سلام دوستان اسم داستان رو عوض کردم داستان رو گم نکنید
از زبون مرینت :از خواب پاشدم دیدم وایییی😰 من پیش کت خوابیده بودم پس بگو چقدر دیشب حال داد خوابیدن 🥰نمیدونم چرا عاشق کت شدم ولی وقتی تبدیل به لیدی باگ میشم ازش خوشم نمیاد پاشم پاشم برم صبحانه درست کنم عشق خودمم بیدار کنم(نیومده عشقش شد🥱)گونشو بوسیدم و رفتم پایین صبحانه رو درست کردم فقط مونده کت نوار رو بیدارم کنم رفتم بالا و کت رو بوسیدم گفتم کت بیدار شو
از زبون کت :داشتم کابوس وحشتناک میدیدم که مرینت من رو بیدار کرد سریع پریدم بغلش گفتم مرینت خواب بد داشتم میدیدم خیلی میترسم گفت باشه بیا بریم پایین گفتم نه بزار بغلت کنم گفت باشه من اینجام از زبون مرینت داشتم کت نوار رو بیدار میکردم که پرید بغلم گفت (همون حرف ها) دست مرینت رو گرفتم و رفتم پایین صبحانه رو خوردیم و گفتم مرینت مدرسه ات دیر شده😰😰 مرینت گفت ا اممم امروز جمعه ست 😆 گفتم خوب بانو مرینت با اجازه من برم بعد دستش رو بوسیدم و رفتم که به مرینت گفتم ساعت ۶میام دنبالت
گفتم دوست دارم ❤️اونم همین رو گفت گفتم ساعت۵:۵۵دقیقه میام دنبالت گفت باشه
از زبون آدرین:گفتم الان پلک من رو میکشه😄 با ترس و لرز گفتم پ..ن..ج..ه..ه..ا..د..ا..خ..ل پلک اومد بیرون و گفت کتاکلیرم و دنیا رو نابود کرد پایان شوخی کردم😂😂😂 پلک اومد بیرون و چیزی نگفت پنیر رو گرفت و خورد منم رفتم سراغ کامپیوترم و گوشی ام همه عکس های لیدی باگ رو حذف کردم گفتم رفتم پیش مرینت عکس های اون رو میگیرم
از زبون تیکی :مرینت تا کی میخوای به این کار ادامه بدی -تاموقع ای که صلاح بدونم بعدش قول میدم همه چی رو بهش بگم ساعت سریع ۵:۵۵دقیقه شد منتظرش بودم که دیدم اومد از زبون آدرین :گفتم پدرم نکنه مرده باشه😰 آخه ۲روزه من ندیدمش رفتم به ناتالی گفتم پدرم کجاست گفت اون تو اتاقش هست داره رو طرح جدیدش کارمیکنه گفتم باشه
رفتم بالا دیدم ساعت۵:۵۳دقیقه ست گفتم پلگ پنجه ها داخل رفتم دم بالکن اتاق مرینت دیدم اون منتظرم هست گفتم سلااام گفت سلام پیشی میتونم اینجوری صدات کنم گفتم هرجوری که دلت میخواد صدام کن😍😍
مرینت رو بغل کردم و بردمش بالای برج پاریس همون جایی که با لیدی باگ بودم😞 ولی الان مرینت رو دارم بهترین اتفاق زندگیم😄 رفتم برج بهش گفتم چشات رو باز نکن اونم گفت باشه از قبل چند تا خرت و پرت خریده بودم سریع کار تزئین رو انجام دادم گفتم حالا وا کن از زبون مرینت کت گفت چشم رو با نکنم گفتم باشه و وقتی که باز کردم با یک صحنه خیلی قشنگ مواجه شدم کت واسه ی من آنقدر تزئین کرده بود نمیدونم چم شده بود دقیقا همین کار رو کت با لیدی باگ انجام داد من هیچ توجه ای نمیکردم ولی الان که مرینتم چرا اینجوری شدم🙁 به هرحال -دوست داشتی اینهمه کار رو 😄+اره پیشی خیلی خوشم اومد دستت درد نکنه😍 نشستیم با کت شام رو خوردیم دقیقا همین موقع شام بود که به کت گفتم یه نفر دیگه رو دوست دارم ولی الان نه خلاصه کلی حرف زدیم خوشحال شدیم خندیدم که آخر شب شده بود گفتم پیشی دستت درد نکنه 😍 بهترین شب زندگیم بود -مرینت میخواستم ازت یه سوال بپرسم+بپرس -اممم.چیزه میشه با من باشی برای همیشه 🥰 +نمیدونستم چی بگم و گفتم ب.باشه تو هم مال من شو -گفت با کمال میل بانوی من کت اومد جلو لباش رو به لبم نزدیک کرد منم همراهیش کردم این طولانی ترین بوسه ی ما بود بعد از چند دقیقه از هم جدا شدیم و کت من
رو بغل کرد و برد خونه گفت عاشقتم خداحافظ 😘گفتم من بیشتر خدا حافظ😘
من پارت ۳و۴رو تو یه روز نوشتم بوس بای😘😘
..........
یه سوال
گابریل اصلا زندس؟
غذا نمیخوره اب نمیخوره تنها کسی هم که میبینه ناتالیه
🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️
😂😂😂😂😂😂😂عالی بود
تو اونجا گفت دوست دارم اون گفت من بیشتر یاده پیشونی سفید ۱ بعد اینکه آقا موشه رو نجات دادن گفتن من بیشتر ، من بیشتر 😂😂😐
ععععااالللی
پارت بعدو زود تر بزار