😉😉😉😉😉
سلام کیوتا بزن بعدی
ژیل:اُ بیل خوشحالن میبینمت🤭دیپر داخل ذهنش:وای 😵و سریع رفت تو پورتال و از وسط شهر به فنا رفته در اومد😐🤒
بیل:ژیل تو اینجا چیکار میکنی 🤨مهم نیست مهم نیست دیپر صبر کن نرو وقتی بیل هم از پورتال رد شد پورتال بسته شد🥲
بیل هم از وسط شهر در اومد و داد میزد دیپر دیپر🤕(نکته:هنوز هم انسانی شکله🙃)دیپر پشت دیواری بود و داشت قلبش تو دهنش می آمد و گفت باید برم بغیه را پیدا کنم😣
داشتم میرفتم که بیل پیدام کرد😱 داشت دنبالم می دوید من هم فرار می کرد که ناگهان پروتکلی جلوم باز شد و به محظ خروج من بسته شد😣😱
اونجا یک سمند مکزیکی دیدم😱(نویسنده:آقا یک لحظه استوپه به دلیل طولانی نبودن داستان دبپر اکسولاتل را میشناسه با تشکر😂😑)دیپر : ببین من جوونم آرزو دارم تازه ۱۳ ساله شدم بهم رحم کن اکسولاتل😭اکسولاتل:آمدم بهت بگم که.....(ادامه در صفحه ی بعد😏)
بهت بگم فکر کنم تنها دفعه ای هست که بیل داره از مغزش استفاده میکنه پس فرار نکن و قلبت نیاد تو دهنت بهت آسیب نمیزنه😁دیپر:چی🤨که دیدم من همونجایی قبلی ایستادم و یکی هم دستش را ذاشته رو شانه ام😬😬
بای بای کیوتا🙃ادامه در صفحه ی بعد😊
نتیجه 1
برگشتم دیدم بیل بوده😖بدبخت شدم بدبخت😭(نویسنده :آقا یک بار دیگر استوپ یاد اون دیالوگ ژاله تو دراکولا افتادم که تو فلافل فروشی میگفت بدبخت شدیم بدبخت😂)بیل:دیپر باید باهات صحبت کنم مهمه🙂
نتیجه 2
برگشتم دیدم بیل بوده😖بدبخت شدم بدبخت😭(نویسنده :آقا یک بار دیگر استوپ یاد اون دیالوگ ژاله تو دراکولا افتادم که تو فلافل فروشی میگفت بدبخت شدیم بدبخت😂)بیل:دیپر باید باهات صحبت کنم مهمه🙂
نتیجه 3
برگشتم دیدم بیل بوده😖بدبخت شدم بدبخت😭(نویسنده :آقا یک بار دیگر استوپ یاد اون دیالوگ ژاله تو دراکولا افتادم که تو فلافل فروشی میگفت بدبخت شدیم بدبخت😂)بیل:دیپر باید باهات صحبت کنم مهمه🙂
نتیجه 4
برگشتم دیدم بیل بوده😖بدبخت شدم بدبخت😭(نویسنده :آقا یک بار دیگر استوپ یاد اون دیالوگ ژاله تو دراکولا افتادم که تو فلافل فروشی میگفت بدبخت شدیم بدبخت😂)بیل:دیپر باید باهات صحبت کنم مهمه🙂
نظرات بازدیدکنندگان (1)