سلام اینم قسمت 9قسمت بعد رو دیر می زارم ولی این زیاده و اینکه به جاش کلی تست باحال داریم و همین طور خبر های فصل چهار کامل و فقط اونجایی که قطعی شده رو می زارم براتون که الکی نباشه یه وقت
مرینت :با آدرین رفتیم جلو در که یهو یه ماشین لوکس اومد جلو در برادر و خواهرم اومدن پایین رفتم اول داداشم رو بغل کردم گفتی داشی جون خواهرم گفت ما بوقیم 🎉🎉🎉🎉گفتم نه بیا پیشم تو تاج سری نه بوق 👑👑👑👑🔕🔕🔕🔕آدرین :رفتم پیش داداش مری گفتم چه طوری رفیق گفت اومدیم به شما سر بزنیم البته خلوتتون رو خراب نمی کنیم میریم خونه که بابا اینجا داره 😆😆😆😆
(قشنگ استیکر بارونین امشب 😂😂😂عه شب آهان من شبه دارم می نویسم 😂😂😂😂🌛🌛🌛🌛🌛)مرینت :1چه مزاحمی 2مگه بابا اینجا خونه داره 3اول خونه ما بعد هر جا خواستین داداشم خندید گفت چشم سرورم وای من بزرگ ترم ما ولی بیشتر به تو احترام می زارم گفتم وزیفته (والا😌😌😌😌همیشه دوست داشتم اینو بگم گفتم تو داستانم بگم 😂😂😂عه همش حرف من شد خب بریم صفحه بعد داستان 👈👈👈👈)
آدرین :یهو به گوشی مرینت پیام اومد نگاه کرد تایپ کرد و گفت من شب کار دارم میرم بیرون بعد میام خیلی برام عجیب بود(شب)پرینت رفت برج ایفل منم تبدیل شدم و رفتم دنبالش (نه اووووو آخه آدرین چی چی من اخه آخه آدرین آخه چی من می فهمی )مرینت لوکا بهم پیام داد که برو برج رفتم دیدم همه جا پر قلب و برگ گله لوکا اومد و بدون اینکه چیزی بگه کمرم رو گرفت و بوسیدن گفتم چی کار می کنی بعد زانو زد و خواستگاری کرد اومد چیزی بگم که ..........
آدرین رفتم دیدم همو بوسیدن قلبم درد گرفت به حالت اول برگشتم دیدم اومد خواستگاری کرد تا مری اومد بگه اومدم گفتم (با گریه )دستت درد نکن خانم پرنسس خوب قلبم رو به بازی در آوردی چرا چرا این کارو کردی چرا منتظری بگو بگووووو (الان داد و گریس )بله چی شد پس که خواهرش و برادرش رسیدن و تعجب کردن من دویدم رفتم مرینت با گریه داد زدم نههههههههههههههه ادررررررررررررن دنبالش دویدم
وای دستم شکست ولی با سه شما می نویسم
برادر مری :(واقعیتش اسمش یادم رفت و کتابم پیشم نیست )رفتم یه دل سیر لوکا رو زدم خواهرم اومد گفت ولش کن بیشعور رو (والا ارزش زدن نداره 🔫🔫🔫🔫وگرنه حالیش می کردم 😈😈😈😡😡😡😡خوبه خودم می نویسم 😌😌😌🤔🤔🤔🤔🤔
آدرین رفتم خونه تو اتاق زانو هام و بغل کردم پرینت :دیدم ادری تو اتاقم هست رفتم پشت در نشستم گفت چرا چرا آخه این کارو کرد من مگه چی کار کردم (الاهی بمیرم برات الان می کشمش تو آروم باش 😡😡😡😡)(پرینت +آدرین *)+میشه گریه نکنی پیشی *نه چون عش...قم بهم خ خ خ..یا....ن.ت کرده +آخه نزاشتی حرف بزنه *حرفش چی آخه جواب همونه که دیدیم بوسیدش +خب من پیشش بودم قضیه اون جوری نیست که شما دیدین *خب پس چی +گفتم قضیه اینکه اون می ره اونجا بدونه اجازه اومد می بوسش بعد خواستگاری می کنه می خواد بگه نه که تو میای *گفت چه طور حرفت رو باور کنم +اگه من رو باور نداری حرفه قلبت رو داری که
ببین قلبت چی می خواد چی میگه چون اونکه حرفش حرفه قولش قول *میگه ببخشش +خب ببخش مرینت :آدرین درو باز کرد تا اومد بغلش کردم بعد بوسیدمش 💏 گفت قلبم راست میگفت گفتم پس چی
خواهرم اینا اومدن گفتم خوش حالم دوست شدین بعد رفتن و ما خوابیدیم پیش هم من تو بغل ادرین بودم امن ترین جای دنیا برام بود
یکم استراحت اوه آب بخورم
مرینت :بیدار شدم میز چیدم که از دل پیشی در بیارم روکا بهم پیام داد گفت پیام 👇👇👇 سلام عشقم ❤❤❤ جوابت رو ندادی ❤❤❤ منتظر عروسیمونم ❤❤(یعنی کشتمش ) جواب مری 👇👇👇 خفه شو 😡😡😡 جوابم نه هست وباز هم خفه شو و شما بلاک شدین وبلاکش کردم آدرین اومد گفت سلام عشقم چی کار کردی قلبم وایساد گفتم نه واینیسا هنوز کارت دارم خندید و صبحانه خوردیم
مرینت : داشتیم صبحانه می خوردیم که من گفتم بازم منو ببخش به خدا تخسیر من نبود
گفت ایبی نداره بعد بغلم کرد که زنگ خورد ....
آنچه خواهید خواند :مامان بزرگ پدر بزرگ ........ما می دونیم .......معجزه گر ........طاووس بنفش
نظر فراموش نشه بای
وای چی شده
چی رو می دونن
قسمت بعد زود
با دست های خودم لوکا رو می کشم
می فهمی
تو برسی
آقا خواستی بکشی بگو منم بیام