
ایندفعه میخوام جای حساس کات بدم😐😁😂
لیدی : ای دیوونه داشت باورم میشد...که...که....که میخوای منو بکشی !😓 / کت : شرمنده بانو جدا متاسفم این تنها راه بود😞 / لیدی : اوهه کت....خیلی ترسیدم! تازه ببین ، گلومو زخمی کردی🙁😒 / کت : ببخشید بانو ، حتما وقتی داشتم پرتت میکردم توی آب چاقو روش خراش انداخته . بذار ببینمش.... 😔/ لیدی : لازم نکرده . میگما کت ، یه تست بازیگری بده. به خدا برنده جایزه اسکار میشی😝 / کت : من داشتم از نگرانی و استرس میمردم اونوقت تو به فکر تست بازیگریمی ؟؟ پاشو پاشو بریم بدو . اینجا امن نیست..... / لیدی : باشه ولی ولی یادم بنداز بعدا ازت امضا بگیرم😁 / کت : پاشو بهت امضا بدم😎 / لیدی : خب بابا توهم باز باهاش دوتا شوخی کردم فوری پسرخاله شد😒 / از زبان کت : با تمام دردی که داشتم ، اما به لیدی باگ کمک کردم که بلند بشه . خواستیم بریم که.. ، دوباره زخمم بدجوری درد گرفت . نزدیک بود بیوفتم ولی... لیدی باگ منو گرفت . لیدی : کمکت میکنم پسر جون😉 / کت : ممنون...امم...ولی لطفا دیگه پسر جون صدام نکن🙂 / لیدی : میکنم چون دلم میخواد😁 / کت : من رو این حساسما پشیمون میشی....... / لیدی : باشه پسر جون 😎😁 / جوش آوردم و لیدی باگ رو دنبال دادم . اونم فرار کرد . رفت پشت یکی از ساختمون ها قایم شد و فکر کرد من ندیدمش...... منم یهو با شیطنت از پشتش ظاهر شدم . با دیدن من جیغی کشید و خواست فرار کنه که..... دستش رو گرفتم و کشیدم سمت خودم و بعد به صورت اتفاقی.....کاملا اتفاقی.......💋 هامون خوردن به هم🙄 اصلا هم از قصد نبود 😁 (فولی : آره جان عمت😒 / من : والا😒) اما لیدی باگ سریع ازم جدا شد و با تعجب بهم خیره شد ! منم خیره شدم بهش . انگار چشماش چسب داشتن نمیتونستم ازش چشم بردارم . بالاخره سکوت رو شکستم . خودم رو انداختم روی لیدی باگ و تا تونستم قلقلکش دادم😊😂❤
تبلیغات و پیام های بازرگانی .❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤ ناظر توروخدا منتشر کن تا طرفدار ها دق مرگ نشدن😅
از زبان لیدی باگ : وای خدا جونم...انقدر قلقلکم داد که دیگه نمیتونستم نفس بکشم داشتم خفه میشدم / لیدی : کت.😂... توروخدا..😂..بس.. کن..😂.دیگه ..😂..دیگه..😂.نمیتونم....😂.کت..😂...لطفا...😂..آخخ.😂.تمومش کن...😂 / کت : دیگه بازم پسر جون صدام میکنی؟ / لیدی : نمیدونم.....😁 / کت : پس خودت خواستی😈 / و دوباره حسابی قلقلکم داد.....دیگه جدا داشتم میمردم . داداش یه چند سالی میرفتی ایران به عنوان شکنجه گر ساواک ازت استفاده میکردن🙄 / لیدی : بسه...😂..کت نوار.😂...بسه....😂..التماس...میکنم.😂...دارم...دارم خفه..میشم..😂..خواهش....وای...😂.نمیتونم....😂.بس کن......😂😂 / کت نوار دو تا دستام رو محکم گرفت و با نگاهی شیطانی گفت : بازم میخوای ؟؟😈😉 / لیدی(که نفسش تازه اومده بود سر جاش) : نه..😨..نه.😧..کت نوار..😞..لطفا...دیگه نه😭😂 / کت : بازم پسر جون صدام میکنی؟😈 / لیدی : نه نه نه نه.😭😂... من غلط کردم.😣...توروخدا بسه....نفسم بالا نمیاد....😭😂😂 / کت(در حالی که آروم دستای لیدی باگ رو ول و از روش بلند میشه) : خوبی ؟؟ / لیدی : درد بی درمون بگیری الهی.... داشتی منو میکشتی الان میگی خوبی ؟؟ / کت(دست لیدی رو میگیره که بلندش کنه) : بهت هشدار داده بودم . خودت گوش نکردی . / لیدی : به موقع تلافیش میکنم . اصلا نگران نباش😏 / کت : حتی اگه منو ۴ ساعت هم قلقلک بدی ، من بازم دوستت دارم😊❤ / لیدی: پس میخوای امتحان کنم ؟؟ / کت : هر چی شما بگید بانوی من😊💜 / لیدی : نه ولش کن الان خز شده بعدا حالتو جا میارم. / کت : به هر حال هر وقت خواستی تلافی کنی ، من همیشه اینجام😉💕 / لیدی : ای خود شیرین دیوونه😒❤ / کت : خخخخ😂 / خلاصه که با هزار تا بدبختی از جام بلند شدم و بعد به کت کمک کردم که راه بره.....
کت : بانوی من...اممم....تو خوبی ؟؟ فکر کنم یکم زیاده روی کردم . / لیدی : نه خوبم چطور مگه ؟؟ / کت : آخه صورتت مثل زردچوبه شده / لیدی : صورت تو هم مثل گچ دیوار شده . درد داری مگه نه ؟؟ / کت : خوب میشم.... / لیدی : پس درد داری . / کت : خیلی خستم / لیدی : بیا بریم خونه آلیا . اونا منتظرمونن / کت : چی ؟ چرا ؟ / لیدی : سوال نپرس فقط دنبالم بیا..... / کت : هر چی شما بگید بانوی من 😉 / لیدی : این لقب جدید داره کم کم میره رو مخم / کت : هرچی شما بگید بانوی من😉😁 / لیدی : میخوای منم بهت بگم پسر جون ؟؟ / کت: نخیر انگار برات کافی نبوده . نکنه بازم دلت قلقلک میخواد ؟؟ / لیدی : نه نه نه بابا شوخی کردم😅 / کت : کم کم داری دخنر خوبی میشی😏 / لیدی : پررو نشو/ کت : چشم😊 / رفتیم و رسیدیم خونه آلیا اینا . در زدم . / آلیا : کیه ؟ / لیدی : منم لیدی باگ / آلیا : اومدم / آلیا در رو باز کرد لوکا هم پیشش بود . لوکا : شما دوتا چرا ول میچرخین توی شهر ؟؟ کت ببینم حاات خوبه ؟؟ / کت : امم...آره.. (که الیا جفتشون رو پرت میکنه تو خونه و سریع در رو میبنده ) / لیدی : چته آلیا مگه نمیدونی کت نوار حالش خوب نیست درد داره ؟؟ چرا پرتمون کردی ؟؟ / لوکا : بچه ها نینو اومده و من دیگه باید برم . شما رو با افکار خای فاسدتون تنها میزارم . ادرین...چیر نه منظچرم این بود که کت نوار حسابی مراقب لیدی باش / کت و لیدی هذ دو به هم نگاه میکنن و بعد به رفتن ناگهانی و بی دلیل لوکا خیره میشن .
آلیا : اونو ولش کنید دیوونس . شما دچتا بگین ببینم چرا نو شهر ول میچرخین واسه خودتون ؟؟ / کت(در حالی که ددستش رو روی جای زخم فشار میده) : مگه حالا چی شده ؟؟ / نینو (وارد ماجرا میشود😁) : اولا سلام . دوما مگه نمیدونید کت نوار تحت تعقیب پلیسه ؟؟ حکم اصلحه هم ازتون دارن . / لیدی : این حکم اصلحه که میگی یعنی چی ؟؟ / آلیا : نمیدونی ؟؟؟ یعنی اگه شمارو ببینن و شما تسلیم نشین اجازه شلیک دارن . / (کت و لیدی داشتن قهوه میخوردن که هرپوشون تفش کردن بیرون) کت و لیدی همزمان : چی گفتی ؟ / نینو : اوضاع خیلی بده . باید سریع تر شدوماث رو پیدا کنیم و شکستش بدیم . / کت نوار : آهههههه😖 / لیدی باگ : چی شد ؟؟ / کت : من خودمو بهشون تحویل میدم . دیگه تحمل این همه درد کشیدن رو ندارم . حداقل اونا قبل اینکه بندازنم زندان کاملا درمانم میکنن/ نینو : اونو ولش بچه ها فک کنم عقلشو از دست داده / آلیا : کاملا باهات موافقم نینو / لیدی : کت میدونم سخته تما لطفا یکم دیگن تحمل کن قول میدم درستش کنیم . کت : دیگه نمیتونم درد امانمو بریده😖 / کت بلند شد مه از در بره بیرون که یهو پاهاش شل شدن و افتاد . نینو گرفتش . نینو : اوه پسر تو حتما خیلی خسته شدی بیا بریم یکم استراحت کن . / کت : آخه هویتم چی...... ؟ / نینو : تا وقتی لیدی باگ ندونه کی هستی مشکلیپیش نمیاد بیا بریم اون اتاق عجله کن . / کت که دید چاره ای نداره ، معصومانه نگاهی به من کرد . منم به نشانه تایید سر تکون دادم .
نینو کت رو برد . آلیا هم اومد پیش من و یکم باهم حرف زدیم و...... از زبان کت نوار : نینو تو مطمئنی ؟؟ / نینو : بجنب پسر / کت : پنجه ها داخل😔 / نینو( درحالی که لیوان شربتش رو تف میکنه بیرون) : آدرینننننن ؟؟؟؟ / آدرین : هیس ساکت ممکنه لیدی باگ بشنوه / نینو : رفیق تو...تو کت نوار بودی ؟؟ چطور ممکنه ؟؟ / پلک : خیلی ببخشین پارد بحثتون میشما ولی من گشنمه😒 / آدرین(پلک رو بغل کرده) : اوه پلک دلم واست تنگ شده بود😥 / پلگ : من از فیلم هندی متنفرم فقط پنیر میخوام / آدرین : بیا بگیر برو بابا بی احساس😒 / نینو یهو بدون اطلاع پرید توی بغلم . منم بغلش کردم . نینو :وای پسر تو چیا کشیدی الهی بمیرم برات / آدرین : نیوو دلم برات خیلی تنگ شده بود😭 / (و خلاصه از همین مسخره بازیا) «بعد از ۳۰ دقیقه تتعجب کردن» نینو : بیا برو یه دوش بگیر حالت بهتر میشه . / آدرین :نمیشه آخه میترسم تو حموم...../ نینو : نترس باهات میام / ادرین : مغزت تاب برداشته ها . بیایکه چی ؟ / نینو : انگار یادت رفته زخمی هستی . نمیتونی تنهایی بانداژ رو باز کنی و بعد دوباره جدیدشو ببندی / آدرین : باشه بابا تو بردی😒
از زبان مرینت(چون به حالت عادی برگشته) : داشتیم با آلیا تلویزیون میدیدیم که از تو حموم صدای آخ و واخ شنیدم بلندشدم برم که آلیا دستم رو گرفت : آلیا : کجا ؟؟ /مرینت : نگو که صدا رو نمیشنوی/ آلیا :مگه کرم که نشنوم ؟ /مرینت : پس چی ؟ / آلیا : اولا ، الان کت نوار تو حالت عادیه اگه بری هویتش فاش میشه و دنیا نابود میشه رو سرمون . دوما اونا دوتا پسرن میخوای بری چه غلطی بکنی ؟؟؟ / مرینت : آخه کت حالش خوب نیس / آلیا : مگه نینو برگ چغندره ؟؟ / مرینت( با ناامیدی میشنیه رو مبل) : حق با توعه . این چند وقت خیلی دیوونه شدم / آلیا : نترس همه چی درست میشه غصه نخور / مرینت : امیدوارم // از زبان ادرین : این نینو پدرمو درآورد . کاش خودم میومدم . هی بهش میگم زخمم درد میکنه گوشش بدهکار نیست که نیست . آخرش هم کیسه رو کشید روش . هیچی دیگه خون تو حموم جاری شده . ادرین : دیوانه😠 / نینو : شرمنده رفیق . خیلی درد داره ؟ / آدرین : درد من به درک الان با این حموم خونی چه کنیم ؟؟ / نینو : اونکه هیچی بسپارش به من😉 / آدرین : کم درد داشتم ، اضافم شد . اه . باید خودم میومدم . / نینو : حالا اگه لیدیش اینکاذو باهاش میکردا ، جیکش در نمیومد😒 / آدرین : دیوونه میدونی درد چیه ؟؟ میفهمی ؟؟ / نینو : بله میفهمم / آدرین : اوکی پس .... درد دارمممممممم😖🙃😞 / نینو : بیا بریم بیرون برات بانداژش میکنم از روز اولش بهتر میشه غصه نخور / آدرین : پوفففففف.... ریلکس ترین آدم دنیایی . یادت باشه به لیدی باگ نگی زخمم پاره شد . از نگرانی دق میکنه. . نینو : تا حالا از من دهن لقی دیدی ؟؟ / آدرین : بله خیلی😑😒 / نینو : 🙄
از زبان کی بودیم ؟؟ یادم نیس . از زبان آدرین : از حموم در اومدیم . سرم رو خشک کردم . لباس پوشیدم . / نینو :، خوبه حالا پیراهنتو بده بالا / آدرین : واسه چی ؟؟ / نینو : خب اگه میخوای یهو خون ازت جاری بشه ، میتونی ندی / آدرین : بده من خودم بلدم باند رو ببندم / نینو : ای بابا من که پسرم ، تو هم پسری ، دیگه مشکلت چیه آخه ؟؟ / ادرین : کلمه ای به اسم حیا ، خجالت ، وو..... در فرهنگ لغت تو وجود داره ؟؟ / نینو : شبا تو ب.غ.ل لیدی باگ خوابیده حالا وتیه من حرف از حیا میزنه . بخواب رو تخت بینیم بابا / آدرین : نوبت منم میشه / نینو : دراز بکش رو تخت انقدر حرف نزن / آدرین : چشم // بالاخره مجبور شدم رو تخت دراز کشیدم و نینو زخمم رو بانداژ کرد ولی خب پدرمو در اورد😑💔 // از زبان مرینت : همش از اتاقشون صدای داد و آخ و واخ میومد . دیگه نتونستم تحمل کنم . رفتم جلوی در اتاق . مرینت : نینو ؟ منم لیدی باگ . اونجا چه خبره ؟؟ داری کت رو سلاخی میکنی ؟؟ چرا انقدر آی و وای میکنه ؟؟ / آدرین : بانوی من ! بیذ منو از دست این دیوونه نجات بده . دو ساعته داره یه باند عوض میکنه . تک تک بخیه هارو پاره پوره کرد😑😭 / مرینت : کت تویی ؟؟ حالت خوبه ؟؟ / ادرین : آره مم ولی این نینو داره میکشه منو / مرینت : نینو پدرتو درمیارم / نینو : برو مزاحم نشو این یه کار مردونس / آلیا(مثل همیشه از ناکجا آباد میپره پیش مرینت) : بیا اینور دختر نینو کارش رو بلده / مرینت : پوففففففف😓
بعد از ۲۰ دقیقه از زبان راوی : نینو بالاخره کار رو تموم کرد . آدرین دیگه واسش جونی نمونده بود ولو و بیحال افتاد رو تخت . نینو به شونه هاش میزنه و تکونش میده . نینو : بلند شو خوش خواب پاشو . پرنسست منتظرته😉 / آدرین(با بی حالی): نمیتونم...بلند...بشم / نینو : آلیا ماکارون درست کرده . چقدر حیف که نمیتونی طعم مورد علاقت رو مزه کنی😈 / آدرین : باشه بابا اومدم . پلک پنجه ها بیرون . / پلگ : داشتمنمم پنیررر میخوردمممم 😠😞💔 / کت نوار میره سمت در اتاق که بازش کنه و برن بیرون . نینو : کجا ؟؟ / کت : یعنی چی کجا ؟؟ / نینو : مث اینکه یادت رفته لیدی باگ تو حالت عادیه . / کت : خب چه کنیم ؟؟ / نینو : هعیییی ! آلیا ؟ به لیدی بگو تبدیل بشه مهمون دارین / آلیا : خودت که شنیدی مرینت ؟ / مرینت : تیکی خال ها روشن / آلیا : بیاین / لیدی باگ همین که کت نوار رو با اون حال و روز میبینه ، با سرعت میره سمتش . کت هم که این صحنه واسش تکراری شده بود ، خودشمث بچه آدم دستاش رو باز میکنه و به لیدی باگ تو ب.غ.ل.ش جا میده . لیدی : خوبی ؟؟ / کت : آره / لیدی : واست ماکارون درست کردم😊 / کت : باید دستپختت رو امتحان کنم🙃❤ // دور میز نشستن و تا تونستن ماکارون خوردن . البته به کت نوار که از همشون ضعیف تر شده بود و گشنه تر هم بود ، سهم بیشتری دادن . خوش خشونشون بود که یهو.........
که یهو از بیرون یه صدایی اومد = پلیس : شما محاصره اید . تسلیم بشید . واگرنه خونه رو میفرستیم هوا / لیدی باگ و کت نوار با تعجب آروم در خونه رو باز کردن و بیرون رفتن . آایا و نینو هم ، یه گوشه موندن تا ببینن چه اتفاقی افتاده . لیدی : باز چی شده ؟؟ / پلیس : اون مجرم رو تحویل بده تا شلیک نکنیم . مقاومت به معنای مرگتونه / کت و لیدی : بیشینین بینیم بابا😂 / پلیس : ۳ شماره میشکارم اگه تسلیم نشید خونه رو با تمام ساکنانش تیر بارون میکنیم . ۱....۲.....۳...... بزنید ! / آلیا و نینو پشت نرده ها قایم میشن و از پشت بوم فرار میکنن تا یه راهی برای لیدی باگ و کت نوار پیدا کنن . تیر ها مثل بارون شلیک میشن سمت لیدی باگ و کت نوار . کت نوار چوبش رو سپر میکنه اما ، چون قدرت چندانی نداره ، یه تیر میخوره به گوشه چوبش و اون پرت میشه عقب ، تا لیدی باگ بخواد کاری کنه ، یه تیر مستقیم به سمت کت نوار میره😢😰...........خب تمام شد . گفتم جای حساس کات میدم😁😂 بچه ها کامنت ، کامنت فراموش نشه . لایک هم همینطور . واگرنه از پارت بعدی خبری نیست😌😂😂 ناظر جونم جان من منتشر کن . این دست دیگه واسه من دست نمیشه😅
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
برگ چوغندر دیگه چیه?
آجی میشی عزیزم ـ؟
سلام اجی میشی
عالی بود ❤️❤️
راستی مرضیه جان اجی میشی؟
مرسی .😊😘
آره حتما مرضیه ۱۳-۱۴❤
الان ۱۳ تا لایک داری
میشه امروز پارت بعدی رو بذاری ؟؟😶😶😋☺️😇
آجی اذیتوم نکن دیگه...😑😂
سعی میکنم بزارم ولی قول نمیدم 😊❤
ممنونم آجی❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
پارت بعد تو صف بررسیه آجیا منتظر باشید😍😂😂
دستت درد نکنه آجی ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
عالی
تنکس❤
عالیییی بود😍
فقط پارت بعد رو بده...🤕
لطفاااا😥
مرسی عزیزم😊
چشم مهربونم😍❤
ممنون گلم🙏
پارت بعد آمادس آجو😊
تو رو خداااا بگو بعدی رو کی می داری
باید زمان دقیق بدی وگرنه دوباره میام میکشمت 🔫🔫🔫🔫
آجی به خدا دستم درد میکنه واگرنه مینوشتم😅😅
ولی تسلیم حکم قاضی هستم 😐✋✋😂
فقط نکشید منو گناه دارم😅😂😂
آقااااااا الان سه ساعت شده ۹ تا لایک و یک عالمه کامنت داری
خب پس پارت بعدی رو بدهههههههههه🤨🤨🤨
از دست تو 😤😤
من امروز سر کلاسم همش داشتم به داستان تو فکر می کردم هیچی هم از درس نفهمیدمممم 😖😖
اگه تا بعد از ظهر پارت بعدی نیاد میام خونتون با همون خنجری که تو داستانت بود می کشمت و بعدش هم با همون تیری که سمت کت رفت 😶😶😑🔫🔫🔫
ای بابا بزارین دستام استراحت کنن شکست انقدر داستان نوشتم😅 آقا من تسلیمم هرچی شما بگید دستا بالا ✋😂
فقط منو نکشین جوونم به خدا😥😂😂💔
فقط مرضیه به کت نوار بد بخت چیکار داری هی بلا ملا سرش میاری 😐😐😐😐
تو خودتو بگو که سر یه خواب اشک ملت رو درآوردی😐😂💔
اصلا میخوام کت رو زجر کش کنم😐😂😂😂
بابا من فقط یه بار زجر کردم کت نوار رو تو زدی زخمی کردی اینو کردی اونو کردی مریضه ببخش منو تورو خدا منو به جاش زجر بده ولی با کت کاری نداشته باش😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
ارام تر فرزندانم😐😂💔
نمیتوانم آرام بگیرم قربان😂😂😂
پارت بعد شنبه میدم😊❤
پس آرام گیرید فرزندانم😐😂😂
چشم
چشمت بی بلا😉😘
قربون شکلت😍😍😍😍😍😍
تشریف بیارید پارت بعد داستان آمادس😐😂
شما هم تشریف بیارید پارت۱۲ آمد ولی ۱۱ نیامد