خب دوستان اینم پارت چهارم 💛 امیدوارم خوشتون بیاد💛
( داشتین انگلیسی حرف میزدین ) . نامجون (به کره ای ): من میخواستم زورنو بهت معرفی کنم ولی انگار شما از قبل همو میشناسین ....؟!.... . تو : زورن ؟ .... . نامجون : آره اسمشه ... . تو کلی خندت میگیره😂😂😂 . نامجون : چرا میخندی ؟ . تو : به شما نگفته ؟ ... 😂😂😂 . جین : چیرو ؟ . تو : اسم واقعیش زورناست ...نه زورن 😂😂 . زورنا : خبر چین 😐😒💔🔪 . تهیونگ : خب چیش خنده داره ؟ ..😐 . تو : زورنا اسم یه مکان باستانیه که اولین دستشویی ایجاد شده تو انگلیسه و مردم چون خیلی براشون کار آمد بوده براش اسم انتخواب کردن و هر وقت نیاز داشتن برن دستشویی داد میزدن زورنا 😂😂🔪🔪🔪 .
بقیه هم شروع میکنن خندیدن . تو : حالا وایسین اینجاشو بگم 😂💔 ......موقع بدنیا اومدن زورنا ...مامانش تو دستشویی گیر کرده ...اونام نتونستن درو باز کنن دکتر مجبور شد از پنجره بره داخل دستشویی و زورن اونجا بدنیا اومد برای همین پدربزگش اسمشو گذاشت زورنا 😂😂🔪 . زورن : 😐🔪💔 . یکم دیگه میخندین و میرین سر میز .... . جونگ کوک : راستی من نفهمیدم تو و زورن چطوری همو میشناسین ؟ ..... .
زورن : خب من تو انگلیس به دنیا اومدم و تا 16 سالگی هم اونجا بودیم ....بعد خب من و کامیل هم محله ای بودیم و از بچگی هم دوستای صمیمی بودیم .... حتی قرار گذاشته بودیم باهم بیایم کره 😅🔪 . تو : ولی خب این و خانوادش خونشونو عوض کردن ....از اون موقعم نمیدونم چیشد این زردنبو رو گم کردم ..... . زورن : همین زردنبو عشق بچگیت بود 😂 . تو : ز کی انقد اعتماد بنفس نوبره 😂🔪 .... .
زورن : خلاصه که ما چند سال بعد دوباره با خانوادم برگشتیم کره ... . تو : خب چه خبر چیکارا میکنی 😂 ....شماها چطوری آشنا شدین ؟ ... . جیمین : ما یکی دو سالی هست که دوستیم ....نمیدونی ؟ ...زورن پلیسه . تو : پس به آرزوت رسیدی 😂🔪 . زورن : حالا نگفتی تو اینجا چیکار میکنی ؟ . تو : من منیجرشونم .
(نکته : تو هنوز نمیدونی که پسر اون روزی همون جیهوپه )شوگا : خب زورن چه خبرا ....آلهاندرو رو پیدا کردین ؟ . زورن : نه هنوز دنبالشیم . تو : آلهاندرو کیه ؟ . زورن : رئیس یه باند قاچاق آدم.....طرفای منطقه ی بونگ سو ......چندین ماهه دنبالشیم ..... تو اخبارم گفتیم که مردم اون منظقه مراقب باشن .... دوربینارو زیاد کردیم ..... کلی مامور گذاشتیم ..... ولی هنوز نتونستیم پیداش کنیم..... . تو (با خودتی ولی حواست نیست و بلند میگی ) : پس اسمش آلهاندروعه ...... . زورن : مگه تو اونو میشناسی ؟! .... . تو : ن..نهه بابا چرا باید بشناسم تو اخبار دیدم ... . زورن : ولی تو اخبار اسمشو گفته بودن .... . تو : عههه خب یادم رفته چه سوالایی میپرسی ... .
زورن : ولی خب بگم تعداد قربانی ها از چند ماه پیش واقعا کم شده ...... . جیمین: حداقل این جای خوشحالی داره ....حتما بخاطر اینه که معمورارو زیاد کردین ..... ...زرون : خب ....آرزوم بود بخاطر اون باشه ولی عاعا .....یه دختره ....البته دقیق معلوم نیست ولی خب مردم اون منطقه میگن یه دختری هست که بهش میگن کامیل فکر کنم ....یجورایی هم اسم کاملیاست .... از چند ماه پیش اون دختره نمیدونیم از کجا ظاهر شده همش حواسش به اونجاهاس ...مردم میگن وقتی آلهاندرو و دار و دستش سعی میکردن اونو بدزدن اون دختره میومده و کمکشون میکرده ............. .....البته بعید میاد حرفاشون راست بوده باشه ولی خب نمیشه که همشون باهم دروغ بگن .......... .
از زبون جیهوپ : وقتی زورن شروع کرد در مورد اون دختر حرف زدن منیجر سرفش گرفت و بنظر میومد مضطربه ...برای بقیه عجیب بود ولی خب من میدونستم که منیجر همون دختره برای همین زیاد تعجب نکردم ..... . زورن: البته درسته اون دختر باعث نجات جون خیلی ها شده ... ولی خیلی ها هم هستن که میگن اون دختره میاد و بدتر به آلهاندرو کمک میکنه ......اون دختره خودش تحت تعقیبه چون چندین بار هم با نام کامیل سیستم مارو هک کرده یا سعی کرده هک کنه .... . با حرفی که زورن زد چشمام چهار تا شد !! .....من مطمئنم این کارارو منیجر نکرده!! .....ولی اگه واقعا کرده باشه چی ؟؟! .....یعنی باید چیکار کنم .....ولی نه هوسوک تو نباید اینطوری فکر کنی منیجر اون روز جون اون پسر بچه رو نجات داد..... اون آدم خوبیه ..... .
از زبون راوی : با اون حرف زورن تو عصبی میشی و میگی : ولی به نظر میاد اون دختره آدم خوبیه ....هرچی نباشه خیلی از مردم میگن اون جونشونو نجات داده .....نباید زود قضاوت کنین 😒🔪 . زورن : خب حالا چرا به تو برخورد 😐💔 .... بعدشم اون دختر نمیتونست بدون هک کردن سیستم پلیس مردمو نجات بده ؟! ... . تو : شاید اصن کار اون دختر نیست کدوم آدم عاقلی موقع هک کردن سیستم پلیس خودشو معرفی میکنه .... 😐😒🔪 .
زورن : به هر حال مقصر واقعی بالاخره دستگیر میشه ......... . صبحونتون تموم میشه و زورن بلند میشه که بره ...... . نامجون : عه داری میری ؟ ...... . زورن : آره دیگه باید برم .... . تا دم در بدرقش میکنین و زورن میره ..... . دارین میزو جمع میکنین که گوشیت زنگ میخوره ............ .
از زبون جیهوپ : داشتیم میزو جمع میکردیم که گوشی منیجر زنگ خورد .... جواب داد ...... اولش خیلی تعجب کرد ... _ چی ؟! . ولی بعدش یه طوری حرف میزد انگار داشت سعی میکرد ما چیزی متوجه نشیم ... . _ آهان ...اهوم..باشه...اوکی....هوم . قط کرد .... . رو به ما کرد و گفت : امم ....من باید برم یکی از دوستامو ببینم ....خیلی واجبه ..... من الان میرم ...2 ساعت دیگه تو لوکیشن ورایتی شو همو ببینیم ...... . نامجون : باشه .
( دوستان فکر کنم تو سوال قبلی تو این جمله (داشتیم میزو جمع میکردیم که گوشی منیجر زنگ خورد ) تیکه ی اول جمله جا موند ...البته مطمئن نیستم اگه کلا کلمه ی خورد رو نوشته بودم بجاش این جمله ی بالایی بعدش بقیه چیزایی که گفته بودمو حساب کنید اگه نه که کلا بیخیال ) . بازم از زبون راوی: تو وسایلتو برمیداری و از خوابگه میری بیرون ...اعضا میزو کامل جمع میکنن ....جیهوپ نشسته رو مبل و فکرش مشغول حرفای زورنه . جین که میبینه فکر جیهوپ مشغوله میشینه رو مبل و میگه : جیهوپ ؟ ... . جیهوپ حواسش نیست و جواب نمیده ولی وقتی جین چند بار صدا میکنه و به خودش میاد و میگه : بله هیونگ منو صدا کردی ؟ . جین : اصلا حرف نمیزنی ساکتی.. چی شده ؟ . نامجون هم میاد و میگه : آره عجیبه بنظر فکرت مشغوله ....... . جیمین هم میاد میگه : آخه هیونگ تو معمولا انقدر آروم نیستی .... .
جیهوپ : ها؟....نه خوبم .... البته یه چیزی هست ولی نمیدونم بگم نگم ....... . جین : بگو چیشده ؟...... . جیهوپ : ................ خب دوستان این پارت هم تموم شد 💛 امیدوارم خوشتون اومده باشه 💛 حتما تو کامنتا نظرتونو بگین 💛💛💜💜💜 عاشقتونم 💛💛💛💛💜💜💜💜❤❤❤ بای 👋
خیلی خندیدم 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 داستانت عالی بود💛💜💙💜💛💜💙
وایییییییییی عالیههههههههههه💜💜💜💜💜💜💜💜
وااای خییییلی خوب بود 😍😍
لطفا زود تر پارت بعد رو بذار
وایی خیلی قشنگههههههه داستانت😍😍
میگم یه سوال؟
میخوای ترکیب اکشن و درام بزنی؟😟چون اسم داستان اوای عشقه ولی داستان داره اکشن هم میشه😀در کل عالی بود
خب راستش داستانای من همشون ترکیبین یعنی یجا ممکنه خیلی عاشقانه و احساسین یه جاهاییش اکشن 😹💜
از اونجایی کاملیا یعنی شما و جیهوپ تازه آشنا شدین هنوز نمیشه روندو عاشقانه کرد اما از چند قسمت آینده روند داشتان از اکشن میره سمت عاشقانه 💜💜❤
مثل همیشه عالی
عالی بود منتظر پارت بعدی هستم
تا پارت بعد رو نگیریم آروم نمیگگریم 😐✊✊
#ستاد - حمایت - از - پارت - بعد 😐✊✊
معرکه بود عالییی
وای داستان پلیسی منم دوست دارم بزرگ شدم پلیس بشم و قاچاق چیان را دستگیر کنم بخاطر همین از شخصیت زورن و داستانت خیلی خوشم آمده و ادامه را بزار تا من 100 فکر نکردم
بی نظیر حرف نداشت عالی بود حرفی ندارم بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستم
💙💙💙💙💙💙🤍🤍🤍🤍🤍🤍
💜❤💜❤💜❤❤