کن جواب:اون ادم شرفی بود
افرین بعدا میزنم به کارتت 😂
بیپر ۲ این کارت بی جواب نمیمونه بالاخره یه روزی کیل با لشکر شیاطین میزنن اون نامردا رو به فنا میده 😈😈 فهمیدی ؟؟ پارت بعد باید همین اتفاق بیوفته !!
(حسم الان ترکیبی از خشم و ناراحتی هست 😐)
صبر کن ،، صبر کن ،، ماجرا فرا تر از این حرفاست ،، صبر کن ،، حتما شکه میشی
کیل جرئت داری بیا طرف دیپر و بیل و ویل
میسو رو میفرستم سمتت😂😐
جواب بیپر ۲:اوه شت
جواب نویسنده:اون میسو کاری نمیتونه بکنه من بجاش کمپوت اون خیانتکار هارو سمی میکنم ها ها ها ها ها !
اهه اخه کیل چی داره که خوشت میاد؟😐😐😐
ریل اینجوری نگو کیل عشقه خیلی باحاله کمیک آبشار نبرد رو نخوندی ببین یه جا خفه اون هایی که خوندن شاخ در آوردن ،، بزن کمیک آبشار نبرد برات میاد
کیل خفنه
جواب ریل:از استایل آتشینش خوشم میاد و من عاشق آتیشم و اون چون سایفر خشم هست آتیش هم بهش ربط داره کلا من عاشق کیلم
به افتخار این حرف بزرگوارانه بیپر ۲ دست بزنید:
نویسنده:👏👏👏
ریل:👏👏👏
و بقیه:👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏
Mason راست میگه
کیل از بیل و ویل ضعیف تره
من بیل رو کلا دوست دارم
بعدش دوستم انقدر غر زد سرم که تصمیم گرفتم استار باشم😐
جناب ماسون به درک که قوین ،، معمولا توی داستان و انیمیشن ها که نمیزنن بگن اقا بیا این قویتره فیلم و داستان تموم شد ،، صد در صد شخصیت منفی یه قدرتی کوفتی جادویی چیزی قویش میکنه 🤯😈
استار😐🤣
نظر در مورد ضعیف و قوی بودن کیل ندارم
اصلا ول کن ضعیف و قدرتمند وگرنه در عین حال توی انیمیشن دیپر همچان قوی هم نیستشا.
بفرما کیپر خودت اعتراف کردی بعد یه چیز دیگه میگی😐😑😒
جناب ریل منظورتو از اعتراف نفهمیدم مهم نیست شخصیتی که دوست داری قویه یا خیر شما ماشاالله هزار ماشاالله چپوندین رو دیپر ،، دیپر قویه ؟؟ نه خداوکیلی قویه ؟؟ تو داستان ها با یه کوفتی چیزی قوی شده ،، حالا کیل،، اونم قضیش همینه اگه داستان بیپر ۲ رو خونده باشید حس ششم من میگه ویل یه جا دیگه نمیتونه خشم کیل رو تحمل کنه چون اونم قدرتای خودشو داره
ماسون چرا چرت میگی تو داستان،فیلم یا انیمشینی دیدی که شخصیت منفی وقتی قدرتمند میشه کسی ازش قدرتمند تر باشه ؟؟ اونم شخصیت مثبت !! شخصیت مثبت اول نمیتونه جلوی منفی رو بگیره ولی بعد اره
قراره اتفاقاته مَحشر به پا کن بیوفته
خوبه ها
ممنون 😇
عالیییییییی
میگم کیل کی بود؟
همشونو میشناسم بجز این یکی
کیل یکی دیگه از برادر های بیل سایفره که تمام خشم جهان رو داره
اها تنکس
خوب بود👍
مرسی